الف ) ویژگی های درون سازمانی ………………………………………………………………………………………… 25
ب ) ویژگی های برون سازمانی …………………………………………………………………………………………….. 26
گفتار پنجم : ویژگی اقتداردر نیروی پلیس ………………………………………………………………………… 27
گفتارششم: ویژگی پایبندی پلیس به قانون …………………………………………………………………………. 27
گفتار هفتم : مسئولیت مدنی پلیس …………………………………………………………………………………….. 28
گفتار هشتم : پلیس قضایی …………………………………………………………………………………………………. 30
گفتار نهم : مدیریت پلیس و بهره وری واحد های انتظامی ……………………………………………….. 32
گفتار دهم : پلیس زن …………………………………………………………………………………………………………. 33
مبحث پنجم : مفهوم امنیت …………………………………………………………………………………………………. 34
1 – تعاریف امنیت ………………………………………………………………………………………………………………… 35
2 – اقسام امنیت ………………………………………………………………………………………………………………….. 36
2-1- امنیت اجتماعی ……………………………………………………………………………………………………………. 36
الف ) احساس امنیت در بستر امنیت واقعی ………………………………………………………………………… 39
ب ) امنیت از دیدگاه مکتب اسلامی ……………………………………………………………………………………. 41
ج ) ویژگی های پلیس امنیت مدار در پیشگیری از جرم ………………………………………………………. 43
فصل دوم : جایگاه پلیس امنیت مدار در پیشگیری جامعه مدار ………………………….. 45
گفتار اول : پلیس اجتماع محور …………………………………………………………………………………………….. 45
1- بررسی تعامل میان پلیس و مردم …………………………………………………………………………………. 47
2- ضرورت رویکرد جامعه محوری پلیس …………………………………………………………………………… 49
3- جلب اعتماد عمومی توسط پلیس جامعه محور ……………………………………………………………… 51
گفتار دوم : نقش پلیس در ایجاد اعتماد سیاسی در شهروندان ……………………………………………. 51
گفتار سوم : ارتقای کارآیی پلیس ………………………………………………………………………………………….. 54
تمرکز زدایی در سازمان پلیس ………………………………………………………………………………………. 55
2 – اصول جلب مشارکت انتظامی ………………………………………………………………………………………. 55
3 – سرعت و انسجام در نیروی پلیس جامعه محور …………………………………………………………….. 56
گفتار چهارم : بحران های طبیعی و پیامدهای امنیتی – انتظامی ……………………………………….. 58
گفتار پنجم : عصر اطلاعات و چالشهای فراروی پلیس …………………………………………………………. 59
گفتار ششم : دانش محوری در نیروی پلیس جامعه محور ……………………………………………………. 62
گفتار هفتم : پلیس و امنیت محله ……………………………………………………………………………………… 63
گفتار هشتم : پلیس مشاور …………………………………………………………………………………………………….. 65
ضرورت تأسیس مراکز مشاوره در نیروی انتظامی ………………………………………………………………… 66
اهداف مراکز مشاوره در نیروی انتظامی ……………………………………………………………………………….. 66
گفتار نهم : نقش پلیس در پیشگیری اجنماعی از جرم ……………………………………………………….. 67
فصل سوم : جایگاه پلیس امنیت مدار در پیشگیری اجتماعی رشد………………………….. 74
مبحث اول : ویژگی های پیشگیری اجتماعی رشد مدار ……………………………………………………… 75
گفتار اول : پیشگیری اجتماعی رشد مدار از بزهکاری اطفال …………………………………………….. 76
گفتار دوم : نقش پلیس در پیشگیری رشدمدار …………………………………………………………………… 76
الف ) : نحوه مداخله پلیس در پیشگیری از وقوع جرم در میان دانش آموزان ……………………. 78
ب ) : نقش پلیس در پیشگیری از جرائم اطفال و نوجوانان ……………………………………………… 79
گفتار چهارم : مطالعه موردی پیشگیری پلیسی از بزهکاری اطفال و نوجوانان در برخی
مناطق جهان ………………………………………………………………………………………………………………………….. 85

اروپا …………………………………………………………………………………………………………………………………….. 85
آسیا ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 87
آمریکا ………………………………………………………………………………………………………………………………… 88
گفتار پنجم : پیشگیری اجتماعی رشد مدار از بزهکاری دانش آموزان توسط پلیس………… 89
گفتار ششم: نقش پلیس درآموزش دانش آموزان …………………………………………………………… 92
1 – محورهای آموزش پلیس در پیشگیری اجتماعی رشد مدار …………………………………….. 93
2 – راهکارهای تشویقی در پیشگیری رشد مدار پلیس …………………………………………………. 94
3 – نحوه تعامل پلیس با دانش آموزان در پیشگیری رشد مدار ……………………………………… 94
پیشنهادات …………………………………………………………………………………………………………………… 96
نتیجه گیری ………………………………………………………………………………………………………………….. 97
منابع …………………………………………………………………………………………………………………………….. 98
مقدمه
1 – تعریف و تبیین مسئله
پلیس به عنوان متولی امنیت در جامعه جایگاهی ویژه در کنترل و پیشگیری از جرم دارد. در این راستا نخست باید امنیت را تعریف و تبیین نمود و بعد به چگونگی گسترش آن در سطح جامعه توسط پلیس برای پیشگیری از جرم پرداخت. امنیت در اصطلاح به وضعیت یا کیفیتی اطلاق می شود که در آن، مصونیت از خطرات و رهایی از نگرانی ها در مقابل تهدیدات بر علیه یک کشور، شخص یا یک شئ دارای ارزش برقرار باشد. در یک نگاه کلی امنیت به دو بخش فردی و اجتماعی تقسیم می شود، که هر دو بخش هم به لحاظ عینی و هم به لحاظ ذهنی مورد بررسی قرار می گیرد . احساس امنیت در بین شهروندان زمانی حاصل می شود که که آنها با مشاهده موارد و جزئیات برخورد دستگاه های امنیتی با بی قانونی و ناهنجاری های عمومی ، به این ادراک و اطمینان دست یابند که دستگاه های مذکور حامی و پشتیبان حقوق آنهاست. در واقع تصور ذهنی انسانها از مقوله امنیت در مقایسه با عینیاتی که وضعیت امنیت یک جامعه را تعریف می کنند ، از اولویت بالایی برخوردار است. به عبارتی هر چند پیش نیاز « احساس امنیت» ، تحقق امنیت است ولی لزوما تحقق امنیت احساس امنیت را به دنبال نمی آورد. از جمله عوامل اساسی ایجاد امنیت در یک جامعه ، ایمان و عمل صالح و پیوند عمیق شهروندان با خالق یکتاست و در این راستا میتوان به فعال سازی نهادهای فرهنگی و بخصوص مذهبی در جامعه پرداخت . چرا که آموزه های دینی اهمیت فوق العاده ایی را به مسأله امنیت داده اند و ریشه ی هر گونه نا امنی را در بی ایمانی و شرک و ظلم معرفی نموده اند . بنابراین با اختصاص بخشی از وظایف پلیس به این امور و در حقیقت با تشکیل پلیس های تخصصی پیشگیری از جرم و با شناخت مفهوم صحیح امنیت می توان ویزگی های پلیس امنیت مدار و خط سیر او در جهت برقراری امنیت را شناساند وبه توسعه ی پیشگیری های فعال و اجتماعی از وقوع جرم توسط پلیس بر اساس تعریف ارائه شده پرداخت. فلذا بر خلاف تصور رایج که مبتنی بر پشگیری وضعی از وقوع جرم توسط پلیس می باشد ، پلیس در امر پیشگیری اجتماعی از جرم میتواند با برقراری تعامل مناسب با نهادهای اجتماعی و فرهنگی و مذهبی ، موفقیت بیشتری در برقراری امنیت پایدار در جامعه و افزایش ضریب احساس امنیت در شهروندان حاصل نماید . بنابراین در این رساله برآنیم تا با تعریف مفهوم پلیس و امنیت و تبیین جایگاه پلیس در ایجاد امنیت در جامعه ، موثرترین روش پیشگیری از وقوع جرائم را از میان انواع مختلف روشهای پیشگیری که همان پیشگیری فعال و اجتماعی از جرم می باشد در قالب دو نوع مدل پیشگیری اجتماعی جامعه مدار و پیشگیری اجتماعی رشد مدار ، معرفی نماییم .
2- سؤالات پژوهش
سؤالاتی که این پژوهش در پی پاسخ دادن به آنهاست را می توان به دو صورت سؤالات اصلی که این تحقیق در اصل به دنبال پاسخ به آنهاست ، مطرح نمود .
1. ویژگی های پلیس امنیت مدار جهت پیشگیری اجتماعی از جرم چیست؟

2. پلیس امنیت مدار باید در مدل پیشگیری اجتماعی از جرم چه راهکارهایی را دنبال نماید؟

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

3 – فرضیه های پژوهش
پلیس امنیت مدار در چهارچوب یک سیاست مشارکتی و در عین حال با حفظ اقتدار خود در تعامل مثبت باشهروندان و جلب اعتماد عمومی ، به پیشگیری فعال و اجتماعی از جرم می پردازد .
پلیس امنیت مدار با نگاهی تازه به مقوله امنیت و در راستای دست یافتن به امنیت پایدار ، بر روی دو نوع مدل پیشگیری اجتماعی جامعه مدار و پیشگیری اجتماعی رشد مدار متمرکز می شود .
4- سابقه و پیشینه پژوهش
در زمینه نقش پلیس در پیشگیری اجتماعی از جرم کار تحقیقی بسیار اندکی انجام یافته و بیشتر کارهای انجام شده در این زمینه مختص به خود پلیس و یا مربوط به بحث پیشگیری از جرم بصورت کلی می باشد . تحقیقات انجام یافته در رابطه با نقش پلیس در پیشگیری از جرم نیز بیشتر بصورت مقاله و در حدود اندکی در قالب پایان نامه انجام یافته است . اما در مورد جایگاه پلیس در برقراری امنیت پایدار و ارتباط آن با پیشگیری از وقوع جرم آنهم بصورت فعال و اجتماعی بسیار اندک کار شده و بیشتر در ضمن موضوعات دیگر بصورت کوتاه به این امر پرداخته شده و تحقیق جامع و مستقلی که بصورت اختصاصی به این موضوع بپردازد سابقه ای ندارد . در دانشگاه قم نیز پایان نامه ای با عنوان جایگاه پلیس و نقش آن در پیشگیری از جرم توسط آقای محمود خلیل ارجمندی در مقطع کارشناسی ارشد دفاع شده است که صرفا به نقش پلیس در پیشگیری از جرم پرداخته شده است و بصورت کلی به انواع پیشگیری از جرم توسط پلیس پرداخته شده است و آنچه که تحقیق حاضر را از پژوهش صورت گرفته متمایز می نماید تمرکز بر روی یک نوع مدل پیشگیری از جرم یعنی پیشگیری اجتماعی از جرم می باشد که با رویکرد امنیت محوری بصورت پایدار توسط پلیس محقق می گردد .
5 – اهمیت و ضرورت پژوهش
اهمیت و ضرورت تحقیق در مورد موضوع پلیس امنیت مدار و نقش آن در پیشگیری اجتماعی از جرم از آنجا ناشی می شود که پلیس به عنوان متولی امنیت در جامعه نقش بسیار کلیدی و مهم در ایجاد امنیت پایدار و پیشگیری از وقوع جرائم دارد . و این امر مستلزم آنست که مفاهیم امنیت و پیشگیری به طرز صحیحی تبیین گردد تا پلیس با گام گذاری در مسیر صحیح بتواند به این مهم دست یابد که این خود تلاش محققین را ، جهت روشن نمودن مفاهیم و تعاریف امنیت و پیشگیری و جایگاه پلیس در جامعه ، می طلبد .
6 – اهداف پژوهش
از اهداف مهم انجام این تحقیق ، بررسی جایگاه پلیس در برقراری امنیت و چگونگی ایجاد آن بصورت پایدار برای بالا بردن ضریب احساس امنیت در شهروندان و نیز بررسی نقش پلیس امنیت مدار در پیشگیری اجتماعی از وقوع جرم ، آنهم در قالب پیشگیری اجتماعی که در برقراری امنیت پایدار در جامعه مفیدترین و موثرترین راهکار است ، می باشد .
7 – جنبه های جدید بودن و نوآوری طرح
یکی از آثار مهم و مثبت پلیس در هر جامعه ایی، نقش او در پیشگیری از جرم است. این پیشگیری با قطع نظر از دسته بندیهای رسته های پلیس قابل انکار نیست لکن بررسی و توجه به نوع خاصی از پلیس با وجهه ی پیشگیری از جرم در بعد اجتماعی می تواند مسأله قابل بحث و تأمل باشد. بنابراین از این نظر این تحقیق می تواند جدید و قابل بحث باشد.
8 – سامانه پژوهش
روش انجام پژوهش حاضر بصورت کار بر روی منابع کتابخانه ای بوده و با مطالعه و تجزیه تحلیل موضوعات مختلف که مرتبط با این کار بودند بصورت تحلیلی – توصیفی ، انجام یافته است . از نظر دسته بندی مطالب ، این تحقیق در سه فصل تنظیم گردیده است .
فصل اول به کلیات می پردازد و پس از بیان و تعریف مفاهیم پلیس و امنیت به جایگاه پلیس در پیشگیری از جرم و مبانی آن و توضیح و تبیین بحث پیشگیری فعال و اجتماعی از جرم توسط پلیس پرداخته می شود .
در فصل دوم به جایگاه پلیس امنیت مدار در رابطه با پیشگیری جامعه مدار از جرم پرداخته می شود و نحوه تعامل پلیس با سایر نهادهای اجتماعی و عمومی مورد بررسی قرار می گیرد .
و در فصل سوم به نقش پلیس امنیت مدار در پیشگیری اجتماعی رشد مدار از جرم می پردازیم و در پایان بحث با یک نتیجه گیری و ارائه پیشنهاداتی به تبیین منابع و مآخذ پرداخته می شود .
9 – قلمرو مکانی وزمانی پژوهش
قلمرو مکانی پژوهش حاضر بررسی جایگاه پلیس در داخل و خارج ازکشور در بحث پیشگیری اجتماعی از جرم می باشد و به لحاظ زمانی بر روی رویکرد پلیس در دوران معاصر بویژه سالهای اخیر تأکید دارد .
فصل نخست : کلیات
مبحث نخست : مفاهیم واژگان
پلیس : واژه ای فرانسوی است که در لغت به معنای مجموعه افرادی است که با استفاده از اختیارات قانونی خود ، در جهت ایجاد نظم و آرامش در شهر ، کشور و جامعه تلاش می کنند1 و در معنای اصطلاحی مفهوم پلیس به دو نوع پلیس اداری که پلیس انتظامات نیز خوانده میشود و وظیفه برقراری و حفظ نظم در گروه های صنفی گوناگون در جامعه را عهده دار می باشد و به عبارتی می توان گفت پلیس در این مفهوم چهره ای خاص از دولت می باشد که عموما نهاد های اداری به کار پلیسی می پردازند و نوع دیگر شامل پلیس مسلحی می شود که وظیفه برقراری امنیت در کل جامعه و در ابعاد مختلف را عهده دار می باشد2 .
جرم : در لغت به معنای گناه ، خطا و بزه آمده است3 و در اصطلاح حقوقی حقوقدانان معتقدند که جرم فعل یا ترک فعلی است که از نظر خارجی به نظم ، صلح و آرامش لطمه وارد می کند و قانون بدین دلیل با مجازات ، ضمانت اجرایی برای آن فراهم می سازد4 .
امنیت : در لغت به معنی در امان بودن ، ایمنی و آرامش و آسایش آمده5 که در اصطلاح نیز به همین معنا نزدیک بوده و به دور بودن از هرگونه نگرانی و خطر اطلاق می شود . رابرت ماندل بز این اعتقاد است که امنیت به لحاظ مفهومی چهره ای متغیر دارد از همین روست که ارائه تعریفی کامل از امنیت مستلزم بررسی و تحقیق در خصوص مفاهیم کلیدی چون قدرت ، تهدید و اتحادهاست . 6 مسعود چلبی نیز در خصوص امنیت می گوید : ناامنی ، حالات یا موقعیت هایی هستند که نظم و انسجام و آرامش جامعه را بر هم می زنند .7
جامعه : در فرهنگ عمید: به گروهی از مردم که باهم وجه اشتراک داشته و در سرزمین واحدی زندگی کنند ، جامعه اطلاق می شود8 و در معنای اصطلاحی نیز با ههمین مفهوم بکار می رود .
نظم : در لغت به معنی آراسته بودن و ترتیب آمده است9 و در اصطلاح به وضعیت حاکمیت قانون و تبعیت از آن و رفتار مطابق قانون اطلاق می شود10 .
پیشگیری اجتماعی : در لغت به معنی جلوگیری از وقوع هر گونه اقدامی با روشهای غیر قهری و غیر کیفری می باشد11 که در اصطلاح حقوقی نیز نزدیک به همین معنا آمده است . دکتر علی حسین نجفی ابرند آبادی در مورد پیشگیری اجتماعی چنین آورده است : پیشگیری اجتماعی به جلوگیری از وقوع جرم با روشهای اجتماعی و نه با سیاست سرکوب و کیفر اطلاق می شود 12.
گفتار نخست : تعاریف و مفاهیم پلیس
با مطالعه فرهنگ های مختلف با تعاریفی از مفهوم پلیس مواجه می شویم که با تامل در آنها می توان به شباهتهایی از لحاظ محتوا در همه آنها پی برد:
در تعاریف آمریکایی از پلیس با سه تعریف مشخص و برجسته مواجه می شویم:

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1.پلیس سازمان تنظیم کننده اخلاقیات، آرامش، آسایش، بهداشت عمومی، تأمین کننده نظم عمومی و مجری قوانین است13. واژه پلیس از کلمه یونانی “پلی تیکا” مشتق شده است که اینان اشخاصی بودند که از میان شهروندان انتخاب می شدند، برای دولت کار می کردند و قوانین مربوط به خدمات عمومی را انجام می دادند.
2. پلیس یک سازمان دولتی ایالتی است که به منظور استقرار نظم و امنیت، پیشگیری از وقوع جرم، کشف جرم، دستگیری مجرم و اجرای کیفر ایجاد شده است.
3. پلیس سازمانی است که متصدی برقراری نظم در جامعه واعمال قدرت رسمی نسبت به اشخاص است.
در فرهنگ فرانسه تعاریف زیادی برای پلیس وجود دارد. از نظر لغوی کلمه policeفرانسوی از ریشه یونانی politeia به معنی “سازمان سیاسی” و “هنر حکومت کردن” و همچنین کلمه و polis به معنی شهر و جامعه است . از نظر نویسندگان تاریخ پلیس در فرانسه ، این واژه به سه معنا بکار رفته است: نخست به معنای مجموعه مقررات شهری، دوم به معنای مراقبت و نظارت در اجرای مقررات شهری و سوم به معنای سازمان عمومی مأمور به اجرای مقررات مذبور. در زبان جاری پلیس سازمان تنظیم کننده روابط فرد و جامعه است به طوری که رفتار هیچکس مخل آرامش دیگری نبوده، منافع جامعه به بهترین نحوی تأمین شود. بنابراین پیشگیری از جرم و اداره کردن و حضور در محل جرم نیز از جمله وظایف پلیس می باشد.14
1 – تعریف پلیس در حقوق ایران
1.ماده اول نظامنامه اداره نظمیه مصوب1333 قمری در ذیل فصل اول ازباب اول تحت عنوان قواعد عمومی، نظمیه{پلیس} را چنین تعریف می کند: نظمیه عبارت است از هیأتی کشوری که در شهرها برای مراقبت امنیت عمومی و استقرار نظم و اجرای احکام و نظامنامه ها و قوانین و قواعد اداری و قضایی تشکیل شده است. 15
2. ماده اول آیین نامه خدمت ژاندارمری کل کشور مصوب1328 خورشیدی در ذیل فصل اول از باب اول مربوط به کلیات ، ژاندارمری را چنین تعریف می کند: ژاندارمری نیروی نظامی است که تأسیس آن در کشوربه منظور حفظ انتظامات، استقرار امنیت عمومی و نگهداری راه ها، آسایش عمومی و اجرای قوانین، جلو گیری از تخلف قوانین و مقررات و بی نظمی، کشف جرایم، تعقیب و دستگیری مرتکبین در تمام راه ها و در نقاطی که شهربانی وجود ندارد، انجام گرفته است .16
3. ماده 3قانون تشکیل نیروی انتظامی مصوب27تیر1367 هدف از تشکیل این سازمان را که از ادغام کمیته های انقلاب اسلامی، شهربانی کل کشور و ژاندارمری کل کشور بوجود آمده، بدین شرح بیان نموده است: استقرار نظم و امنیت، تأمین آسایش عمومی و فردی، نگهبانی وپاسداری از انقلاب اسلامی در چهار چوب این قانون در قلمرو جمهوری اسلامی.
لذا با دقت در هر سه بند فوق، نکته ای که قابل توجه می باشد اینست که استقرار امنیت و نظم و پیشگیری از وقوع جرم همواره از وظایف ذاتی پلیس بوده، چه زمانی که با نام نظمیه ایفای وظیفه می نمود و چه در دوره های بعد که با نام های ژاندارمری یا نیروی انتظامی خدمات خود را ارایه می داد .
2- تعریف پلیس از نگاه سازمان ملل
مرکز مطالعات سازمان ملل در اجلاس استرالیا در سال 1963 پلیس را اینگونه تعریف کرد: حفظ صلح و نظم عمومی، حمایت از حیات،آزادی و اموال، جلوگیری و کشف جرایم، دستگیری بزهکاران و اجرای تحقیقات کیفری وظایف پلیس را تشکیل می دهد .17
3 – تقسیمات مختلف پلیس
در یک تقسیم بندی کلی پلیس را به دو قسمت تقسیم می کنند: پلیس اداری، پلیس قضایی
پلیس اداری در معنا و مفهومی گسترده عبارت از هر نوع نظارت و مداخله ای است که برای استقرار نظم عمومی در جامعه توسط دولت انجام می پذیرد.در این مفهوم اکثر نهادهای دولتی ، کار پلیسی انجام می دهند. اما در معنای مضیق از پلیس اداری، منظور اقداماتی است که جهت پیشگیری از وقوع جرایم، بی نظمی ها و ناآرامی ها صورت می پذیرد.همین معنای مضیق از پلیس مترادف پلیس قضایی می باشد که فعالیتش عمدتا ناظر به مواقعی است که جرمی تحقق یافته باشد. در این حالت است که پلیس قضایی اقدام به کشف جرم و جمع آوری دلایل و دستگیری مجرم می کند. گاهی تفکیک وظایف این دو پلیس از همدیگر دشوار می گردد به عنوان مثال افسر پلیس راهنمایی که مشغول کنترل عبور و مرورخودروها می باشد، عمل یک پلیس اداری را انجام می دهد اما همین که جرمی در حوزه وی واقع شد و همان افسر به عنوان کاشف جرم و یا دستگیر کننده بزهکار عمل نمود، صلاحیت پلیس اداری او به پلیس قضایی تبدیل خواهد شد. و همین دوگانگی وظیفه پلیس از خصوصیات مهم این شغل می باشد.
تقسیمات دیگری نیز به اعتبار هدف و تخصص پلیس با عناوین مختلف به عمل آمده است که بعلت زیاد بودن آنها به نام تعدادی از آنها اشاره می گردد: پلیس اداری، پلیس قضایی، پلیس جنایی، پلیس فنی، پلیس علمی، پلیس شهرداری، پلیس نظامی، پلیس راه، پلیس روستایی، پلیس اطفال و نوجوانان، پلیس امنیت، پلیس پیشگیری، پلیس گشتی، پلیس کوهستان، پلیس مبارزه با مواد مخدر، پلیس زن، پلیس سیاسی، پلیس اطلاعات، پلیس بازرگانی، پلیس تبلیغات، پلیس جنگل، پلیس کنترل اغتشاش و شورش و …
تقسیم دیگری نیز که از پلیس به عمل آمده، از جنبه عمومی یا اختصاصی بودن آن است. که پلیس اختصاصی معمولا به پلیسی اطلاق می شود که در یک حوزه خاص فعالیت دارد مثل پلیس مبارزه با مواد مخدر یا پلیس جنگلبانی یا پلیس راه آهن و… و سایر پلیس هایی که بصورت متمرکز فعالیت می نمایند، پلیس عمومی نامیده می شوند.
مبحث دوم : پیشینه تاریخی پلیس
واژه پلیس در افکار عمومی به عنوان ضابط قضایی نقش بسته و با مأموریت کشف جرم همراه بوده و تاکنون پلیس تنها به عنوان ابزار سیاستهای کیفری – واکنشی- مورد استفاده قرار گرفته است؛ به بیان دیگر نقش پلیس بطور سنتی فقط در چارچوب نظام کیفری تعریف می شود. این در حالی است که اصولا پیدایش نهاد پلیس در جوامع انسانی تنها جهت کشف و سرکوبی جرایم نبوده است بلکه مأموریت نخستین پلیس همانا حفظ نظم و انظباط و برقراری امنیت درسطح جوامع بوده ،چرا که به لحاظ عرفی پلیس مترادف نظم و انتظامات بوده و از همان بدو پیدایش پلیس، که مقارن با ورود بشر به مرحله شهر نشینی بوده، ضرورت حفظ نظم اهمیت پیدا کرده، و وظیفه پلیس برقراری همین نظم بوده و اساسا علت اصلی پیدایش پلیس نیز همین امر بوده است چرا که قبل از این مرحله، ساطه و حاکمیت سیاسی و نظامی و قضایی در بین انسانها در دست یک نفر به نام رئیس خانواده بود و بشر در مرحله انتقام خصوصی بسر می برد و دولت و برقراری نظم عمومی و تقسیم کار از سوی آن هنوز شکل نگرفته بود. در حقیقت بعد از شکل گیری زندگی شهری و نیاز انسانها به برقراری نظم عمومی، بشر دریافت که می بایست مقداری از قدرت خود را به یک نیروی حاکم تفویض نماید تا کنترل نظم و ایجاد امنیت و حمایت از دارایی های اشخاص را حاکمیت توسط بازو های اجرایی خود بر عهده گیرد که از آنجمله نیروی پلیس می باشد.
پلیس در طول تحولات تاریخی خود مراحل گوناگونی را پشت سر گذاشته است.از جمله کهن ترین کشورهایی که دارای پلیس بودند؛ مصر، یونان و روم بودند. قانون منس(meness)، نخستین فرعون مصری، در2969سال قبل از میلاد اشخاص را ملزم به اعلام هویت، شغل و ممر درآمد به مأموران دولت نمود. گفته می شود که مصر دارای قدیمیترین پلیس دنیاست. فراعنه مصری نخستین پادشاهان دنیا بودند که برای حفظ امنیت ، نگهداری و نگهبانی از اموال خود، پلیس را بوجود آوردند و سپس دامنه اختیارات آنها را به حفاظت و حمایت از جان و مال و نوامیس مردم توسعه دادند. مطابق با آنچه که در تورات آمده شهر اورشلیم، به عنوان نخستین شهر به چهار محله تقسیم شد و هرمحله تحت مراقبت مقامی به نام سرپلک یا” مباشر پلیس” درآمد.در آتن مردم در نواحی و شهر های مختلف یک پولیارکوس( فرمانده شهر) جهت اجرای قوانین پلیس تعیین نمودند و شهرهای جمهوریت را به چهار بخش تقسیم کرده، هر یک راتحت مراقبت اشخاصی به نام نوموفولوکاس که به اونیفورم مخصوص ملبس بودند ،گذاشتند.وظایف این مأموران، مراقبت از مراکز بد نام و نظارت و بازرسی بر فعالیت بیگانگان و مهاجران بود. در روم، پلیس با عنوان کواستوره در عهد پادشاه رومی” نوما” شناخته می شد که وظیفه آن بازجویی از قاتلان، حفظ نظم عمومی، ایجاد امنیت و برقراری آرامش مردم شهر، تأمین عبور و مرور، مراقبت در صحت معاملات و کنترل مراکز بد نام بر طبق قانون الواح دوازده گانه بود. 18
گفتار نخست : پیشگیری اجتماعی از جرم در دوره های تاریخی توسط پلیس19
از قدیم الایام و در دوره های مختلف تاریخی عناوینی در تاریخ ایران و جهان به چشم می خورد که همگی معرف وجود پلیس در آن زمانها می باشند از جمله: سرپلک ( رئیس هر یک از محلا ت چهارگانه شهر اورشلیم در قدیم)، پولیارکوس ( مجری قوانین پلیس در آتن قدیم) ، کواستوره ( مأمور حفظ نظم وبازرسی و بازجویی در قانون الواح دوازده گانه و معاون وی پروتور) ، ویرژیل ( مأموران مسلح و علامتدار کلانتری های روم قدیم) ، سیکوفانت دنونسیاتور ( خبرچین) ، افسر پلیس و چارلی ( مأموران حفظ نظم و حفاظت اشخاص در قرون 13و16در انگلستان)، کنت دوپردو(696میلادی درفرانسه) ، کماندار، چماقدار، مأمورانو بازرسان چشم و گوش شاه ( ایران عهد هخامنشی و ساسانی)، کوپیان( عصر ساسانی)، شحنه، شرطه، عسس، محتسب جلاد( ایران دوران خلفای عباسی)، داروغه ، گزمه، پاکار، مشعلدار، مردان مسلح و میر شب ( ایران دوران صفوی و قاجار)، فراش( دوران قاجاریه)، نظمیه ، شهربانی، ژاندارمری و پلیس امنیت( عصر پهلوی) و سرانجام نیروی انتظامی و مأموران وزارت اطلاعات در نظام جمهوری اسلامی ایران.
1 – دوره مادی و هخامنشی(708-550ق.م)
بنا بر آنچه هرودوت نقل می کند، دیااکو پادشاه عادل ماد افرادی را به نام واسطه یا کارمند دولت بوجود آورده که مردم تظلمات خود را به آنها اعلام می کردند و در عصر هخامنشی(550-330ق.م) قلمرو امپراطوری گسترده هخامنشی به بیست ساتراپی یا خشتراپاون یعنی نگهبان سلطنت تقسیم شده بود که همگی آنها تحت کنترل دربار بودند.در این دوره کنترل جرم بیشتر جنبه سرکوب داشته و به پیشگیری اجتماعی توجه چندانی نمی شده است .
2 – دوره سلوکی، اشکانی و ساسانی(330-250 ق.م)
در زمان اشکانیان نظام حکومت طبقاتی مرکب از شش خانواده که سورن و قارن از جمله آنهاست بوجود امد. اعضای این خانواده های شش گانه به عنوان چشم و گوش شاه شناخته می شدند. در دوره ساسانی که به دوره طلایی حکومت دین زرتشت و شکوفایی عدالت بود در هر شهر نهادی به نام شهربانی، به ریاست یک افسر وجود داشت. کوپیان مسئول انتظامات شهر بود که مسئولیت کشف جرم، شناسایی مجرم و دستگیری وی و جمع آوری دلایل را بر عهده داشت.در این دوره پیشگیری عمدتا بصورت پیشگیری وضعی از وقوع جرم توسط پلیس صورت می گرفت .
3- دوره صفوی
پادشاهان صفوی با رسمیت دادن به مذهب شیعه به عنوان مذهب رسمی کشور و با در اختیار گرفتن نهادهای مذهبی و استفاده از تجربیات سلاطین مغول و ایلخانی، تیموری و سپاه قزلباش، یک حکومت قدرتمند ایجاد کردند که مشروعیت و مقبولیت اجتماعی بالایی داشت. حفاظت از شهرها و برقراری امنیت در خارج از شهرها و جلوگیری از وقوع جرایم بر عهده اداره داروغگی به ریاست داروغه بود. و مقام هایی چون میر شب و گزمه ها، مشعلداران، مردان مسلح و کدخدایان تحت ریاست داروغه خدمت می کردند. از جمله مناصب دیگر دوره صفوی، کلانتر بود که توسط مردم انتخاب می شد و عهده دار امور محلی بود.وابستگی چندانی به شاه نداشت و در اخذ مالیات و حل اختلاف مردم و رسیدگی به جرایم ارتکابی در حوزه محلی مداخله می نمود.می توان گفت که پیشگیری اجتماعی از وقوع جرم در این دوره با کنترل امنیت محله ها با مشارکت مردم شکل گرفت و پلیس از ساکنین محلات و با برقراری تعامل با اقشار مختلف مردم بخصوص هیات های مذهبی نقش خود را در تامین امنیت مردم ایفا می نمود .
4 – دوره افشاریه و زندیه
مقامات پلیسی در این دوره عبارتند از: کدخدا، خلیفه، سرهنگ، نواب، پاسبان، کلانتر.در دوره کوتاه سلطنت زندیان، قواعد شرعی بر حقوق عرفی در رسیدگی های قضایی و تحقیقات کیفری پلیس، برتری داشت.در زمان سلطنت کریم خان زند، داروغه قدرت زیادی داشت که وظیفه مبارزه با فساد و فجور و فواحش و دزدی و تجاوز بر عهده وی بود.در ین دوره نقش پیشگیری اجتماعی پلیس کم رنگ تر شده و بیشتر کنترل جرم به طریق قهر و سرکوب صورت میگرفت .
5 – پلیس در دوره قاجار: (1164ه ق1304ه ش)
نسق چی باشی، محتسب، کوتوال، داروغه (قبل از ایجاد تشکیلات نظمیه)، از جمله مناصب نظامی و پلیسی در این دوره می باشند. فراش باشی نیز زیر نظر حاکم محل انجام وظیفه می کرد. گزمه ها گروهی از مأموران انتظامی بودند که با چوب و چراغ دستی به هنگام شب به گشت زنی می پرداختند که رئیس آنها میر شب نام داشت. قره سورانها همانند مأموران انتظامی، تحقیقات مقدماتی پلیسی همچون جمع آوری دلایل و شناسایی و دستگیری مجرمین را انجام می دادند.
ناصرالدین شاه قاجاردر دومین سفر خود به اروپا در سال1295 قمری با مشاهده نیروی پلیس تصمیم گرفت در ایران نیز چنین تشکیلاتی را تأسیس نماید تا نظم و نظام اروپایی را در ایران نیز مستقر سازد و به هنگام بازگشت از سفر، یک نفر مستشار ایتالیایی بنام کنت دو منت فورت را استخدام نموده و با خود به ایران آورد. کنت دو مونت مستشار ایتالیایی تبار اتریشی، به فرمان ناصرالدین شاه قاجار مسئول سازماندهی و وضع مقررات پلیس در ایران شد. او دستورالعمل مخصوصی برای دستگاه پلیس ایران در سال 1295 ه ق تهیه و به تصویب ناصرالدین شاه قاجار رساند.سازمان پلیس کنت شامل واحدهایی چون مجلس تحقیق و استنطاق، محقق وزارت نظمیه، نایب اول مجلس استنطاق و کدخدایان محلات بود. کنت پس از ورود به ایران به‏ طرح تشکیلات پلیس و تنظیم‏ نظامنامه و مقررات مربوط به آن‏ اقدام نموده گروهی را به عنوان «پلیس»استخدام کرد و آنها را با لباسهای متحد الشکل شبیه به کشورهای‏ اروپایی ملبس ساخت.پیشگیری اجتماعی از جرم توسط پلیس در این دوره با استفاده از تجارب کشورهای غربی به شکل امروزین به نحو قابل توجهی پیشرفت نمود و در واقع مفهوم پیشگیری اجتماعی در سازمان پلیس نهادینه شد اما در عمل به دلیل فراهم نبودن سایر عوامل اجتماعی این مدل پیشگیری در سطح جامعه موفقیت زیادی نداشته و زمینه آشنایی با مفهوم این نوع پیشگیری را در خود تشکیلات پلیس فراهم نمود.
6 – دوره پهلوی
در دوران حکومت پهلوی سازمان پلیس بعد از تصویب نامه دلو1302شمسی، با روش مرکزیت اداری، وظایف خود را انجام می داد. کار اصلی پلیس را مأموران غیر متحدالشکل و تأمینات ” آگاهی” انجام می دادند. در سال1314، با تشکیل مدارس آسپیرانی( صاحب منصبی) و نیابت، به تربیت مأموران اونیفرمه پرداخته شد که وظایف آنها شامل کارهای انتظامی بود.درسال1335 قانون تأسیس دانشکده افسری تصویب شد. قانون ایین دادرسی کیفری1318 نیز حدود وظایف کلانتران پلیس و نواب آنها را به طور دقیق تعیین کرد.(مواد18-27).هر چند در این دوره پلیس کاملا با مفهوم پیشگیری اجتماعی آشنا شده بود اما به دلیل وقوع حوادث سیاسی اجتماعی متعدد در جامعه پلیس بیشتر رویکردی سرکوب گرا داشت و به پیشگیری وضعی از جرم جهت تامین امنیت می پرداخت .


پاسخ دهید