فصل سوم: روش تحقیق38
3-1 مقدمه39
3-2 معیارهای انتخاب BPMS مناسب40
3-2-1 قابلیت مدلسازی41
3-2-1-1- سطوح متفاوت مدلسازی فرآیند42
3-2-1-2- مهمترین مزایای استانداردسازی در مدلسازی43
3-2-1-3- افراد درگیر در تیم مدلسازی43
3-2-2 قابلیت شبیهسازی52

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

3-2-2-1- مزایای شبیهسازی53
3-2-3 قابلیت پیادهسازی56
3-2-4 قابلیت تجزیهو تحلیل فرآیند58
3-2-4-1 بهینهسازی58
3-2-4-2 مزایای مشهود بهینهسازی59
3-2-4-3 مزایای نامشهود بهینهسازی59
3-2-4-4 تکنیکهای تجزیه و تحلیل59
3-2-5 فنآوری محصولات61
3-2-5-1- استانداردهای BPM61
3-2-5-1-1- استاندارد BPMN62
3-2-5-1-2- استاندارد XPDL63
3-2-5-1-3- استاندارد BPML63
3-2-5-1-4- استاندارد BPEL64
3-2-6 سازگاری نرمافزار68
3-2-6-1- مزایای قابلیت یکپارچگی سیستمها69
3-2-7 همکاری فرآیند71
3-2-7-1- پشتیبانی از نگارشات متعدد فرآیند72
3-2-8 مدیریت امنیت75
3-2-9 مدیریت فرم77
3-2-10 پرتال گردش کار80
3-2-10-1- مزایای گردش کار80
3-2-11 نظارت و مدیریت82
3-2-11-1- داشبورد مانیتورینگ83
3-2-12 مستندات و گزارشگیری87
3-2-12-1 مزایای سیستم مستندات و گزارشگیری87
3-2-13 قواعد کسبوکار88
3-2-13-1 موتور قوانین کسبوکار89
3-2-13-2 مزایای موتور قواعد کسبوکار89

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-2-14 تأمینکننده91
3-2-15 خدمات و پشتیبانی92
3-2-16 سابقهی نرمافزار94
3-3 شبکه عصبی مصنوعی95
3-3-1- مدل ارائه شده به کمک شبکه عصبی مصنوعی96
فصل چهارم: نتایج تحقیق101
4-1 مقدمه102
4-2 Oracle103
4-3 AuraPortal104
4-4 Bizagi107
4-5 Software AG108
4-6 Tibco110
4-7 BonitaSoft112
4-8 Appian113
4-9 Signavio115
4-10 AccuProcess117
4-11 Adonis118
فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادها125
5-1 نتیجهگیری126
5-2 پیشنهادها127
ضمائم129
مراجع136
چکیده انگلیسی141
فهرست شکلها
عنوان صفحه
فصل دوم
شکل 2-1- چهار حوزهی مورد پشتیبانی توسط مدیریت فرآیند کسب و کار17
شکل 2-2- چرخهی حیات مدیریت فرآیند کسب و کار22
شکل 2-3- اجزاء مدیریت فرآیند کسب و کار27
فصل سوم
شکل 3-1- شاخصهای اصلی مدیریت فرآیند کسب و کار41
شکل 3-2 نمودار شماتیک همکاری فرآیند در مدیریت فرآیند کسبوکار71
شکل 3-3- مدل شبکه عصبی جهت انتخاب BPMS100
فهرست جدولها
عنوان صفحه
فصل سوم
جدول 3-1- شاخصهای مدلسازی فرآیند کسبوکار45
جدول 3-2- شاخصهای شبیهسازی فرآیند کسبوکار55
جدول 3-3- شاخصهای پیادهسازی فرآیند کسبوکار57
جدول 3-4- شاخصهای تجزیهوتحلیل فرآیند کسبوکار60
جدول 3-5- شاخصهای فنآوری محصولات فرآیند کسبوکار64
جدول 3-6- شاخصهای سازگاری نرمافزار فرآیند کسبوکار70
جدول 3-7- شاخصهای همکاری فرآیند کسبوکار73
جدول 3-8- شاخصهای مدیریت امنیت فرآیند کسبوکار76
جدول 3-9- شاخصهای مدیریت فرم فرآیند کسبوکار78
جدول 3-10- شاخصهای پورتال گردش کار فرآیند کسبوکار81
جدول 3-11- شاخصهای نظارت و مدیریت فرآیند کسبوکار85
جدول 3-12- شاخصهای مستندات و گزارشگیری فرآیند کسبوکار88
جدول 3-13- شاخصهای قواعد فرآیند کسبوکار90
جدول 3-14- شاخصهای تأمینکننده فرآیند کسبوکار91
جدول 3-15- شاخصهای خدمات و پشتیبانی فرآیند کسب و کار93
جدول 3-16- شاخصهای سابقهی نرمافزار فرآیند کسب و کار95
جدول 3-17- ساختار شبکه عصبی مدل ارائه شده97
جدول 3-18- اطلاعات لایه ورودی شبکه98
جدول 3-19- اطلاعات لایه خروجی شبکه99
فصل چهارم
جدول 4-1- نتایج حاصل از مقایسهی نرمافزارها121
فصل اول
کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
در سالهای اخیر، به دلیل رشد روزافزون تکنولوژی و فنآوری اطلاعات و تغییرات سریع محیطی، سازمانها و کسبوکارها با چالشهایی اساسی روبهرو شدهاند، بنابراین راههایی را جهت تطبیق خود با محیطهای پیچیدهی امروزی و مقابله با سایر سازمانهای رقیب، انتخاب میکنند، که آنها را در جهت برونرفت کارآمد از آن پیچیدگیها و تغییرات حمایت کنند. مدیریت فرآیند کسبوکار یکی از مهمترین و کارآمدترین راهها در جهت پشتیبانی از سازمان در برابر پویایی محیط میباشد که با استقرار سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار نمود پیدا میکند. سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار، براساس توسعه در دو حوزهی فنآوری اطلاعات و کسبوکار بنیان نهاده شده است. مهمترین قسمتها در حوزهی کسبوکار، مدیریت کیفیت فراگیر و مهندسی مجدد فرآیند کسبوکار است. در حوزهی فنآوری اطلاعات، انواع مختلف سیستمهای اطلاعاتی مانند برنامهریزی منابع سازمان، سیستمهای مدیریت جریان کار و سیستمهای برنامهریزی پیشرفته بر روی سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار تأثیر میگذارند [8].
امروزه فرآیندهای کسبوکار کلید موفقیت هر سازمان هستند. بنابراین داشتن یک رویکرد مدیریت فرآیند کسب‌وکار قوی در سازمان‌ها حائز اهمیت است. فرآیندها در سازمانها، به سه گروه تقسیمبندی میشوند: فرآیندهای اصلی، فرآیندهای حمایتی و فرآیندهای مدیریتی [9]. سازمان‌ها به تجربه آموخته‌اند که مدیریت فرآیند کسب‌وکار، سرمایه‌گذاری قوی در رویارویی سریع با تغییرات محیطی است. با توجه به این که سیستم مدیریت فرآیند کسب‌وکار بستری را فراهم می‌آورد تا انجام کلیهی فرآیندها در سازمان به صورت خودکار درآیند، همهی راه‌ها در حال منتهی شدن به سیستم مدیریت فرآیند کسب‌وکار به عنوان هسته اصلی سیستمهای سازمانی، جهت بهبود عملکرد کسبوکار می‌باشد [1].
با رشد فنآوری‌ها و تکنولوژیهای ابداع ‌شده توسط بشر، امکانات ساده‌تر و کارآمدتری در اختیار افراد قرار گرفته است. این فنآوری‌های جدید، همان فنآوری اطلاعات است که از آن به عنوان بزرگ‌ترین انقلاب در زندگی بشر یاد شده است. در سیستمهای پیشین، کنترل و گردش فرآیندهای کسب‌وکار داخل سازمان اکثراً دستی بود، زیرا فرهنگ فنآوری اطلاعات در بسیاری از سازمان‌های کسبوکار استفاده نمی‌شد. اما امروزه سازمان‌ها برای افزایش چالاکی، کاهش هزینه، معنا بخشیدن و ملموس کردن فرآیندها، درون سازمان‌های کسب‌وکار، به سوی فنآوری اطلاعات حرکت کردهاند و سعی دارند از تکنولوژیهای مطرح استفاده نمایند [2]. نرمافزارهای سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار در ایران، در مقایسه با سایر نرمافزارهای کاربردی مانند حسابداری، بسیار اندک هستند و تعداد انگشتشماری از شرکتهای ایرانی در این زمینه به صورت حرفهای فعالیت نمودهاند. علت این موضوع، عمدتاً به واسطهی دانش فنی و علم گستردهای است که در حوزهی BPMS مورد نیاز است. اساساً، در حوزهی بینالمللی نیز، شرکتهای قدرتمند نرمافزاری (مانند Oracle و …) توانایی خلق سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار را داشتهاند. امروزه، بستههای نرمافزاری در حوزهی مدیریت فرآیند کسب وکار توانسته است تا حد زیادی مشکلات سازمانها را برطرف و فعالیت آنها را بهینه سازد. شرکت پژوهشی فورستر اعلام کرده است: “استفاده از سیستم مدیریت فرآیندهای کسبوکار، باعث افزایش 46 درصدی بهرهوری در شرکتها خواهد شد”.
1-2- تعریف مسئله
مدیریت فرآیندهای کسبوکار1(BPM) پارادیمی مدیریتی است، که هدف آن کنترل و بهبود فرآیندهای سازمانی در بستر فنآوری اطلاعات است. مدیریت فرآیندهای کسبوکار به دنبال کنترل بر چرخهی حیات فرآیندها، از زمان تعریف ومدلسازی تا زمان اجرا و بهینهسازی است. فنآوری اطلاعات نقش مهمی در پشتیبانی فنی و ابزاری از این رویکرد دارد و به مدیران سازمان کمک میکند، اجرا و مدیریت بر فرآیندها را از کانال ابزارها و سیستمهای گردش کار محقق سازند [3]. هر فرآیند کسبوکار دارای یک ساختار، ورودی، خروجی و کاربر میباشد و وظایف و عملکردهای داخلی و خارجی را شامل میشود [10].
فرآیندهای موجود در سازمان‌ها، پیچیده، پویا و دائماً در حال تغییر هستند، که به صورت نامنظمی گسترش‌یافته‌اند و در هر سیستم و سکویی به صورتی متفاوت، محلی سازی شده‌اند. سیستم مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار 2( (BPMS، باهدف اتوماسیون گردش کار فرآیندهای سازمانی و ایجاد امکان پایش و مدیریت فرآیندها ارائه شده است. این‌ سیستمها سعی دارند تمام چرخهی حیات فرآیندها را از زمان تعریف و مدل‌سازی تا زمان اجرا و بهینه‌سازی تحت ابزارهای مبتنی بر فنآوری اطلاعات مدیریت کنند [3].
این موضوع اهمیت راه‌اندازی سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار را در سازمان نشان میدهد که نهتنها موجب اتوماسیون فعالیتهای درون سازمان میشود، بلکه قابلیت پایش و بهبود فرآیندها را در سازمان ایجاد میکند. مدیران در راستای سنجش و ارزیابی سازمان به طور مداوم، گلوگاه‌ها و نقاط ضعف طراحی فرآیندها را کشف کرده و با اصلاح مستمر فرآیندهای سازمانی به منظور تطابق با تغییرات محیطی، به هدف نهایی هر کسبوکار یعنی افزایش سطح کارایی و رضایتمندی دست مییابند.
از این رو، بر مبنای ارزیابی کارایی کل فرآیندهای یک سازمان، شاخص‌های ارزیابی سیستمهای فرآیند کسبوکار مورد توجه قرار میگیرند. در واقع سازمانها علیرغم استفاده از روشهایی نظیر: مدیریت منابع سازمان، مدیریت کیفیت، مدیریت رضایت مشتری، مدیریت زنجیره تأمین و غیره، به دلیل عدم وجود یک سیستم یکپارچه سازمانی که کل فرآیندها را در بر گیرد، دچار عدم هماهنگی فعالیتها و فرآیندها بین بخشهای مختلف میباشند و این مسئله لزوم پیادهسازی یک سیستم مدیریت فرآیند کسب و کار را بیش از پیش نشان میدهد. ارزیابی سیستم پیادهسازی شده، به کمک معیارهایی انجام میشود که کل فعالیتهای درون سازمانی و برون سازمانی را پوشش دهد.
در این تحقیق سعی شدهاست تا با ترکیب ایدههای نوین نظیر شبکههای عصبی از روش فراابتکاری الگوی مناسبی برای مدلسازی سیستمهای مدیریت فرآیند کسب و کار ارائه شود.

1-3- سوال تحقیق
مهمترین مرحله در انجام تحقیق، بیان مسئله است. سوال اصلی این تحقیق عبارت است از:
1. نحوهی انتخاب مؤثر BPMS مناسب جهت پیادهسازی در سازمان ها بر چه اساسی صورت میگیرد؟
2. شاخصهای پایه جهت ارزیابی یک سیستم مدیریت کسبوکار در چند دسته طبقهبندی میشوند و هرکدام شامل چه زیر معیارهایی میشود؟
1-4- اهداف تحقیق
نرم‌افزارهای مختلفی در حیطهی مدیریت فرآیند کسب‌وکار و گردش کار و فرآیندها وجود دارند، که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را داشته و بعضاً ویژگی‌های مشترکی نیز در آن‌ها یافت می‌شود. این تحقیق درصدد است که با استفاده از پیشینهی نظری و تجربی موجود و ارائهی یک مدل در شبکه عصبی به بررسی و تحلیل قابلیتهای نرم‌افزارهای مرتبط با مدیریت فرآیند کسبوکار بپردازد، تا بتواند بستری مناسب جهت استفاده از این نرم‌افزارها ایجاد نماید. ضرورت انجام این طرح به منظور تسهیل استفاده از نرم‌افزارها برای کاربران و سازمان‌های مختلف می‌باشد تا بتوانند هرچه بیشتر در دنیای در حال رقابت، پویاتر گام بردارند. استفادهی بهینه از امکانات و منابع و رسیدن به بالاترین حد از عملکرد و کارایی از نتایج انجام این پروژه می‌باشد. لذا سازمانهایی که قصد استقرار سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار را دارند، با استفاده از شاخصهای جمعآوری شده در این تحقیق، میتوانند با سنجش سیستم در سازمان گامی مطمئنتر بردارند.
1-5- پیشفرضهای تحقیق
• مدیریت فرآیند کسبوکار، یک روش ساختاریافته و سیستماتیک برای تحلیل، توسعه، کنترل و مدیریت فرآیندها با هدف توسعهی کیفیت محصولات و خدمات میباشد. در واقع مجموعه فرآیندهایی است که به سازمانها کمک میکنند تا کارایی کسبوکارشان را بهبود بخشند. کارایی و اثربخشی هر سازمان با اتوماتیک نمودن فرآیندهای کسبوکار بهینه میشوند.
• سیستم مدیریت فرآیند کسبوکار، ابزاری مبتنی بر فنآوری اطلاعات میباشد که بخشی از چرخهی مدیریت فرآیندهای کسبوکار را اجرا میکنند و از تمام چرخهی عمر فرآیندهای کسب وکار پشتیبانی می‎کند. هدف از استقرار BPMS در یک سازمان، کاهش خطاهای انسانی ناشی از تبادل نادرست اطلاعات بین افراد و نیز سوق دادن افراد به ایفای بهینهی مسئولیتهای خود میباشد.
• نشانگذاری مدلسازی فرآیند کسبوکار3، زبان نشانهگذاری و استانداری است که توانایی کافی برای مدلسازی و بیان فرآیندها را دارد. مدل نمودن فرآیندهای سازمان باعث میشود که دید بهتر و کاملتری نسبت به فرآیندها ایجاد شود.
1-6- قلمرو تحقیق
پژوهش مورد بررسی از نوع پژوهش توسعهای است که با تحلیل روش کار نرم‌افزارهای مرتبط با مدیریت فرآیند کسب‌وکار انجام می‌شود. پژوهش توسعهای پژوهشی است که با هدف گسترش مرزهای دانش عمومی بشر صورت میگیرد. بنابراین هر یک از موضوعاتی که در حوزهی علوم انسانی و تجربی بتواند به گسترش این علوم کمک نماید و به شرح و تبیین آن بپردازد و وجوه ناشناختهی آن را روشن کند، در حوزهی تحقیقات توسعهای جای میگیرد.

1-7- محدودیتهای تحقیق
هر تحقیقی بسته به ماهیت موضوع مورد پژوهش با محدودیتهایی سرکار دارد که وجود برخی از آنها گاهی میتواند اعتبار و صحت نتایج آن تحقیق را به چالش بکشد. در این تحقیق نیز محدودیتهایی وجود داشت که برخی از این محدودیتها عبارتند از:
استفاده از نظرات افراد متخصص و خبره یکی از راههای صحت و اعتبار یک تحقیق میباشد. در زمینهی سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار دسترسی به خبرگانی که با چندین نرمافزار مختلف آشنایی کامل داشته باشند و سالها در این حیطه کار کرده باشند بسیار سخت است. امید است، با انجام چنین تحقیقاتی که تاکنون به اندازه کافی به آنها پرداخته نشده است، اهمیت مدیریت فرآیندهای کسبوکار، در سازمانها بیش از پیش آشکار شود و در سالهای آتی نخبگانی در این زمینه پرورش داده شوند، چراکه کسبوکارها برای رقابت در محیط در حال توسعهی خود نیاز مبرمی به این متخصصان دارند.
از طرفی دیگر، به دلیل اینکه در این تحقیق سعی در بررسی نرمافزارهای خارجی است، دستیابی به خود نرمافزارها و اطلاعات آنها به طور کامل و جامع امکانپذیر نبود. چراکه بعضی از نرمافزارها به دلیل محدودیتهای موجود، به صورت رایگان قابل دانلود نبودند و در ازای مبلغ چشمگیری توسط شرکتها خریداری میشوند. بعضی از نرمافزارها، نسخهی آزمایشی را در سایتهای اینترنتی خود قرار دادهاند. این نسخههای آزمایشی نیز صرفأ جهت آشنایی با محیط نرمافزار کاربرد داشتند و تمام قابلیتها را به صورت رایگان در اختیار کاربر قرار نمیدهند. بنابراین، برای دستیابی به برخی از مهمترین اطلاعات موجود در نرمافزارها از راهنمای کاربر موجود در سایت اینترنتی نرمافزارها و همچنین اطلاعاتی که در سایتها برای معرفی آنها بیان شده، استفاده شده است.

جمعآوری و دست یافتن به شاخصهای مختلف مدیریت فرآیند کسبوکار، که آن را از جنبههای مختلف مورد سنجش قرار دهد، مطالعهای بسیار سخت میباشد چرا که بایستی نرمافزارهای مختلف را در بر گیرد و بتواند بهترین سنگ محک را برای مدیران و متخصصین شرکتها فراهم آورد.

1-8- کاربردهای تحقیق
اقتصادی کردن و افزایش کارایی سازمانی و بهرهبرداری بهینه از منابع سازمانها، کارخانهها و مجتمعهای صنعتی و تولیدی، همواره از اهداف اصلی و مهم مدیران آنها بوده است. سادهترین و در عین حال پیچیدهترین راه رسیدن به این مهم، استقرار سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار در سازمان است. از آنجاییکه طی بررسیهای به عمل آمده پروژه و تحقیقی که به صورت یکپارچه، مدلی برای تصمیمگیری و انتخابBPMS مبنی بر تحلیل نرمافزارهای حوزهی مدیریت فرآیند کسبوکار مبتنی بر نیازهای سازمان ارائه نشده است، لذا با انجام این طرح سعی در بهبود فضای مدیریت فرآیند کسبوکار شده است. بنابراین با انتخاب چند نرمافزار و بررسی شاخصهای مهم، مدیران سازمانها را در جهت انتخاب نرمافزارهای مناسب و اهمیت شاخصها و معیارها آگاه میسازیم.
1-9- نوآوری تحقیق
در این مطالعه با انتخاب چندین نرمافزار در زمینهی مدیریت فرآیند کسبوکار و مقایسه بین آنها، با در نظر گرفتن شاخصهای بسیار مهم، که اصولأ ماهیت BPM را نشان میدهند؛ به اهمیت این موضوع در دنیای پررقابت امروزی میپردازیم و از آنجاییکه تاکنون چنین الگوی جامع و یکپارچهای در زمینهی مدیریت فرآیند کسبوکار و جمعآوری شاخصهای مختلف آن و بررسی و مقایسهی نرم افزارها، از دیدگاههای مختلف انجام نشده است، به انجام نوآوریهایی پرداخته شده است. در این تحقیق با استفاده از چندین منبع مختلف از جمله مقالات، کتابها و اینترنت و حتی استفاده از محیط داخلی بعضی نرمافزارهای رایگان، شاخصهای مختلف جمعآوری و یکپارچه شدند و در گروههای گوناگونی مورد طبقهبندی قرار گرفتند. همچنین نوآوری دیگری که در این پژوهش انجام شده است، ارائهی یک مدل در شبکه عصبی مصنوعی چند لایه میباشد، که با در نظر گرفتن 16 دسته از شاخصهای ارزیابی نرمافزار به عنوان لایهی ورودی شبکه و 10 نرمافزار بررسی شده به عنوان لایهی خروجی شبکه، اهمیت این موضوع بیان میشود.

1-10- روش انجام تحقیق
با علم به اینکه مدیریت فرآیند کسبوکار و سیستمهای مربوط به آن امروزه بسیار مورد توجه مدیران سازمانها قرار گرفته است، بایستی سیستمهایی در سازمانها مورد استفاده قرار بگیرند که کارایی لازم را داشته باشند. بنابراین، ما درصدد برآمدیم که با جمعآوری و یکپارچه کردن شاخصهای مورد نیاز یک سیستم، مدیران را از اهمیت این موضوع، که تا کنون در مطالعات ملی مورد توجه قرار نگرفته بود، آگاه سازیم. این پروژه، از اساس یک پژوهش تئوریک است و قصد آن ارائهی یک الگوی جامع برای ارزیابی سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار با تأکید بر حفظ بقا و اهمیت سازمانها در تعامل با محیط است. از این رو، بیشتر از رویکرد توصیفی و کیفی برای این مسئله بهره گرفته شده است و پس از مطالعه در زمینهی مدیریت فرآیند کسبوکار برای رسیدن به هدف مورد نظر، یعنی ارزیابی سیستم مدیریت فرآیند کسبوکار، از طریق مطالعات کتابخانهای، اینترنت، مقالات و محیط داخلی برخی نرمافزارهای در دسترس، به ارائه مدلی جامع از شاخصهای مورد نظر و ارائهی مدلی به کمک شبکه عصبی چند لایه، برای ارزیابی BPMSهای سازمانی پرداخته شده است. پس از آن برای استفاده از شاخصها، 10 نرمافزار فعال در زمینهی BPM را انتخاب کرده و به بررسی و مقایسهی آنها پرداختیم.

1-11- محتویات تحقیق
به منظور تحقق اهداف تحقیق، این پایاننامه در 5 فصل تدوین شدهاست. این 5 فصل عبارتند از:
1-11-1- فصل اول: کلیات تحقیق
شرح مختصری از روند مطالعات در حوزهی مدیریت فرآیند کسبوکار و ضرورتهای پرداختن به آن، در ادامهی مسیر این مطالعات در فصل اول در دستور کار قرار گرفت. این فصل مقدمهی ورود به بحث سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار در این مطالعه است.
1-11-2- فصل دوم: ادبیات موضوعی و پیشینهی تحقیق
در این فصل به بیان اصطلاحات و واژگان مورد استفاده در ادبیات مدیریت فرآیند کسبوکار و مفاهیم مرتبط با آن پرداخته شدهاست. در این مسیر مطالعات و تحقیقاتی که در گذشته در این زمینه انجام شده است تشریح میشود.
1-11-3- فصل سوم: روش تحقیق
این فصل شاخصهای مختلف در زمینهی مدیریت فرآیند کسبوکار را شرح میدهد. بر این اساس شاخصهای مورد بررسی که طبقهبندی شدهاند، و با بیان الگوی جامعی قابلیتهای نرمافزارها تشریح میشوند. در ادامه، با ارائهی یک مدل در شبکه عصبی مصنوعی چند لایه اهمیت این موضوع بیان میشود. به این ترتیب از جنبههای مختلف روش تحقیق در این مطالعه پردهبرداری میشود.

1-11-4- فصل چهارم: نتایج تحقیق
این فصل به بررسی چند نرم افزار فعال در زمینهی مدیریت فرآیند کسبوکار و بیان ویژگیها و قابلیتهای آنها و ارائهی نتایج حاصل از آن بررسیها، میپردازد.
1-11-5- فصل پنجم: نتیجهگیری و پیشنهادات
در این فصل، نتایج بهکارگیری رویکرد ارائه شده در مدیریت فرآیند کسبوکار و پیادهسازی سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار در نرمافزارهای مورد بررسی، بحث میشود و پیشنهاداتی برای پژوهشهای آینده ارائه خواهد شد.

فصل دوم
ادبیات موضوعی و
پیشینهی پژوهشی
2-1- مقدمه
در سالهای اخیر، رویارویی کسبوکارها با چالش تغییرات سریع محیطی، موجب شده است که فرآیندها به دلیل ارتباطات متقابل مؤلفههای داخلیشان و تأثیرات متقابل خود با محیط، پیچیدگی بسیاری را نشان دهند. بنابراین، سازمانها برای وفق یافتن با محیطهای پیچیدهی امروزی به قابلیتهای مدیریت فرآیند کسبوکار توجه بیشتری نشان میدهند. عموماً، مدیریت فرآیند کسبوکار، به مفهوم توسعهی موارد کاربردی کسبوکار، که مستقیماً منطق اجرایی فرآیندهای زیر بنایی را دنبال میکنند، مطرح شده است [2]. سازمانها به تجربه آموختهاند که مدیریت فرآیند کسبوکار، سرمایهگذاری قویای در رویارویی سریع با تغییرات محیطی است. مدیریت فرآیند کسبوکار با داشتن الگوهای متعدد مورد نیاز سازمانها، روشی یکپارچه و نظاممند را برای طراحی، اجرا و مدیریت فرآیند کسبوکار سازمانها ارائه مینماید. در هر یک از فرآیندها، افراد و سامانهها نقش دارند. با توجه به این که سیستم مدیریت فرآیند کسبوکار بستری را فراهم میآورد تا انجام کلیهی فرآیندها در سازمان به صورت خودکار درآیند، همهی راهها در حال منتهی شدن به سیستم مدیریت فرآیند کسبوکار به عنوان هستهی اصلی سیستمهای سازمانی جهت بهبود عملکرد سازمانها میباشد [1]. عملکرد رایج سازمان بستگی به توانایی مجموع فرآیند کسبوکار، در دستیابی به اهداف اساسی آن سازمان دارد. عملکرد درازمدت سازمان بستگی به توانایی مدیریت در تطبیق با تغییرات بیرونی همچون چرخهی حیات محصول، رقبای جدید و انواع تغییرات محیطی دارد [11].
در این خصوص، دیدگاه موجود این است که مدیریت عملکرد یکی از اجزای ضروری در بهکارگیری مدیریت فرآیند کسبوکار است. مدیریت فرآیند کسب‌وکار بر مدیریت منابع و یک سلسله از سیستم‌های ارزیابی متکی است که چنین سیستم‌هایی تنظیم اهداف، کنترل جریان‌ها و انجام اقدامات اصلاحی را میسر می‌سازند. کاربرد مدیریت فرآیند کسبوکار از طریق مدیریت صحیح عملکرد موجب توسعه و رشد سازمان می‌شود]4[.
2-2- مدیریت فرآیند کسب وکار
سازمانها را میتوان به دوگونهی سنتی و مدرن تقسیمبندی نمود. سازمانهای سنتی با ساختارهای سلسه مراتبی، از طریق چارتهای سازمانی مورد طراحی قرار میگرفتند و واحدهای عمودی، که عموماً در قالب معاونتها ومدیریتها تفکیک می‌شدند، هدف و وظیفه مشخصی را دنبال می‌نمودند. سازمانهای مدرن با این ایده که کسبوکار میتواند به شکل فرآیندی ترسیم شود و بهبود فرآیند برابر با بهبود کسبوکار است، ایده جدیدی است که در اواخر قرن اخیر به طور جدی مطرح گردید.
ساختار سازمانها بهصورت بخشهای عمودی میتواند افراد و فعالیتهای مرتبط با آنان را مدیریت و کنترل نماید. از این رو خدمترسانی و خروجی سازمان در اثر تعامل و ارتباط بین چند بخش عمودی محقق میشود. ساختار عمودی و سلسله مراتبی سازمان نمیتواند، نظارت و دید همهجانبهای داشته باشد و مدیریت فعالیتهای هر بخش فقط توسط مدیریت آن بخش قابل بررسی و گزارشدهی خواهد بود و اطلاعات به صورت عمودی و جزیرهای در می‌آیند. اما در سازمانهای فرآیند محور، فرآیندها در سطح سازمان تعریف شده و از واحدهای عمودی عبور مینمایند و فعالیتها در مرکز فرآیندها قرار میگیرند. از این رو وظیفه مدیریت بخشهای عمودی صرفأ معطوف به مدیریت افراد و اجرای فرآیندهاست. مالکین فرآیندها درک صحیحی از فرآیندهایشان از ابتدا تا انتها دارند و براساس شاخصهای تعریف شده در فرآیندها به ارزیابی آنها میپردازند. سیستم مدیریت عملکرد بهعنوان یکی از مهمترین وظایف مدیریت سازمان شناخته می‌شود و معمولاً سازمانها و خصوصاً شرکتهای تولیدی در عین جاریسازی آن، نتایج شفاف و مدونی از اجرای سیستم مدیریت عملکرد ندارند. انجام صحیح و اصولی مدیریت عملکرد استراتژیک بر بهسازی و افزایش توانمندی نیروی انسانی پوشیده نیست. نیروی انسانی بهعنوان بزرگترین سرمایه یک سازمان همواره مورد توجه هر سازمان میباشد.
مدیریت فرآیند کسبوکار شاخهای از علم مدیریت است که روندی سیستماتیک را با رویکردی ساختاریافته دنبال میکند و برای حمایت از فرآیندهای صریح مدیریت، از روشها، تکنیک و ابزار، منابع انسانی، سازمانها، برنامههای کاربردی، اسناد و دیگر منابع اطلاعاتی برای رسیدن به اهداف سازمان استفاده میکند ]12،13 [.
پیدایش این ایده به دوره فردریک تیلور4 باز میگردد. ایدهی BPM، زاییدهی تلاش تیلور و همکارانش در سال 1880 برای توسعهی مهندسی صنعتی پیشرفته است. در آن زمان بعد از وقوع انقلاب صنعتی دوم و در خلال جنگ جهانی اول، تیلور مفهوم مدیریت علمی را پایهگذاری نمود، تا با ایجاد تخصصیسازی بین کارکنان و کارگران، مفاهیم اولیهی بهینهسازی را به وجود آورده باشد و این تخصصیسازی از طریق تقسیمات کاری بین کارکنان به وجود آمد]14[. جهش بعدی BPM، ترکیبی از ایدهی تیلور با کنترل فرآیند آماری که در سال 1986 توسط شوارت5، دمینگ6و جوران7 طرحریزی شد. این نگارش از مدیریت فرآیند شامل اندازهگیری و محدودیتهای نوسانات فرآیند و بهبود مستمر به جای بهبود مقطعی بود و به کارکنان اجازه میداد تا بتوانند فرآیندهای خود را بهبود بخشند.
سال 1980، دوران آغاز ایجاد تفکر فرآیندی در سازمانها بود و از جمله کسانی که این مهم را دنبال میکردند آقای همر، در جریان فرآیند خرید کارخانه ماشینسازی فرد بود. در سال 1990، با ایجاد رویکرد مهندسی مجدد کسبوکار، تغییرات اساسی و پایهای در زمینهی ایجاد تغییر و تحول در سازمانها به وجود آمد. در واقع سازمانها با تکیه بر اصول مهندسی مجدد، این رسالت را دنبال میکردند که تنها راه بهبود بخشیدن به وضعیت موجود سازمان، طراحی مجدد و بنیادین فرآیندهای کسبوکار برای دستیابی به بهبودهای ریشهای در شاخصهای اصلی عملکرد نظیر هزینه، کیفیت، خدمات و سرعت است]14[. در واقع مهندسی مجدد کسبوکار، تکنولوژی را به عنوان یک عامل کلیدی در مدیریت فرآیندها و تغییرات فرآیندی معرفی میکند]15[.
مدیریت فرآیند کسبوکار، دیدگاههای جدید کسبوکار و اهداف سطح بالای کسبوکار را جایگزین دیدگاه سنتی میکند که مبتنی بر سیستمها و واحدهای وظیفهای جدا از هم است و در قالب یک پایگاه فنآوری، مجموعهای از نرمافزارهای موردنیاز برای بهینهسازی عملکرد را ارائه میدهد، اهداف انتزاعی عملکرد را بهصورت عینی درمیآورد، آنها را با دادههای فرآیند پیوند میزند، فعالیت های فرآیند را خودکار کرده و بر آنها نظارت میکند و نهایتاً، سکویی برای چابکسازی و بهبود عملکرد سازمان فراهم میآورد. مدیریت فرآیند کسبوکار را میتوان، حمایت از فرآیندهای کسبوکار با استفاده از روشها، تکنیکها و نرمافزارهایی برای طراحی، تصویب، کنترل، و تجزیهوتحلیل فرآیندهای عملیاتی که شامل انسانها، سازمانها، برنامههای کاربردی، اسناد و دیگر منابع اطلاعات، تعریف کرد]12،16،17[. در واقع مدیریت فرآیند کسبوکار، در نتیجهی همگرایی بسیاری از روندها مانند مدلسازی فرآیند کسبوکار، مدیریت کیفیت، مدیریت تغییر، محاسبات توزیع شده، مدیریت گردش کار و مهندسی مجدد کسبوکار است به وجود آمده است]12،18[.
2-2-1 تعاریف مختلف در خصوص BPM
فرآیند کسبوکار مجموعهای هماهنگ، کامل و پویا میباشد که از همکاری و تعاملات و فعالیتهای افراد یک سازمان در جهت ارائهی ارزش به مشتریان انجام میشود]18[. شرکت گارتنر8، مدیریت فرآیند کسبوکار را طراحی، اجرا و بهبود فعالیتهای بین وظیفهای که اشخاص، سیستمهای اطلاعاتی و شرکای تجاری را به هم پیوند میدهد، تعریف میکند]19[.
انجمن متخصصین 9BPM، مدیریت فرآیندهای کسبوکار را یک رویکرد منظم برای شناسایی، طراحی، اجرا، مستند سازی، پایش، کنترل و اندازه گیری فرآیندهای دستی و خودکار کسبوکار ، برای دستیابی به نتایج هدفگذاری شده، سازگار با اهداف استراتژیک سازمان معرفی مینماید. مدیریت فرآیند شامل تعیین، تجزیهو تحلیل، اندازهگیری و بهبود مستمر فرآیندها از طریق مشارکت تمامی فرآیندهاست. مدیریت فرآیند، از طریق درگیر کردن مدیریت و کارکنان تمامی سطوح سازمانی در فرآیندها، ایجاد میشود. مدیریت فرآیند نهتنها شامل مستندسازی فرآیندها و مشتریگرایی میشود، بلکه در برگیرندهی شناسایی و اولویت بندی فرآیندهای سازمان، انطباق فرآیندها با راهبرد سازمان و کنترل فرآیندها به کمک شاخصهای اندازهگیری است. در نهایت، بهبود مستمر فرآیندها به همراه اندازهگیری فرآیندها، سازمان را به سمت مدیریت فرآیند هدایت خواهد کرد که نتیجهی آن بهبود فعالیتهای تجاری سازمان خواهد بود[2].
طبق گزارش تحقیقاتی گارتنر در سال 2007 ، دیدگاه برتر در مدیریت سازمانها، مدیریت فرآیندهای کسبوکار است. نگاهی کلی به رویکرد جهانی، حاکی از آن است که بسیاری از سازمانها در حال آمادهسازی خود برای پیادهسازی نرمافزارهای BPMS هستند [20]. تحقیقات گارتنر عنوان میکند که بازارBPMS، دومین میانافزار یکپارچهای است که در بخشبندی بازار به سرعت در حال رشد میباشد و تخمین میزند که بازار BPMS، دارای نرخ رشد مرکب سالانه بیش از 24 درصد از سال 2006 تا 2011 است [21]. همچنین طبق گزارشهای حاصل از پژوهشهای تیم تحقیقاتی گارتنر در سال 2005، مدیریت فرآیند کسبوکار در اولویت اول در انتخاب سیستمهای مدیریتی قرار دارد و قابلیتهای موجود در این نوع سیستمها از چالشهای بزرگ پیش روی مدیران میباشد ]22.[

سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار بر اساس توسعه در دو حوزهی فنآوری اطلاعات و کسبوکار بنیان نهاده شده است. مهمترین قسمتها در حوزهی کسبوکار، مدیریت کیفیت فراگیر و مهندسی مجدد کسب و کار است. در حوزهی فنآوری اطلاعات انواع مختلف سیستمهای اطلاعاتی مانند برنامهریزی منابع سازمان، سیستمهای مدیریت جریان کار، سیستمهای برنامهریزی پیشرفته و …بر روی سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار تأثیر میگذارند. همراه با این پیشرفت کلی، BPM در ابتدا به عنوان خودکار کنندهی فرآیندهای داخلی شرکت عمل میکند، سپس از طریق دیجیتالی کردن زنجیرهی تأمین، خارجی محور میشود [20]. بعضی از محققین بر این عقیده هستند که مدیریت فرآیند کسبوکار، سیستم محدودی است که با ادغام محیط درونی سازمان با گروههای محدودی از ذینفعان به فعالیت میپردازد، حال آن که برخی دیگر بر این عقیده استوار هستند که مدیریت فرآیند کسبو کار، سیستمی با دامنه فعالیت بسیار گسترده و عواملی چون فرهنگ، دولت و عوامل استراتژیک بینالمللی بر روی آن تأثیر مستقیم یا گاهاً غیر مستقیم دارد ]23[.
سیستمهای BPMS تنها ابزار مبتنی بر فنآوری اطلاعات هستند که بخشی از چرخهی مدیریت فرآیندهای کسبوکار را اجرا می‌کنند. بخش دیگری از این چرخه مبتنی بر تئوریهای مدیریتی و فرآیندی از جمله: انتخاب شاخص‌های کلیدی برای ارزیابی فرآیندها، تعیین اولویت استراتژیک فرآیندها برای پیاده‌سازی ، تعیین مکانیزمهای اصلاح و یا تغییر فرآیندها و مرتبط نمودن شاخص‌های کارایی با اهداف سازمانی می‌شود [3].
براساس رویکردهای نظری، مدیریت فرآیند کسبوکار با دارا بودن قابلیتهای پویا، فرآیندهای کسبوکار موجود در سازمان را ادغام کرده و آنها را با محیط سازمانی یکپارچه میکند ]24،25[.
مدیریت فرآیند کسبوکار نوعی مدیریت تغییر و روششناسی استقرار سیستم است که به درک و مدیریت مستمر فرآیندهای کسبوکار کمک میکند. روششناسی مدیریت فرآیندهای کسبوکار بر فرضیات زیر استوار است [26] :

1. فرآیندهای کسبوکار همیشه در حال تغییر هستند.
2. فرآیندها با هم تقاطع دارند.
3. فرآیندها میان سازمانهای متعدد و اشخاص ذینفع جریان دارد.
ساختار مدیریت فرآیند کسبوکار یک ساختارافقی است و در کل سازمان به کارگرفته میشود، چراکه فرآیندها به هم وابستهاند. مدیریت فرآیندهای کسبوکار از چهار حوزهی زیر پشتیبانی میکند[26] :
1. افراد که شامل کارمندان ، مشتریان و فروشندگان هستند.
2. فرآیندها که وظایف هماهنگی سلسله مراتبی در عرض سازمان را دارند.
3. اطلاعات که شامل بانک اطلاعاتی ساختیافته با دادههای بدون ساختار مشخص، هستند.
4. سیستمها که شامل بستههای نرمافزاری و نرمافزارهای سفارشی هستند (شکل 2-1).
شکل2-1- چهار حوزهی مورد پشتیبانی توسط مدیریت فرآیند کسبوکار [26]
2-2-2 هدف مدیریت فرآیند کسبوکار
مدیریت فرآیند کسبوکار یک فنآوری نوظهور است که هدفش ارائهی راهحلهای نرم افزاری برای دستیابی به خودکارسازی و استاندارد کردن فرآیندها میباشد. مدیریت فرآیند کسبوکار به دلیل قابلیتی که در کاهش عمدهی فاصله بین اهداف راهبردی کسبوکار شرکت، و پیادهسازی راهحلهای نرم افزاری دارد با تولید و به کاراندازی سنتی نرمافزار در سازمانهای بزرگ متفاوت است [20]. هدف مدیریت فرآیند کسبوکار، مدیریت فرآیندها در سازمان و ارائهی ابزاری برای بهبود فرآیندها در گذشت زمان میباشد. فرآیندهای بهتر، کاهش هزینه و افزایش درآمد در سازمان، ایجاد انگیزه در کارمندان و رضایت بیشتر در مشتریان را باعث میشود که هدف نهایی مدیریت فرآیند کسبوکار، به عنوان یک رویکرد در سازمانها است. BPM یک تلاش گروهی بین واحدهای کسبوکار و دنیای فنآوری اطلاعات است و این تلاش الگوی جدیدی از فرآیندهای کسبوکار را به وجود میآورد [27].
2-2-3 روند تکامل سیستمهای مدیریت فرآیند کسب وکار [11]:
تاکنون، چهار نسل از سیستمهای اطلاعاتی به وجود آمدهاند :
1. نسل اول: نرمافزارهای منفرد
نرمافزارهای تک کاربره و منفرد، مدت زمان زیادی جهت پشتیبانی از فرآیندهای سازمانی شرکتها به کار گرفته شدهاند. تا حدود سال 1990 پشتیبانی از فرآیندهای کاری به طور معمول توسط این برنامههای کاربردی انجام میشد، به طوریکه امروزه از آنها بهعنوان نرمافزارهای سنتی و قدیمی یاد میشود؛ اما، این نرم افزارها احتیاجات جدیدی از قبیل قابلیت انعطافپذیری و تغییر سریع و شفافیت را برآورده نمیسازند .
2. نسل دوم: سیستمهای برنامهریزی منابع سازمان10
بعد از دهه 1990 بستههای نرمافزاری مانند: ERP oracle financials ,People soft ,SAP ، به عنوان نرمافزارهای مدیریت فروش، معرفی شدند که میتوانند تعداد زیادی و یا حتی اکثر احتیاجات شرکتها را برآورده کنند. این سیستمها قرار بود قابل اطمینان و کارا، با قابلیت انعطاف، سریع و شفاف باشند. اما در عمل سیستمهایERP، هیچ کدام از قابلیتهای وضوح و قابلیت انعطاف سریع را برآورده نکردند؛ مضاف بر اینکه به دلیل هزینهی زیاد پیادهسازی سیستمهای متفاوت نرم افزاریERP،عملکرد آنها را در مواجهه با فرآیندهای کاری متوقف شد.
3. نسل سوم: سیستمهای مدیریت گردش کار11
سیستمهای گردش کار یکی از راهحل های دیگری است که تاکنون ارائه شده است. این سیستمها از فرآیندهای دفتری استاتیک پشتیبانی میکنند. این نرم افزارها قابلیت تغییر و بهروزرسانی سریعی دارند، اما محدودیت اصلی آنها عدم یکپارچهسازی آنها است. همچنین پیادهسازی آن بر مبنای جریان کار وابسته به کسبوکاراست، که برای انجام آن به وجود آمدهاند و بهراحتی قابل بهکارگیری در مورد مشتریان یا تأمینکنندگان و شرکتهای تجاری دیگر نیستند.
4. نسل چهارم: سیستمهای مدیریت فرآیندهای کسبوکار
همهی راهها در حال منتهی شدن به سیستم مدیریت فرآیندهای سازمانی به عنوان هستهی سیستمهای سازمانی آینده هستند. هدف اصلی آنها هماهنگ کردن فرآیندها با کار دیگران است و شعار اصلی آنها این است که جزئی از سیستم یا افراد آنها باشیم. این سیستمها که از سال 2005 به بعد در حال فراگیر شدن هستند؛ اکثراً مبتنی بر تکنولوژی و پروتکلهای معماری سرویسگرا هستند .دلیل استفاده از معماری سرویسگرا قابلیت بالای انعطافپذیری و استفادهی مجدد این معماری است که در مباحث مدیریت فرآیندهای کاری مورد نیاز است.
2-2-4 علل رویکرد سازمانها به مدیریت فرآیندهای کسبوکار]27[:
• مستندسازی و تعریف فرآیندها: استانداردهایی مانند BPMNامکان مستندسازی فرآیندها را فراهم مینماید. خودکارسازی اجرای فرآیندها با BPM منجر به استفاده از تمام قوانین و منطقهای تجاری سازمان خواهد شد.
• شناسایی فرصتها و بهبود فرآیندها: معیارهایی برای اندازهگیری هزینهی فرآیندها و زمان اجرا فراهم میکند.
• حذف فعالیتهای غیرضروری: در سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار به کمک مدلسازی فرآیندها، سازمانها میتوانند فرصتی برای حذف کارهای غیرضروری داشته باشند.
• کنترل کارایی فرآیندهای در حال اجرا: به کمک ابزارهای نظارتی موجود در سیستمهای مدیریت فرآیند کسبوکار امکان نظارت وضعیت فرآیندها ممکن میشود، در نتیجه این کنترل باعث ثبات و سازگاری فرآیندها برای رسیدن به کیفیت بیشتر و بهینه کردن آنها برای کارآیی بیشتر میشود.
• همکاری مشتریها و شرکا در فرآیندهای تجاری: امکان همکاری مشتریان و شرکا در خارج از سازمان فراهم میشود و برای فرآیندهایی که در خارج از محدودهی سازمان قرار دارند؛ بسیار کاربردی خواهد بود.
• کاهش منابع موردنیاز: سازمانها به افراد و منابع بسیاری جهت دستیابی به اهداف سازمانی نیاز دارند. مدیریت فرآیند کسبوکار میتواند تعداد منابع موردنیاز برای یک فرآیند را کاهش دهد.
• افزایش هماهنگی: هماهنگی بین بخشهای مختلف یک سازمان از بعد جغرافیایی را میتواند بهبود بخشد.
• افزایش سرعت اجرای سیکل فرآیندها: مدیریت فرآیند کسبوکار، با کاهش زمان اجرای فرآیندها و امکان اجرای موازی آنها سرعت کسبوکار را بهبود میبخشد.
• چابکی سازمان: BPM، این امکان را برای سازمانها فراهم میکند که در صورت تغییر شرایط بهراحتی بتوانند تغییرات را در فرآیندها اعمال نمایند. به این ترتیب، به حفظ موقعیت سازمان در بازار رقابتی کمک مینماید.
• افزایش رضایتمندی مشتری: با کاهش زمان اجرا و اطیمنان از درستی فرآیندها باعث میشود که مشتریان سریعتر و آسانتر به نیازمندیهای خود دست یابند.
• افزایش بهرهوری فرآیندها: مدیریت فرآیند کسبوکار منجر به افزایش کارایی با صرف منابع کمتر میشود.
• سرعت در بازار: هنگامی که یک ایده یا محصول جدید وارد بازار میشود، مدیریت فرآیند کسبوکار عاملی است که میتواند سازمان را به سمت رهبر بودن سوق دهد.
• دستیابی به انطباق: مواجه شدن با پیچیدگیها و قوانین، میتواند بسیار پرهزینه و وقتگیر باشد. با استفاده از مدیریت فرآیند کسبوکار میتوان این هزینهها را تحت کنترل نگه داشت.
• تسریع نوآوری: سازمانها به محیط کسبوکاری نیاز دارند که نهتنها تشویق به نوآوری در آن انجام میشود، بلکه نوآوری بخش طبیعی از عملیات روزانه سازمان است.
2-2-5- مزایای دیگر مدیریت فرآیند کسبوکار:
از دیگر مزایای مدیریت فرآیند کسبوکار در سازمان می توان به موارد زیر اشاره کرد]27:[
• نظارت بهتر بر عملیات کسبوکار
• بازگشت سریع سرمایه
• دستیابی به بازار جهانی
• امکان شناسایی و اصلاح فرآیندها
• بهبود فرآیندهای ارتباطی
• باز خورد سریع
• شناسایی گلوگاهها
• بهبود مداوم
• تسهیل تغییرات و هماهنگی با شرایط جدید
• ایجاد مبانی تعریف سیاستگذاری
• یکپارچهسازی فرآیندها و خدمات
• تهیه گزارشها و تحلیل اجرایی و مدیریتی
• افزایش رضایت مشتری
• اولویتدهی مؤثر
• سرعت بخشیدن به تصمیمگیری
• توسعهی فنآوری و تکنولوژی


پاسخ دهید