3-2 سابقه پژوهش های خارجی …………………………………………………………………. 54
4- نقد و بحث ………………………………………………………………………………………………. 57
فصل سوم: روش شناسی ……………………………………………………………………………………………… 59
8- مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………. 59

9- روش تحقیق ………………………………………………………………………………………………………… 60
10- مطالعات تطبیقی ………………………………………………………………………………………………. 60
11- عناصر تحقیق ………………………………………………………………………………………………….. 61
12- نوع تحقیق ……………………………………………………………………………………………………… 61
5-1 تحقیقات توصیفی …………………………………………………………………………………………. 61
5-2 رویکرد کمی و کیفی تحقیق …………………………………………………………………………… 62
13- استراتژی های تحقیق ………………………………………………………………………………………… 63
6-1 تحقیق پیمایشی …………………………………………………………………………………………….. 64
14- روش و ابزار های جمع آوری داده ……………………………………………………………………… 64
7-1 مدارک پژوهش های گذشته ………………………………………………………………………….. 65
7-2 آمارهای رسمی ……………………………………………………………………………………………. 65
7-3 مصاحبه ها …………………………………………………………………………………………………… 65
15- روش تجزیه و تحلیل داده ها ……………………………………………………………………………… 66
16- روایی و اعتبار پژوهش ……………………………………………………………………………………… 66
17- نتیجه گیری ……………………………………………………………………………………………………. 67
فصل چهارم: داده های تحقیق و تجزیه و تحلیل داده ها ……………………………………………………… 69
1. مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………. 69
2. گردشگری در ایران ……………………………………………………………………………………………… 74
2-1 تاریخچه گردشگری ایران ………………………………………………………………………………. 74
2-2 گردشگری فرهنگی ایران ……………………………………………………………………………….. 80
2-3 گردشگری مذهبی ایران …………………………………………………………………………………. 83
2-4گردشگری غذایی ایران ………………………………………………………………………………….. 85
3. گردشگری در انگلستان …………………………………………………………………………………………. 88
3-1 تاریخچه گردشگری انگلستان …………………………………………………………………………. 89
3-2 گردشگری فرهنگی انگلستان…………………………………………………………………………… 91
3-3 گردشگری مذهبی انگلستان…………………………………………………………………………….. 93
3-4 گردشگری غذایی انگلستان …………………………………………………………………………….. 94
4. گردشگری در مالزی …………………………………………………………………………………………….. 95
4-1 تاریخچه گردشگری مالزی …………………………………………………………………………….. 96
4-2 گردشگری فرهنگی مالزی ……………………………………………………………………………… 97
4-3 گردشگری مذهبی مالزی …………………………………………………………………………….. 100
4-4 گردشگری غذایی مالزی ……………………………………………………………………………… 101
5. تنوع فرهنگی در ایران …………………………………………………………………………………………. 103
5-1 سیاست های چندفرهنگی ایران ……………………………………………………………………… 104
5-2 تنوع قومی، زبانی و مذهبی ایران ……………………………………………………………………. 108
6. تنوع فرهنگی در انگلستان ……………………………………………………………………………………. 115
6-1 سیاست های چندفرهنگی انگلستان ………………………………………………………………… 115
6-2 تنوع قومی، زبانی و مذهبی انگلستان ………………………………………………………………. 117
7. تنوع فرهنگی در مالزی ……………………………………………………………………………………….. 123
7-1 سیاست های چندفرهنگی مالزی ……………………………………………………………………. 123
7-2 تنوع قومی، زبانی، مذهبی مالزی ……………………………………………………………………. 125
8. مقایسه ارکان تنوع فرهنگی بر توسعه گردشگری ……………………………………………………… 129
فصل پنجم: نتیجه گیری …………………………………………………………………………………………….. 132
1. مقدمه ………………………………………………………………………………………………………………. 132
2. نتیجه گیری ………………………………………………………………………………………………………. 133
3. پیشنهادات و راهکارها ………………………………………………………………………………………… 136
3-1 پیشنهادات تنوع قومی …………………………………………………………………………………. 136
3-2 پیشنهادات تنوع زبانی ………………………………………………………………………………….. 137
3-3 پیشنهادات تنوع مذهبی ………………………………………………………………………………… 138

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-4 پیشنهادات سیاست های چندفرهنگی ……………………………………………………………… 138
4. محدودیت های پژوهش ……………………………………………………………………………………… 139
منابع داخلی …………………………………………………………………………………………………………….. 141
منابع خارجی …………………………………………………………………………………………………………… 148
فصل اول
کلیات
1. مقدمه
اقتصاد جهان امروز بر پایه چند صنعت بزرگ شکل گرفته است که یکی از این صنایع گردشگری است. این صنعت که از دیرباز وجود داشته در چند دهه ی اخیر شکل سازمان یافته ای به خود گرفته و به نوعی وارد عرصه رقابت با دیگر صنایع خدماتی شده است.گردشگری که به درستی صنعت قرن بیست و یکم نام گرفته است، کسب و کاری بسیار متنوع و در عین حال پیچیده تلقی می شود (زاهدی، رنجبریان، 1386: 7). برنامه ریزان اجتماعی عقیده دارند که بدون درک فرهنگی صحیحی از جوامع به لحاظ تمایزات و تشابهات میان آنان نمی توان برنامه ریزی صحیحی در جهت جذب جهانگرد و توسعه صنعت گردشگری به عمل آورد. امروز یکی از اثر گذارترین منابع جذب جهانگردان، برخورد فرهنگی مناسب و تکیه بر مناسبات فرهنگی خاص است (کروبی، 1388: 53). بحث فرهنگ از دیرباز در تمامی شئونات زندگی انسان در هم آمیخته شده است. از آنجایی که در قرن بیست و یکم تمامی علوم و مفاهیم زندگی بشر به صورت علمی و تخصصی بررسی می گردد، مفهوم فرهنگ نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. با افزایش حجم سفرها و گردشگری در سراسر دنیا، اندیشمندان این حوزه سعی دارند که تمامی جهات این صنعت را علمی کرده و از آن ها نهایت استفاده را ببرند. یکی از مفاهیمی که همواره با گردشگری همراه بوده است، فرهنگ است. در کنار این مفهوم مباحثی همچون تنوع فرهنگی خودنمایی می کند. برنامه ریزان گردشگری در مطالعات خود نتایجی مبنی بر ارتباط نزدیک تنوع فرهنگی و گردشگری دست یافته اند. بسیاری از کشورها که در زمینه گردشگری سردرمدار هستند و از همه ی پتانسیل ها، برای توسعه گردشگری استفاده می کنند، موضوع تنوع فرهنگی را نیز مد نظر قرار می دهند. از این رو بررسی میزان سهم تنوع فرهنگی در توسعه گردشگری حائز اهمیت است. در این فصل مسئله ارتباط تنوع فرهنگی با توسعه گردشگری مورد مطالعه قرار می گیرد. ضرورت انجام این پژوهش بر اساس منافع و پتانسیل هایی که ایجاد می نماید مارا بر آن می دارد که این مهم را انجام دهیم. مبانی نظری موجود در این راستا، راه را برای پژوهش علمی و معتبر فراهم می سازد و موجبات قرارگیری در مسیر درست و علمی را در اختیار قرار می دهد. اهدافی که این پژوهش دنبال می کند به درستی مشخص و نمایان می گردد تا بتوان پاسخ های شفاف و کاربردی را پس از انجام کامل پژوهش به راهکارهای عملی و علمی مبدل سازد. فرضیه های اولیه برای پاسخگویی به سوالات، اهداف این کار را صورت می دهد. تعریف عملیاتی مفاهیم اولیه و کلیدی این تحقیق، مفاهیمی را در اختیار قرار می دهد تا بتوان بواسطه ی آن ها اندازه گیری ها و به طور کل محاسبات به درستی شکل گیرد. در نهایت محدودیت هایی که این پژوهش به دنبال دارد، بیان می گردد تا سطح خطالی احتمالی نیز مد نظر قرار گیرد.
2. بیان مسأله
دنیای امروز عرصه ی رقابت و شناخت همه جوانب زندگی بشراست. اکنون که گردشگری در سبد مصرفی بسیاری از خانوارهای دنیا قرار گرفته و جزء لاینفک زندگی است، شناختی عمیق تر نسبت به آن استلزام می یابد. از این جهت اهمیت جهانگردی در جهان امروز بر همه آشکار است. در دنیای امروز، پیچیدگی زندگی اجتماعی بشر از یکسو و امتیازها و سودمندی جهانگردی و درآمدی که نصیب جامعه می کند از سوی دیگر، بیش از پیش ما را به بررسی علمی مسائل مرتبط با جهانگردی رهنمون می سازد (شمس، 1388: 82). توسعۀ این صنعت درکشورهای صنعتی، موجب تنوّع درآمدها و کاهش ناهماهنگی در اقتصاد می گردد و در کشورهای در حال توسعه ،علاوه بر این، سود صنعت، فرصتی برای صادرات، تولید ارز و ایجاد اشتغال به شمار می آید (Hall, 1994: 457). گردشگری از دیرباز وجود داشته و در قرون مختلف به شیوه های متفاوتی انجام می شده است. دلایل و محرکه های سفر در هر عصری نشان دهنده ی نیاز مردم زمان خویش بوده است. اما بعد از بوجود آمدن انقلاب صنعتی، گردشگری رنگ و لعاب خاصی به خود گرفت. ایجاد کارگاه های صنعتی، شهرنشینی، مدت زمان مشخص برای کار در این کارخانه ها ؛ تغییر مشاغل، گسترش طبقه ی میانی و افزایش توان خرید زمینه های اولیه ی وجود اوقات فراغت برای مردم را فراهم نمود و اولین مسافرت های یک روزه برای عموم مردم شکل گرفت. از نخستین مسافرت کاروانی از ونیز به بیت المقدس ( دوره رنساس) گرفته تا سفرهای امروزی، همگی مرهون تحولانی است که در چرخه زندگی بشر رخ داده است. گردشگری امروز به همراه مجموعه ای از تمایلات، حرکت، دسترسی یافتن به امکانات و توانایی های مالی، مسافرت های توده ها را امکانپذیر ساخته است. پیشرفت فناوری باعث شده است که به دلیل های متعدد میزان سفرهای دسته جمعی افزایش یابد که این دلیل شامل افزایش زمان تفریح، بالا رفتن درآمد، پیشرفت ارتباطات راه دور و ایجاد راه های کارآمد حمل و نقلی است ( گی، 1386: 30). سیر رشد اوقات فراغت و ارزانی حمل و نقل، همچنان ادامه یافت و تعداد کشورهای نسبتا ثروتمند بیشتر شده ایت و تورهای خارجی در حال افزایش است. مسافرت های داخلی نیز گسترش یافته و امروزه مردم از روزهای تعطیل خود استفاده بیشتری و بهتری می نمایند. به تدریج مقاصد مسافرتی جدیدی به وجود آمده و در نتیجه امروزه گردشگری به عنوان یک از صنایع بزرگ اقتصادی جهان تبدیل شده است (داس ویل، 1378: 17).
بر طبق داده های حاصل از سازمان جهانی گردشگری تعداد گردشگران بین المللی با رشد متوسط سالانه 6,6 % از 25,3 میلیون در سال 1950 به 846 میلیون در سال 2006 افزایش یافته است .در طی این دوره درآمد و دریافتی حاصل از گردشگری با نرخ رشد سالانه 11,3 درصد به 741,2 میلیارد دلار رسیده است و درآمد حاصل از هر گردشگر بطور سرانه 876 دلار بوده است. در سال 1950 آمریکا و اروپا 96 درصد بازار گردشگری را در اختیار داشتند اما در سال 2006 به 70,6 درصد کاهش یافته، در مقابل سهم منطقه آسیا و اقیانوس آرام، خاورمیانه و افریقا افزایش یافته است ( رضوانی، 1389: 3). اقتصاد گردشگری نشان دهنده ی 5 درصد از تولید ناخالص جهان است، در حالی که 6 الی 7 درصد از کل اشتغال دنیا مربوط به این صنعت است. گردشگری بین المللی در رتبه ی چهارم ( چس از سوخت، مواد شیمیایی و خودرو) در صادرات جهانی، با ارزش هزار میلیارد دلار در سال است (حدود سی درصد از صادرات تجاری جهان و یا 6 درصد از کل صادرات). 935 میلیون گردشگر بین المللی در سال 2010 و 4 میلیارد گردشگر داخلی در سال 2008 ثبت شده است. در بیش از 150 کشور، گردشگری یکی از پنج صنعت صادراتی و در 60 کشور صادرات اول است. گردشگری منبع اصلی تبادلات خارجی یک سوم کشورهای درحال توسعه و نیمه توسعه است (Prokosch, 2011: 414). براساس گزارش سازمان جهانی جهانگردی و برنامه چشم انداز توریسم در سال 2020 میلادی، تعداد گردشگران در سراسر جهان در سال 2020 میلادی به یک میلیارد 600 میلیون نفر خواهد رسید ( همان، 1389: 3). در این رقابت کشور سویس، آلمان، استرالیا، اسپانیا، انگلستان و ایالت متحده امریکا رتبه های اول تا ششم را در سال 2013 کسب نمده اند. نگاهی به جداول آماری رتبه ی کشورها نشان دهنده ی رقابت سخت میان آن هاست. به نحوی که در سال 2011 کشور فرانسه مقام سوم را در این رتبه بندی داشته و اکنون در رتبه ی هفتم قرار دارد. جایگاه کشور ایران از 114 ام به 94 ام وکشور مالزی از رتبه ی 35 ام به رتبه ی 34 ام ارتقا یافته است (Blanke & et, 2013:10).
این صنعت فقط باعث رشد بعد اقتصادی نبوده بلکه بعد فرهنگی، اجتماعی، علمی و … را نیز تحت تاثیر قرار داده است. از این رو در مناطق مستعد توسعه گردشگری باید به دنبال عوامل محرک گردشگری بود (تقوایی و همکاران، 1391: 27). یکی از عوامل توسعه گردشگری عجین شدن ملموسات فرهنگی با این صنعت است. فرهنگی شدن صنعت گردشگری مرهون بوجود آمدن مفهوم «چرخش فرهنگی1» است. ورود فرهنگ به تمامی عرصه ها در نتیجه تحولات اجتماعی و معرفتی بود که از دهه 1970 به بعد در جهان و بخصوص جهان غرب رخ داد. از آن زمان تاکنون بحث های گسترده ای درباره فرهنگ و نحوه توجه به آن در سیاست اجتماعی، رفاه و برنامه ریزی و سیاستگزاری عمومی در محافل دانشگاهی، روشنفکری، نهادهای سیاست‌گذار و تصمیم ساز و همچنین در رسانه ها و گفت و گوهای عمومی مطرح بوده است و پیشرفت های زیادی در این زمینه صورت گرفته است ( قلیچ و فاضلی، 1389: 2). با شکل گیری آنچه که به چرخش فرهنگی شهرت یافته نوعی بازنگری در نقش و اهمیت مولفه های فرهنگی به وجود آمد. چنین موجی ، اشکال مختلف علوم اجتماعی و رشته های وابسته به آن را تحت تاثیر خود قرار داد ( عاملی و حاضری، 1386: 1). نکته اساسی دیگر این است که در پرتو پیشرفت ها و نگرش های تازه ای که در زمینه انسان شناسی، جامعه شناسی و بخصوص مطالعات فرهنگی در زمینه فهم معنا و جایگاه و کارکردهای فرهنگ در جامعه معاصر بدست آمده است، فرهنگ دیگر در گفتمان فرهنگی رفاه، معنایی ملموس و عینی و قابل مشاهده و سنجش دارد و در برگیرنده عوامل مشخص مانند عامل جنسیت، قومیت، نژاد، طبقه اجتماعی، الگوهای طرد و انحصار اجتماعی، نقش سرمایه فرهنگی و سرمایه اجتماعی است (قلیچ و فاضلی، همان: 5-6). در طول تاریخ، رویکردهای مختلفی به مقوله ی رفاه اجتماعی وجود داشته است که هر چه از دوران قدیم به سمت روزگار جدید حرکت می کنیم، در می یابیم که تعریف مفهوم رفاه به عنوان احساس امنیت، رفته رفته به تعریفی بدل شده که آسایش و آرامش و بهره مندی از لذت های زندگی را دربر می گیرد. به عبارت دیگر، مفهوم رفاه و سیاست اجتماعی از برآوردن نیازهای اولیه به تامین نیازهای ثانویه و یا از تامین اجتماعی به رفاه اجتماعی گرایش یافته است ( موسوی و محمدی، 1388: 20). از این رو وقتی به تاریخچه ی گردشگری نگاهی می اندازیم درمی یابیم که هدف اصلی از مسافرت تامین آسایش و آرامش است، این درست همان چیزی است که در جامعه ی کنونی رفاه اجتماعی نام دارد. لذا گردشگری به عنوان یکی از عناصری که می تواند موجبات رفاه اجتماعی را فراهم نماید، بسیار مورد توجه است.
بر اساس آنچه بیان شد، موضوع فرهنگ و به دنبال آن تنوع فرهنگی از مسایل مهم در زمینه توسعه گردشگری است. فرهنگ در معنای وسیع خود از یک طرف ابعاد ذهنی و از طرف دیگر ابعاد عینی دارد .شناخت، باورها، هنر، اخلاق، زبان و آداب و رسوم، شیوه ها و سبک زندگی و در یک کلام کلیت زندگی اجتماعی انسان را در بر می گیرد. به تناسب و ضرورت تنوع زیستی و طبیعی انسان ها، تنوع فرهنگی هم در میان ملل وجود دارد (احمدی، 1389: 6). رابطه ی میان میراث فرهنگی و گردشگری به خوبی مستند شده است (Ashworth 2000, Grrod & Fyall 2000; Printice 1993a, 1993b) و به طور کلی فرهنگ و گردشگری به صورت وابسته در نظر گرفته شده اند 13) (Ashworth, 1993:. از گذشته تا به امروزکشورهای بسیاری با ارائه و نمایش جلوه های تنوع فرهنگی خود، درآمدهای بیشماری را به کشورشان سرازیر کردند. از طرفی دیگر این پویایی فرهنگی به حفظ این میراث با ارزش کمک کرده است و موجبات تفاهم فرهنگی گردشگران جهان را به سبب قرابت فرهنگی فراهم نموده است. تنوع فرهنگی در سراسر جهان به دلیل تسهیل شرایط مهاجرت و ارتباطات بسیار زیاد شده است و در داخل مرزهای هر کشوری شاهد فرهنگ های بی شمار بومی و غیر بومی هستیم. نظر به اینکه در قرن حاضر امر گردشگری در همه ی کشورهای توسعه یافته و اغلب کشورهای در حال توسعه در سبد کالای مصرفی خانوارها قرار دارد، ما را بر آن می دارد که مطالعات در این زمینه را هر چه بهتر و دقیق تر انجام دهیم. لذا در هم آمیختگی فرهنگ ها، در یک منطقه، در گردشگری نیز تاثیر گذار بوده است. برگزاری جشنواره ها و فستیوال هایی که عناصر فرهنگی مردم یک منطقه را با زبانی ساده به نمایش می گذارد، نمونه ای از این در هم آمیختگی است. کارناوال های رقص و موسیقی، غذاهای محلی، لباس های سنتی همگی نمایان گر تنوع فرهنگی در سراسر دنیا است. در این میان بسیاری از کشورها بر اساس مطالعات انجام شده دریافته اند که این تنوع فرهنگی به عنوان یکی از جاذبه ها و پتانسیل ها ی گردشگری می تواند درآمد بالایی را به کشورها سرازیر نماید. البته لازم به ذکر است که جهان در چهار دهه ی آخر قرن بیستم، شاهد ظهور شبکه ای از جنبش های سیاسی و فکری اقلیت های مذهبی، قومی، مهاجران، فمنیست ها، طرفداران محیط زیست و .. بوده است (احمدوند، 1385: 76). در این میان گردشگری فرهنگی، بخش مهمی از تقاضای جهانی گردشگری را تشکیل می دهد. طبق آمار سازمان جهانی گردشگری، 37 درصد گردشگری بین المللی با انگیزه فرهنگی انجام می شود و این تقاضا سالانه در حال افزایش است (فائقی، امیر، 1390: 1). رشد گردشگری فرهنگی و گردشگری میراث به عنوان گردشگری نوین، توجه سیاستگذاران و محققان را در سراسر دنیا به خود جلب کرده است. گردشگری فرهنگی شامل تمام اشال گردشگری می شود ه با انگیزه ی فرهنگی صورت می گیرد ( کاظمی، 1386: 153- 154). از این جهت است که تنوع فرهنگی موجود در جوامع ریشه ی بسیاری از این نوع گردشگری را به خود اختصاص داده است. در کنار این رشد و فزونی گردشگری فرهنگی مساله ی جهانی شدن آن را مورد تهدید قرار می دهد. جهانی شدن2 به مفهوم گیدنزی آن ” تشدید روابط اجتماعی جهانی” از دهه 1970 تحقق یافته است. اما آنچه مورد بحث و مناقشه قرار می گیرد، جهانی سازی به عنوان یک پروژه است که از سوی برخی قدرتمندان دنبال گردیده و شامل ابعاد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی است (خانمحمدی، 1389). جهانی شدن را (حلیمی 2000، کاسن 2000، مارتین 2000، ولف 2000) را اغلب فرایندی تعریف کرده اند که ماهیتاً و عمدتا اقتصادی است، اما تقریباً در همه جا به مثابه نوعی موتور با نتایج متضاد عمل کرده است؛ از یک سو موتوری که تلاش دارد با ترویج اشکال خاصی از فرهنگ در همه ی زمینه ها، از پوشش و آرایش گرفته تا شیوه های زیستی، انسان ها را شبیه به یکدیگر کند و نوعی یکسان سازی و شبیه سازی را به اجرا درآورد و از سوی دیگر بر عکس به عنوان موتوری که چه به دلیل واکنش های برانگیخته شده از آن و چه ذاتاً، سبب پدید آمدن هویت هایی هرچه بیشتر و متنوع تر و حتی ناهمسازتر با یکدیگر می شود ( فکوهی، 1385: 129). در نتیجه مساله جهانی شدن، بعد فرهنگی و در نتیجه تنوع فرهنگی را هم دربرمی گیرد. اندیشمندان در این خصوص نظرات متفاوتی دارند، ولی اینکه هر یک از این نظرات تا چه حد برنامه ریزی شده و شخصی نباشد، قابل تامل است. این پژوهش در نظر دارد تنوع فرهنگی را از این حیث نیز مورد بررسی قرار دهد و تبعات این روند جهانی را بر این موضوع بسنجد. سیاست گذاری های برخی کشورها در این زمینه بسیار حائز اهمیت است، چگونگی اجرای سیاست های چند فرهنگی در قبال ارتباطات میان فرهنگی، در کشورهای توسعه یافته ای همچون انگلستان که با روند جهانی شدن همراه است، ما را بر آن می دارد که کم و کیف این سیاست ها و قوانین را بسنجیم و راهکارهای درست را تمیز دهیم. ارتباطات میان فرهنگی در این عرصه مسائل خاص خود را دارد و مراد از آن موقعیتی است که در آن، افرادی که به پیشینه های متفاوت فرهنگی تعلق دارند، در این ارتباط سهیم می گردند (دیویس و نایلند، 1386: 63). تشخیص کاربرد گردشگری به عنوان حافظ تنوع فرهنگی و یا نابود کننده ی آن امری است که در این پژوهش مورد بررسی قرار می گیرد. از این رو مطالعات سیاست های فرهنگی این کشورها می تواند راهگشایی برای توسعه گردشگری کشور ایران باشد. یکی از انگیزه‌های عمل‌گرایانه برای مطالعات تطبیقی از جانب مصلحینی است که درصدد بسط و توسعه رفاه و همچنین آموختن از تجارب (واشتباهات) سایرین هستند (الکات و دیگران، 1391).
ایران سرزمینی است که از ابتدا تعامل، رفاقت و وحدت در عین کثرت در آن نهادینه شده است . لذا در جامعه چند فرهنگی ایران ، شناسایی فرهنگ های مختلف ضروری بوده و می بایست الگوی خاص و مناسبی با وضعیت جغرافیایی، تاریخی، فرهنگی، سیاسی و … ارائه شود (صالحی، 1388: 216). لذا با توجه به وجود تنوع فرهنگی و قومی بیشمار در ایران، این رساله درصدد بررسی هایی در زمینه تاثیرات تنوع فرهنگی بر توسعه گردشگری است تا برنامه ریزی های دقیقی برای توسعه گردشگری با تاکید بر تنوع فرهنگی به بهترین صورت انجام شود. از این رو در این پژوهش سعی شده است که ارتباط تنوع فرهنگی و توسعه گردشگری با مطالعات تطبیقی کشورهای مذکور بررسی شده و عملکردهای دقیق توسعه گردشگری در کشور ایران را در این راستا برنامه ریزی شود.
3. اهمیت و ضرورت انجام پژوهش
شاید مهم ترین مصوبه سی و دومین اجلاس عمومی یونسکو(اکتبر 2003، پاریس) تصمیم برای طرح و تصویب کنوانسیون جهانی تنوع فرهنگی بر اساس اعلامیه جهانی تنوع فرهنگی باشد که با اجماع تمام کشورهای عضو یونسکو در سال 2001 به تایید رسیده است (وحید، 1383: 253). از این رو مطالعه این مهم در تمام زمینه ها، از جمله گردشگری حائز اهمیت است. لذا توسعه گردشگردی به ویژه در کشورهای کمتر توسعه یافته، عامل موثری برای مقابله با فقر است و موجب افزایش درآمد قشرهای مختلف، کاهش بیکاری و رونق اقتصادی و اجتماعی می شود (هزار جریبی، 1390: 121). صنعت گردشگری به عنوان صنعتی پویا و با ویژگی های منحصر به فرد، بخش مهمی از فعالیت های اقتصادی و تولیدی کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه را به خود اختصاص داده است (Unwto,2007). توسعه فعالیت توریستی با انگیزه گردشگری غالباً منوط به جاذبه های متنوع طبیعی، فرهنگی و تاریخی است (تقوایی و همکاران، 1388: 46). منابع موجود از حداقل ده نوع گردشگر یاد کرده اند که عبارت اند از:
الف)گردشگر به عنوان باستان شناس علاقه مند به فضاهای تاریخی گردشگری؛
ب)گردشگر به عنوان انسان شناس علاقه مند به فرهنگ، خصایص فرهنگی، فرهنگ قومی و از جمله فولکلور؛
ج) گردشگر به عنوان ماجراجو و علاقه مند به تجربه های جدید؛
د) گردشگر به عنوان گریزنده از شرایط موجود خود و علاقه مند به فضاهای استراحتی واوقات فراغت؛
ه) گردشگر به عنوان عضوی از طبقه مرفه علاقه مند به استانداردهای بالای خدمات اقامتی؛
و)گردشگر به عنوان جستجوگر علاقه مند به کشف فضاهای تازه و سرزمین های ناآشنا و آداب و رسوم متفاوت؛
ز)گردشگر به عنوان شکمباره علاقه مند به غذاهای متنوع سایر ملل؛
ح)گردشگر به عنوان محقق علاقه مند به بررسی فرهنگ ها و آداب و رسوم؛
ط)گردشگر به عنوان انتقال دهنده فرهنگ، علاقه مند به تاثیر بر فرهنگ بومی؛ و
ی)گردشگر به عنوان خوشگذران و علاقه مند به انجام اعمال خلاف (پیروز، 1370: 69)(کروبی، 1387: 320).
نگاهی به ده نوع گردشگر که آقای کروبی و پیروز به آن اشاره می کنند، درست نیمی از اجتماع گردشگران را علاقمند به تنوع فرهنگی مطرح می کند که اهمیت موضوع مطالعه این پژوهش را دو چندان می کند.
سیر تکاملی گردشگری نشان دهنده ی آن است که این صنعت نیز با مدنیزاسیون3 و پیشرفت تکنولوژی که همگی در تحولات زندگی بشر نقش بسزایی داشتند، همراه بوده است. کوچک ترین کسب و کارهایی که روزگاری تنها متعلق به بخش خاصی از اجتماع بشری بوده، اکنون به صنایعی بزرگ تبدیل شده اند. مسافرت از زمان های بسیار دور تا کنون انجام می شده است، ولی آنچه در گردشگری امروز وجود دارد با گذشته تفاوت زیادی دارد. پیشرفت های چند قرن اخیر و به خصوص قرن گذشته، راه را برای علمی کردن مباحث انسانی باز کرده است. تاسیس دانشگاه ها و مراکز آموزشی بخش هسته ای هر کسب و کاری هستند. آنچه از گذشته بصورت شفاهی و یا مدون وجود داشته، اکنون به کتبی با تیراژ بالا تبدیل شده که در دسترس همگان قرار دارد. گردشگری با آنکه صنعت جدیدی محسوب می شود ولی توانسته مسیر پیشرفت را به خوبی سپری کند و این تعالی مرهون بوجود آمدن موسسات آموزشی و علمی در این راستا است. علمی شدن صنعت گردشگری در تمامی جهات وجود داشته و رتبه ی این صنعت نشان دهنده ی سطح علمی آن می باشد. البته این موضوع بدین معنا نیست که دیگر نیازی به تحقیقات وجود ندارد، بلکه نشان دهنده ی تلاش ذینفعان این صنعت است که از علم بیشترین بهره را برای ترقی خود بکار می برند. تحقیقات مکرر در زمینه های مختلف گردشگری، نوپا بودن این صنعت را توجیه می کند. گرچه این صنعت عواید بسیاری را بوجود آورده ولی نباید این را فراموش کرد که بررسی های علمی هنوز هم ناکافی است و پیشرفت های علمی هر روزه ی انسان تداوم دارد. لذا بررسی طبقه بندی انواع گردشگری این امکان را بوجود آورده است که الزامات هر یک از آن ها به درستی تشخیص داده شود. از طرفی نگاهی به این سازو کار ما را به پژوهش های فرهنگی رهنمون می سازد. چراکه در دنیایی که برای همه چیز فرهنگی وجود دارد، نمی توان بدون شناخت دقیق این مفهوم به موفقیت دست یافت. لذا پژوهش های علمی در زمینه ی فرهنگ با توجه به طبقه بندی گردشگری، عملی است که برای درک هر چه بهتر این صنعت بایستی صورت پذیرد. کشورهای متعددی برای دستیابی به این منظور مطالعات زیادی در حوزه ی فرهنگ انجام داده اند، ولی کمتر پژوهشی در رابطه با تنوع فرهنگی به صورت اخص کار کرده است. به طوری که همواره شاهد پژوهش هایی راجع به ابعاد اقتصادی، زیست محیطی و سیاسی گردشگری هستیم و ابعاد فرهنگی و میان رشته ای کمتر مورد توجه قرار گرفته اند. از آنجایی که گردشگری خود صنعتی میان رشته ای است و با بسیاری از علوم در ارتباط است، الزام درک سایر ابعاد در این مسیر روشن می گردد. از همین رو در این بعد از مطالعه ی گردشگری در منابع داخلی و خارجی دچار کمبود هستیم و اندک شماری از پژوهشگران در رابطه با این موضوع کار کرده اند. به همین منظور این مطالعه در صدد آن است که برای بالا بردن سطح علمی گردشگری در ایران با توجه به تنوع فرهنگی موجود، راه را برای پیشرفت این صنعت در این کشور فراهم سازد.
با این حال باید خاطر نشان کرد ضرورت انجام این پژوهش به اینجا ختم نمی شود، چراکه با مطرح شدن بسیاری از مفاهیم و روند های جهانی، شاهد آنیم که صنایع برای حفظ جایگاه خویش، در تلاش اند که خود را با این تغییرات همگون سازند؛ به همین دلیل است که هر روز شاهد پیدایش ارگان ها، سازمان ها، برنامه ها، سیاست ها و استراتژی های متفاوت هستیم. یکی از مباحث مطروحه ی مهم که با موضوع این تحقیق درهم آمیختگی شدیدی دارد، مساله ی جهانی شدن است. شکل گیری نظام جهانی، به نوعی چشم پوشی از تنوع فرهنگی مردمی است که هزاران سال با این فرهنگ ها زندگی کرده اند. جهانی شدن پدیده ای است که فرایندهای روابط اجتماعی و وابسنگی متقابل جوامع را در سطح جهانی تشدید نموده است. یکی از مسایل عدیده ای که این فرایند برانگیخته، تاثیر بالقوه و بالفعل آن بر حاکمیت و استقلال ملی بویژه در عرصه فرهنگ و تولیدات فرهنگی است (قلیچ، 1391). اهمیت این موضوع تا حدی است که سازمان جهانی یونسکو سال 2007 اعلامیه ی جهانی مبنی بر حفظ تنوع فرهنگی داشته است. چطور می توان بدون داشتن تنوع فرهنگی به گردشگری امروز رونق داد؟ وقتی هرآنچه گردشگری تولید می کند به مثابه تولیدات فرهنگی برای گردشگران و البته جامعه میزبان محسوب می شود. دور از ذهن نیست که با فراگیری جهانی شدن، تنوع فرهنگی کشورها در خطر نابودی قرار گیرد، همانگونه که در بسیاری کشورها و از جمله ایران، شاهد نابودی بسیاری از آداب و عناصر فرهنگی کهن مردم بوده ایم. از اینن جهت است که پژوهش های این چنینی به بررسی میزان تاثیر تنوع فرهنگی بر توسعه گردشگری ضرورت می یابد.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

البته لازم به ذکر است که پژوهش حاضر از بابت مضمون و موضوع نیز متفاوت از سایر پژوهش های توسعه گردشگری است. اغلب مقالات توسعه ای در راستای سنجش اثرات اقتصادی، امکانات گردشگری و مدیریت بوده است و کمتر پژوهشی در رابطه با اثرات تنوع فرهنگی بر توسعه گردشگری انجام شده است. از سوی دیگر در اغلب تحقیقات، جامعه مهمان مورد بررسی قرار می گیرد و موجبات رفاه و توسعه گردشگران مدنظر قرار می گیرد، این درحالی است که معمولا جامعه میزبان از این پژوهش ها کمتر منفعت برده است و ذینفعان اصلی این تجارت ساکنین محلی نیستند. پژوهش حاضر با در نظر گرفتن تنوع فرهنگی در جامعه ی میزبان به عنوان عاملی برای توسعه گردشگری، هم ملاحظات جامعه ی میزبان را لحاظ می کند و هم عامل انگیزشی جامعه ی مهمان را مخاطب قرار می دهد. بحث تنوع فرهنگی همگام با موضوع توسعه فرهنگی و پایداری فرهنگی که از مباحث مطروحه ی مهم در دنیای معاصر محسوب می شود، می تواند موجبات مناسبات درست میان فرهنگی را همراه با توسعه گردشگری همراه کند. آنچه از این پژوهش استخراج می شود می تواند مدلی عملی برای توسعه گردشگری با تاکید بر تنوع فرهنگی به ارمغان آورد. لذا پژوهش حاضر با مطالعات تطبیقی خود در سه کشور ایران، مالزی و انگلستان، در زمینه ی بررسی تنوع فرهنگی در توسعه گردشگری، پژوهشی منحصربه فرد محسوب می گردد.
4. اهداف اساسی از انجام پژوهش:
4-1 هدف اصلی از انجام پژوهش:
بررسی نقش و جایگاه تنوع فرهنگی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در توسعه گردشگری حال حاضر.
4-2 اهداف فرعی از انجام پژوهش:
– بررسی تاثیر مهاجرت در توسعه گردشگری سه کشور ایران، مالزی و انگلستان.
– بررسی تنوع مذهبی در توسعه گردشگری سه کشور ایران، مالزی و انگلستان.
– بررسی تاثیر زبان در توسعه گردشگری سه کشور ایران، مالزی و انگلستان.
– بررسی تاثیر قومیت و نژاد در توسعه گردشگری سه کشور ایران، مالزی و انگلستان..
– بررسی سیاست های چندفرهنگی سه کشور ایران، مالزی و انگلستان.
5. پرسشهای پژوهش
5-1 پرسش اصلی
– آیا میان تنوع فرهنگی و توسعه گردشگری رابطه ای وجود دارد؟
5-2 پرسش های فرعی
– آیا میان تنوع زبانی و توسعه گردشگری رابطه ای وجود دارد؟
– آیا میان تنوع مذهبی و توسعه گردشگری ارتباطی وجود دارد؟
– آیا میان سیاست های فرهنگی (چند فرهنگ گرایی) و توسعه گردشگری رابطه ای وجود دارد؟
– آیا میان امواج مهاجرت با ایجاد تنوع فرهنگی بر توسعه گردشگری رابطه ای وجود دارد ؟
– آیا میان نژاد و قومیت های موجود در کشورهای منتخب (متنوع یا تک فرهنگی) با توسعه گردشگری رابطه ای وجود دارد؟
6. چارچوب تئوریک پژوهش
گردشگری در دوران سنتی، رنگ و بوی افسانه ای داشت؛ به طوری که از خلال نوشته های بزرگان قدیمی چون کراچکوفسکی (تشنر، 1375: 32)، این موضوع استدلال می شود.گردشگری به لحاظ دیدگاه های مختلف اقتصادی، سیاسی، زیست محیطی و اجتماعی- فرهنگی بررسی می شود. بسیاری از گردشگران در گذشته برای ارضای حس کنجکاوی خود به مکان هایی بسیار دور از خانه ی خویش سفر می کردند. این نوع از انگیزه ی سفر پس از گذشت سالها با درگیر شدن جامعه بشری با عصر مدرنیته شکل دیگری یافت. در واقع گردشگری نتیجه مدرنیته است. فراز از زندگی ماشینی، گذراندن فراغت، سفر، تجربه، تفریح، لذت بردن، آسایش طلبی، برتری جویی و سود جویی است (پاپلی یزدی، سقایی، 1382: 24). از قبل وجود چنین دیدگاهی گردشگری انبوده4 شکل گرفته است که در دیدگاه اقتصادی جای می گیرد. پس از آثار مخرب زیست محیطی گردشگری در محیط زیست، دیدگاه زیست محیطی متفکران را به سمت توجه به این امر سوق داد که این صنعت بایستی با نگاهی به محیط زیست طراحی و عملی گردد.همچنین با افزایش روند گردشگری در سراسر جهان و بهبود روابط سیاسی و بین المللی بواسطه ی این فعالیت، اندیشمندان این حوزه در راستای بررسی سیاسی این صنعت پرداخته اند. اما این نگاه و گفتمان دوران مدرن است. در عصر پست مدرن، گردشگری انسانها تغییر یافته و بعد فرهنگی نیز به آن اضافه می گردد. نمود این شکل از گردشگری در گردشگری فرهنگی یافت می شود. عصر پست مدرن همه چیز رنگ و بوی فرهنگی می یابد و در تمامی ابعاد بشر از جمله گردشگری این موضوع لحاظ می گردد. افزایش گردشگری فرهنگی در جهان در ده های اخیر گویای این مطلب است.
در گذر زمان و پیدایش دیدگاه ها و روندهای گردشگری همواره اندیشمندان نظرات متفاوتی نسبت به این پدیده داشته اند. لذا در کارکردهای تنوع فرهنگی هم، دیدگاه ها و مناقشات زیادی وجود دارد. در این راستا می توان این دیدگاه ها را به دو دسته کلی مثبت و منفی تقسیم بندی کرد. برخی دیدگاه ها، تنوع فرهنگی را از لحاظ کارکردی امری مثبت و توسعه ای و دسته ای دیگر این تنوع را موجب تخریب و مخاصمه می دانند. از این رو به بررسی هر دو دیدگاه در زیر می پردازیم:


پاسخ دهید