2-1- تاثیر امواج الکترومغناطیس بر قلب و عروق33
2-2- تاثیرتابشامواج الکترومغناطیس بر سیستم‌هایکولینرژیک، آدرنرژیکونیتررژیک37
2-3- هدف و انگیزه39
فصل سوم : مواد و روشها
3-1- مواد مورد نیاز41
3-2- وسایل و دستگاه‌های مورد نیاز 42
3-3- روش کار43
3-3-1- دستگاه سولنوئید43
3-3-2- Organ bath یا حمام بافتی44
3-3-3- ترکیب شیمیایی محلول کربس 47
3-3-4- آماده سازی دوزهای مختلف دارو 48
3-3-5- چگونگی انجام آزمایش48
3-3-6- جداسازی و تهیه حلقه‌های آئورت سینه‌ای 49
3-3-7- گراف‌های ثبت شده با دستگاه51
3-4- تجزیه و تحلیل آماری53
فصل چهارم : نتایج
4-1- مقایسه میزان پاسخ دهی آئورت ایزوله به استیل‌کولین در بین گروه‌ها55
4-2- مقایسه میزان پاسخ‌ دهی آئورت ایزوله به فنیل‌افرین در بین گروه‌ها61
4-3- مقایسه میزان پاسخ‌دهی آئورت ایزوله به ایزوپروترنول در بین گروه‌ها66
4-4- مقایسه میزان پاسخ‌دهی آئورت ایزوله به L-NAME در بین گروه‌ها71
فصل پنجم : بحث و نتیجه‌‌گیری
5-1- اثر امواج الکترومغناطیس بر سیستم کولینرژیک در آئورت 74
5-2- اثر امواج الکترومغناطیس بر سیستم آدرنرژیک در آئورت 75
5-3- اثر امواج الکترومغناطیس بر سیستم نیتررژیک در آئورت77
5-4- نتیجه‌گیری80
5-5- پیشنهادات برای مطالعات آینده80
منابع81
فهرست جدولها
عنوان صفحه
جدول 1-1- ویژگی‌های رسپتورهای بتا آدرنرژیک در انسان22
جدول 1-2- مکان و اثرات فیزیولوژیک گیرنده‌های ج1 آدرنرژیک23
جدول 1-3- مکان و اثرات فیزیولوژیک گیرنده‌های 2 آدرنرژیک25
جدول 1-4- نحوه توزیع ج3 آدرنرژیک رسپتور در انسان28
جدول 3-1- ترکیب شیمیایی محلول کربس47
جدول 4-1-1- مقایسه میانگین و خطای معیار تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم بین گروه‌های مختلف در دقایق 3، 6 و 9 در پاسخ به استیلکولین با مولاریته 6-1056
جدول 4-1-2- مقایسه میانگین و خطای معیار تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم بین گروه‌های مختلف در دقایق 3، 6 و 9 در پاسخ به استیلکولین با مولاریته 5-1057
جدول 4-1-3- مقایسه میانگین و خطای معیار تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم بین گروه‌های مختلف در دقایق 3، 6 و 9 در پاسخ به استیلکولین با مولاریته 5-10×458
جدول 4-1-4- مقایسه میانگین و خطای معیار تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم بین گروه‌های مختلف در دقایق 3، 6 و 9 در پاسخ به استیلکولین با مولاریته 5-10×8 59
جدول 4-1-5 مقایسه میانگین و خطای معیار تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم بین گروه‌های مختلف در دقایق 3، 6 و 9 در پاسخ به استیلکولین با مولاریته 4-1060
جدول 4-2-1- مقایسه میانگین و خطای معیار تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم بین گروه‌های مختلف در دقایق 3، 6 و 9 در پاسخ فنیل‌افرین با مولاریته 7-1061
جدول 4-2-2- مقایسه میانگین و خطای معیار تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم بین گروه‌های مختلف در دقایق 3، 6 و 9 در پاسخ فنیل‌افرین با مولاریته 6-1062
جدول 4-2-3- مقایسه میانگین و خطای معیار تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم بین گروه‌های مختلف در دقایق 3، 6 و 9 در پاسخ فنیل‌افرین با مولاریته 6-10×4 63
جدول 4-2-4- مقایسه میانگین و خطای معیار تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم بین گروه‌های مختلف در دقایق 3، 6 و 9 در پاسخ فنیل‌افرین با مولاریته 6-10×8 64
جدول 4-2-5- مقایسه میانگین و خطای معیار تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم بین گروه‌های مختلف در دقایق 3، 6 و 9 در پاسخ فنیل‌افرین با مولاریته 5-1067
جدول 4-3-1- مقایسه میانگین و خطای معیار تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم بین گروه‌های مختلف در دقایق 3، 6 و 9 در پاسخ به ایزوپروترنول با مولاریته 5-1067
جدول 4-3-2- مقایسه میانگین و خطای معیار تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم بین گروه‌های مختلف در دقایق 3، 6 و 9 در پاسخ به ایزوپروترنول با مولاریته 4-1068
جدول 4-3-3- مقایسه میانگین و خطای معیار تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم بین گروه‌های مختلف در دقایق 3، 6 و 9 در پاسخ به ایزوپروترنول با مولاریته 4-10×469
جدول 4-3-4- مقایسه میانگین و خطای معیار تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم بین گروه‌های مختلف در دقایق 3، 6 و 9 در پاسخ به ایزوپروترنول با مولاریته 4-10×870
جدول 4-4- مقایسه میانگین و خطای معیار تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم بین گروه‌هادر دقایق 15، 25 و 40 در پاسخ بهL-NAME با مولاریته 4-10 ودر حالت پایه72

فهرست شکلها
عنوان صفحه
شکل 1-1- میدان الکتریکی و مغناطیسی2
شکل 1-2- طیف امواج الکترومغناطیس3
شکل 1-3- تقسیم‌بندی طیف امواج الکترومغناطیس براساس اثرات بیولوژیک4
شکل 1-4- ساختمان مقطع عرضی دیواره آئورت7
شکل 1-5- اندوتلیوم و نقش وازو‌اکتیو9
شکل 1-6- گیرنده‌های کولینرژیکی و مکانیسم عمل آن‌ها16
شکل 1-7- اعمال عروقی نیتریک‌اکسید17
شکل 1-8 زیرگروه‌های رسپتورهای آدرنرژیکی20
شکل 1-9- ساختمان کلی رسپتورهای آدرنرژیک 21
شکل 1-10- مکانیسم عمل ش1 آدرنرژیک رسپتور در میوکارد23
شکل 1-11- مکانیسم عمل ش2 آدرنرژیک رسپتور در عضله صاف25
شکل 1-12- مکانیسم عمل گیرنده‌های ی2 در فضای آلوئولی26
شکل 1-13- مکانیسم عمل گیرنده‌های ی3 در بافت چربی26
شکل 1-14- مکانیسم عمل گیرنده‌های ی3 در میوسیت‌های دهلیز انسان27
شکل 1-15- مکانیسم عمل گیرنده‌های ش3 در سلول‌های اندوتلیالی27
شکل 1-16- مکانیسم عمل گیرنده‌های 1در عضله صاف29
شکل 1-17- نحوه توزیع 2 آدرنرژیک رسپتور 30
شکل 1-18- مکانیسم عمل رسپتورهای م2 در عضله صاف عروق31
شکل 1-19- مکانیسم عمل رسپتورهای م2 در سلول‌های بتای پانکراس31
شکل 3-1- دستگاه سولنوئید روشن44
شکل 3-2- حمام بافتی45
شکل 3-3- پاورلب و بریج‌آمپلی‌فایر45
شکل 3-4- ترانسدیوسر46
شکل 3-5- واتر سرکولاتور46
شکل 3-6- حمام بافتی متصل به بریجآمپلیفایر و واتر سرکولاتور47
شکل 3-7- جدا کردن آئورت سینه‌ای48
شکل 3-8- حلقه‌های عرضی آئورت متصل به گیره50
شکل 3-9- نحوه گرفتن ثبت با دستگاه پس از تجویز دوزهای مختلف از داروهای مختلف 51
شکل 3-10- گراف‌های ثبت شده با دستگاه 51
شکل 3-11- گراف‌ ثبت شده از تغییرات تانسیون آئورت (gr) پس از تجویز استیل کولین با غلظت‌های مختلف در بازه‌های زمانی 10 دقیقه‌ای52
شکل 3-12- گراف‌ ثبت شده از تغییرات تانسیون آئورت (gr) پس از تجویز فنیل افرین با غلظت‌های مختلف در بازه‌های زمانی 10 دقیقه‌ای52
شکل 3-13- گراف‌ ثبت شده از تغییرات تانسیون آئورت (gr) پس از تجویز ایزوپروترنول با غلظت‌های مختلف در بازه‌های زمانی 10 دقیقه‌ای52
شکل 3-14- گراف‌های ثبت شده از تغییرات تانسیون آئورت (gr) پس از تجویزL-NAME با مولاریته -4 10 طی بازه زمانی 45 دقیقه53
فهرست نمودارها
عنوان صفحه
نمودار 4-1-1- مقایسه تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم در دقایق 3،6 و 9 در پاسخ به استیلکولین با مولاریته 6-1056
نمودار 4-1-2- مقایسه تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم در دقایق 3،6 و 9 در پاسخ به استیل¬کولین با مولاریته 5-1057
نمودار 4-1-3- مقایسه تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم در دقایق 3،6 و 9 در پاسخ به استیل¬کولین با مولاریته 5-10×458
نمودار 4-1-4- مقایسه تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم در دقایق 3،6 و 9 در پاسخ به استیل¬کولین با مولاریته 5-10×859
نمودار 4-1-5- مقایسه تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم در دقایق 3،6 و 9 در پاسخ به استیل¬کولین با مولاریته 4-10 60
نمودار 4-2-1- مقایسه تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم در دقایق 3،6 و 9 در پاسخ به فنیل‌افرین با مولاریته 7-1061
نمودار 4-2-2- مقایسه تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم در دقایق 3،6 و 9 در پاسخ به فنیل‌افرین با مولاریته 6-1062

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

نمودار 4-2-3- مقایسه تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم در دقایق 3،6 و 9 در پاسخ به فنیل‌افرین با مولاریته 6-10×463
نمودار 4-2-4- مقایسه تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم در دقایق 3،6 و 9 در پاسخ به فنیل‌افرین با مولاریته 6-10×864
نمودار 4-2-5- مقایسه تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم در دقایق 3،6 و 9 در پاسخ به فنیل‌افرین با مولاریته 5-10 65
نمودار 4-3-1- مقایسه تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم در دقایق 3،6 و 9 در پاسخ به ایزوپروترنول با مولاریته 5-1067
نمودار 4-3-2- مقایسه تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم در دقایق 3،6 و 9 در پاسخ به ایزوپروترنول با مولاریته 4-1068
نمودار 4-3-3- مقایسه تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم در دقایق 3،6 و 9 در پاسخ به ایزوپروترنول با مولاریته 4-10×469
نمودار 4-3-4- مقایسه تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم در دقایق 3،6 و 9 در پاسخ به ایزوپروترنول با مولاریته4-10× 870

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

نمودار 4-4- مقایسه تغییرات تانسیون آئورت بر حسب گرم در دقایق 3،6 و 9 در پاسخ بهL-NAME با مولاریته 4-10 و در حالت پایه72
فصل اول
مقدمه
1- مقدمه
1-1- امواج الکترومغناطیس :
امواج الکترومغناطیس ترکیبی است از یک میدان الکتریکی و یک میدان مغناطیسی متغیر (نوسانی) عمود بر هم که در جهت عمود بر دو میدان در فضا انتشار می‌یابد. در حقیقت امواج الکترومغناطیس انرژی هستند که به شکل میدان‌های نوسانی از نقطه‌ای به نقطه دیگر انتقال و انتشار می‌یابد، به‌وجهی که این دو میدان علاوه بر عمود بودن بر امتداد انتشار، بر یکدیگر نیز عمود می‌باشند. پرتوهای الکترومغناطیس دارای خاصیت موجی و ذره‌ای می‌باشند که به آنها ماهیت دوگانه می‌دهد بعضی از خصوصیات فیزیکی این امواج با خاصیت موجی و برخی با خاصیت ذره‌ای قابل توجیه است (1).

شکل 1-1- میدان الکتریکی و مغناطیسی
معادلات ماکسول، بیان دقیق ریاضی از قوانین الکتریسیته و مغناطیس می‌باشد، که حاصل کار پرتلاش چندین دانشمند بزرگ در طول نیمه اول قرن نوزدهم بوده است. نقش برجسته خود ماکسول،آن بود که جمله‌ای را به یکی از معادلات اضافه کرد که با وسایل قابل دسترس در آن زمان بطور تجربی مشاهده نشده بود، و بدون آن تابش الکترومغناطیسی نمی‌توانست وجود داشته باشد.
از معادلات ماکسول می‌توان دریافت که یک میدان الکتریکی وابسته به زمان، منجر به یک میدان‌ مغناطیسی می‌شود و چنانجه میدان مغناطیسی نیز وابسته به زمان باشد، به نوبه خود منجر به یک میدان الکتریکی می‌گردد این حلقه برگردنده نوعی کشسانی به میدان الکتریکی می‌دهد و از این‌ رو انتشار میدان‌الکتریکی را ممکن می‌سازد همین کشسانی برای میدان مغناطیسی همراه وجود دارد و دو میدان به قدری به یکدیگر ارتباط نزدیک دارند که انتشار را فقط می‌توان به عنوان یک میدان الکترومغناطیسی بیان کرد.
ماکسول دریافت که سرعت امواج الکترومغنلطیس مقداری نزدیک به آن عددی است که توسط ستاره‌شناسان برای نور پیدا شده است و از این ‌رو نتیجه گرفت که نور یک آشفتگی الکترومغناطیسی است و این آغازی برای بررسی تابش الکترومغناطیس شد (2).
منبع اصلی امواج الکترومغناطیس که به زمین می‌رسد خورشید است و طیفی از امواج الکترومغناطیس به وسیله وسایل تولید کننده و مصرف کننده جریان برق به‌وجود می‌آید (3).
شکل 1-2- طیف امواج الکترومغناطیس

1-1-1- تقسیم‌بندی طیف امواج الکترومغناطیس بر اساس اثرات بیولوژیک:
1. بخش یونیزه کننده : در طول موج‌های بسیار کوتاه تولید می‌شوند بنابراین انرژی آنها بسیار بالا است و قادرند پیوندهای شیمیایی در بافت‌های بیولوژیک را بشکنند مثل اشعه ایکس و گاما و ماورای بنفش.
2. بخش غیریونیزه کننده : انرژی آنها به اندازه‌ای نیست که بتواند پیوندهای یونی را بشکند که شامل امواج مرئی، مایکروویو، فرکانس‌های انتقال نیرو و میدان‌های الکتروستاتیک می‌باشد (11).
شکل 1-3- تقسیم‌بندی طیف امواج الکترومغناطیس بر اساس اثرات بیولوژیک
1-2- دیواره عروق
1-2-1- بافت‌های دیواره عروق :
دیواره رگ از سه جزء اصلی تشکیل شده است:
اندوتلیوم (سنگفرشی ساده)، بافت عضلانی و بافت همبند که شامل عناصر الاستیک و کلاژن است. مقدار و آرایش این بافت‌ها درعروق تحت تاثیر فاکتورهای مکانیکی که فشارخون مهم‌ترین آنها‌ست وهمچنین فاکتورهای متابولیکی که نیازهای موضعی بافت‌ها را منعکس می‌کنند.
اندوتلیوم، اپی‌تلیوم خاصی است که مانند سد نیمه تراوا بین دو جزء محیط داخلی یعنی پلاسمای خون و مایع بافتی قرار دارد. اندوتلیوم بسیار تمایزیافته است تا موجب تبادل دوطرفه وسیع مولکول‌های کوچک شود و از انتقال مولکول‌های درشت جلوگیری کند.
سلول‌های اندوتلیوم علاوه بر اینکه در تبادل بین خون و بافت‌های اطراف نقش دارند اعمال متعدد دیگری نیز انجام می‌دهند از جمله تولید فاکتورهای وازواکتیو که روی تون عضلانی عروق اثر می‌گذارند مانند نیتریک‌اکسید و اندوتلین، همچنین تولید مواد وازوکانستریکتور و تبدیل آنژیوتانسین I به آنژیوتانسینII از وظایف این سلول‌ها می‌باشد. با وجودی که سلول‌های اندوتلیوم از لحاظ ظاهری با هم مشابه هستند اما ویژگی‌های عملکردی آن‌ها در عروق مختلف، متفاوت می‌باشد. سلول‌های اندوتلیوم بخصوص آن‌هایی که در شریان‌ها وجود دارند حاوی ویزیکول‌های منحصر به فرد کوچک و کشیده‌ای به نام weibel_palade می‌باشد که حاوی سلکتین و فاکتورفون‌ویلبراند هستند و در انعقادخون نقش دارند. فاکتورهای رشد مانند فاکتورهای رشد اندوتلیوم رگی (VEGFs) در تشکیل دستگاه عروقی در خلال تکامل رویان، در تنظیم رشد مویرگ‌ها در شرایط طبیعی و پاتولوژیک در بزرگسالان و حفظ وضعیت طبیعی دستگاه عروقی نقش محوری دارند. اندوتلیوم همچنین فعالیت ضد تشکیل لخته دارد و جلوی انعقاد خون را می‌گیرد.
سلول‌های عضله صاف به فراوانی و به صورت لایه‌های مارپیچ در رگ‌های خونی قرار ‌گرفته‌اند هر سلول عضله صاف با یک تیغه پایه و مقادیر متغیری از مواد خارج سلولی محصور شده است. هر دو این عناصر را عضله صاف ترشح می‌کند .سلولهای عضله صاف عمدتاَ در آرتریول‌ها و شریان‌های کوچک به وسیله اتصالات سوراخ‌دار به هم متصل شده‌اند.
بر اساس نیازهای عملکردی موضعی عناصر بافت همبندی در مقادیر و نسبت‌های متغیری در دیواره رگ‌های خونی وجود دارند. رشته‌های کلاژن در تمام دیواره در لایه زیراندوتلیال بین سلولهای عضله صاف و در لایه خارجی یافت می‌شوند. رشته‌های الاستیک انقباض فنری دیواره رگی منبسط شده را تضمین می‌کنند. در شریان‌های بزرگ این رشته‌ها به صورت تیغه‌های موازی بطور منظم بین سلول‌های عضلانی توزیع شده‌اند. ماده زمینه‌ای یک ژل ناهمگن را در فضای خارج سلولی دیواره عروق به‌وجود می‌آورد و خصوصیات فیزیکی خاصی به دیواره می‌دهد طوری ‌که میزان نفوذپذیری آن را بالا می‌برد و مواد می‌توانند از این دیواره عبور کنند. میزان غلظت گلیکوز‌آمینوگلیکان در شریان بیشتر از ورید می‌باشد.
1-2-2- نقشه ساختمانی عروق خونی :
رگ‌های خونی معمولا از لایه‌ها و تونیکاهای زیر تشکیل شده‌اند:
لایه اینتما : لایه‌ای از سلول‌های اندوتلیال است که با یک لایه زیر‌اندوتلیال از بافت همبند سست حاوی سلول‌های عضله صاف پراکنده پشتیبانی می‌شود. در شریان اینتما با یک تیغه الاستیک داخلی(internal elastic lamina ) که خارجی‌ترین جزء اینتما است از مدیا جدا می‌شود. این تیغه از الاستین تشکیل شده و دارای شکاف‌ها یا منافذی است که از طریق آن‌ها مواد می‌توانند به داخل این لایه انتشار یابند وسلول‌هایی را که در عمق دیواره رگ قرار گرفته‌اند، تغذیه کنند. به علت نبود فشارخون و انقباض رگ هنگام مرگ، لایه اینتما شریان‌ها در برش‌های بافتی عموما ظاهر موج‌داری دارد.
لایه مدیا : عمدتاَ از لایه‌های متحد‌المرکزی از سلول‌های عضله صاف تشکیل شده است که به طور مارپیچ قرار گرفته‌اند بین سلول‌های عضله صاف مقادیر متغیری از رشته‌ها و تیغه‌های الاستیک، رشته‌های رتیکولر (کلاژن نوع III)، پروتئوگلیکان و گلیکوپروتئین‌ها قرار گرفته‌اند که توسط همین سلول‌ها تولید شده‌اند. سلول‌های عضلانی صاف منبع سلولی این ماتریکس خارج سلولی می‌باشند. مدیا در شریان‌ها لایه نازکتری موسوم به تیغه الاستیک خارجی (external elastic lamina) دارد که آن را از لایه ادونتیس جدا می‌کند.
لایه ادونتیس : اساساَ از رشته‌های کلاژن I و رشته‌های الاستیک تشکیل شده‌است لایه ادونتیس به تدریج در امتداد بافت همبند استرومای عضوی که از آن عبور می‌کند، قرار می‌گیرد (5).
شکل 1-4- ساختمان مقطع عرضی دیواره آئورت
1-2-3- خاصیت ارتجاعی شریانی :
سیستم‌های شریانی گردش ریوی و سیستمیک خون را به بستر مویرگی سراسر بدن توزیع می‌کنند شریانچه‌ها، عروق با مقاومت بالایی هستند که توزیع جریان در بستر‌های مویرگی مختلف را تنطیم می‌کنند. آئورت، شریان ریوی و شاخه‌های اصلی آن‌ها مقدار زیادی بافت ارتجاعی(الاستین) در دیواره خود دارند. بافت ارتجاعی باعث افزایش اتساع پذیری این عروق می‌گردد(یعنی کامپلیانس). این اتساع‌پذیری باعث می‌شود که ماهیت نبضی جریان خون، که حاصل پمپاژ متناوب قلب است سرکوب شود. طی سیستول که خون از بطن‌ها تخلیه می‌شود، این عروق متسع می‌شوند و طی دیاستول به علت خاصیت ارتجاعی دیواره به حالت اول برگشته و خون را به جلو می‌رانند. بنابراین، خروجی متناوب قلب به یک جریان مداوم در طول مویرگ‌ها تبدیل می‌شود. ماهیت ارتجاعی شریان‌های بزرگ،کار قلب را نیز کم می‌کند. اگر این عروق بیشتر از آنکه اتساع‌پذیر باشند، دیواره سختی داشته باشند، طی سیستول فشار در آنها بطور چشمگیری افزایش می‌یافت. این افزایش فشار نیازمند آن است که بطن‌ها در برابر یک بار بزرگ (پس بار) خون را پمپ کنند و بنابراین کار قلب افزایش می‌یابد، در عوض به محض آن که خون به داخل این عروق پمپ زده شد، آنها متسع شده و افزایش فشار سیستولی و کار قلبی کم می‌شود (6).
1-2-4- اندوتلیوم و نقش وازو‌اکتیو :
امروزه مشخص شده است که اندوتلیوم یک منبع مهم تولید موادی است که می‌توانند باعث انقباض و یا شل‌شدگی عضله صاف عروق شوند.
یکی از این مواد، پروستاسیکلین است که با افزایشcAMP می‌تواند عضله صاف دیواره رگ را شل کند.
عامل مهم‌تری که در گشادکردن عروق با واسطه اندوتلیوم نقش مهمی دارد تشکیل و رهایش نیتریک اکسید (NO) است که در واقع یک فاکتور شل‌کننده مشتق از اندوتلیوم است .وقتی سلول‌های اندوتلیال توسط استیل‌کولین و یا عوامل گشاد‌کننده دیگر (ATP، برادی‌کینین، سروتونین، ماده P، هیستامین) تحریک می‌شوند NO آزاد می‌شود. بدون وجود اندوتلیوم، این عوامل نمی‌توانند گشادی عروق را ایجاد کنند.NO که از L-آرژنین سنتز می‌شود گوانیلیل سیکلاز را در عضله صاف عروقی فعال کرده و غلظت cGMP را افزایش می‌دهد که با کاهش حساسیت میوفیلامنت‌ها به کلسیم باعث شل‌شدن عضله صاف می‌شود. استرس تماسی جریان خون بر روی اندوتلیوم نیز می‌تواند باعث تحریک تولید NO شود. همچنین استیل‌کولین باعث رهایش یک فاکتور هیپرپلاریزه‌کننده وابسته به اندوتلیوم می‌شود که عضله صاف را شل می‌کند. چگونگی رسیدن فاکتور به عضله صاف عروق نیز به خوبی مشخص نشده است.با این وجود راه‌های گوناگونی وجود دارد که به واسطه آن‌ها سلولهای اندوتلیال با عضله صاف عروق ارتباط برقرار می‌کنند.
اندوتلیوم یک پپتید تنگ‌کننده رگی به نام اندوتلین را نیز سنتز می‌کند، اندوتلین می‌تواند روی تون عروقی و فشارخون انسان اثر کند و ممکن است در بروز برخی حالت‌های پاتولوژیک مانند آترواسکلروزیس، هیپرتانسیون ریوی، نارسایی احتقانی قلب و نارسایی کلیه دخیل باشد (6).

شکل 1-5- اندوتلیوم و نقش وازو‌اکتیو
1-2-5- عضله صاف عروق :
عضله صاف عروق، مقاومت کل محیطی، تون شریانی و وریدی و نیز میزان توزیع جریان خون در سراسر بدن را کنترل می‌کند و به صورت لایه‌های مارپیچی یا حلقوی اطراف عروق خونی بزرگ و به صورت یک لایه حلقوی منفرد پیرامون شریانچه‌ها می‌باشند. قسمت‌هایی از سلول‌های اندوتلیال به داخل لایه عضله صاف عروق (اتصالات میواندوتلیال) نفوذ می‌کند. این استطاله‌ها برهمکنش عملی بین اندوتلیوم و عضله صاف عروق مجاور را پیشنهاد می‌کنند.
همانند سلول‌های عضله اسکلتی، برهمکنش بین میوزین و اکتین منجر به انقباض سلول‌های عضله صاف می‌شود، البته مکانیسم مولکولی که توسط آن کلسیم انقباض را تنظیم می‌کند متفاوت است مثلا عضله صاف فاقد تروپونین و کانال‌های سریع سدیمی می‌باشد. افزایش غلظت میوبلاستی کلسیم که انقباض را به راه می‌اندازد می‌تواند از طریق کانال‌های کلسیمی وابسته به ولتاژ و از طریق کانال‌های کلسیمی وابسته به گیرنده در سارکولما، همین‌طور از طریق آزادسازی کلسیم از شبکه سارکوپلاسمی به‌وجود آید. تحریکاتی که سبب شل‌شدگی یا انقباض می‌شوند شامل موادی مانند کات‌کول‌آمین‌ها، هیستامین، استیل‌کولین، سروتونین، آنژیوتانسین، پروستاگلاندین‌ها و غیره می‌باشند. چنین موادی گیرنده‌های موجود در غشای عضله صاف عروقی را فعال می‌کنند و گیرنده‌های مزبور به نوبه خود فسفولیپازc را در واکنشی جفت شده با پروتئین‌های متصل به نوکلئوتید گوانین فعال می‌کنند. فسفولیپازc، فسفاتیدیل ‌اینوزیتول ‌بیس فسفات را در غشا هیدرولیز می‌کنند و آن را به دی‌آسیل‌گلیسرول و اینوزیتول تری ‌فسفات تبدیل می‌کند که موجب آزادسازی کلسیم از شبکه سارکوپلاسمی می‌شود کلسیم به کالمودولین متصل می‌شود که آن نیز به نوبه خود به کیناز زنجیره سبک میوزین متصل می‌شود. این کمپلکس فعال شده کلسیم-کالمودولین-میوزین کیناز، زنجیره سبک میوزین را فسفریله می‌کند سپس میوزین ATPaseفسفریله شده توسط اکتین فعال می‌شود و بدین ترتیب چرخه پل‌عرضی انقباض را به راه می‌اندازد. در نهایت حساسیت دستگاه تنظیمی انقباضی به کلسیم توسط آگونیست‌ها افزایش می‌یابد. هر چند مکانیسم مربوط به این افزایش حساسیت همچنان نامعلوم است اما ظاهراًG پروتئین‌ها را درگیر می‌سازد.
فعالیت تونیک عضله صاف عروقی به ‌سادگی قابل توضیح است اما برخلاف تون عضله اسکلتی، تون عضله صاف عروق به سیستم عصبی وابسته نیست، از این رو برخی عوامل متابولیک باید مسئول حفظ این تون باشند که عوامل زیر در این امر دخیل‌اند: 1) پاسخ میوژنیک به کشش ناشی از فشار خون 2) فشار‌اکسیژن بالا در خون شریانی 3) وجود یون کلسیم (6).
1-3- کنترل هورمونی عروق خونی :
اپی‌نفرین و نوراپی‌نفرین اثر قوی بر عروق خونی محیطی اعمال می‌کنند. در عضله اسکلتی، غلطت‌های کم اپی‌نفرین عروق مقاومتی را گشاد می‌کند (اثر بتا ادرنرژیک)، اما غلطت‌های بالا تنگی عروق ایجاد می‌کند (اثر آلفا ادرنرژیک). در تمام بستر‌های عروقی اثر اولیه نوراپی‌نفرین تنگی عروقی است. در زمان تحریک، غده فوق کلیه می‌تواند اپی‌نفرین و نوراپی‌نفرین را به سیستم گردش خون آزاد کند. اما با این حال در شرایط فیزیولوژیک اثر کات‌کول‌آمین رها شده از بخش مرکزی غده فوق کلیه اهمیت کمتری نسبت به نوراپی‌نفرین آزاد شده از پایانه‌های عصب سمپاتیک دارد (6).
1-4- کنترل عصبی عروق خونی :

چندین ناحیه در بصل‌النخاع فعالیت عروق را تحت تاثیر قرار می‌دهند. تحریک ناحیه پشتی جانبی بصل‌النخاع باعث تنگی عروق می‌گردد که به صورت تونیک فعال هستند و سبب افزایش فرکانس ایمپالس‌های ارسالی در شاخه‌های انتهایی عصب به عروق و در نتیجه افزایش فشار می‌گردند. ناحیه دمی و شکمی میانی بصل‌النخاع فشار‌خون را کم می‌کند که اثرات تضعیف کننده خود را با مهار مستقیم نواحی نخاعی و مهار ناحیه پشتی جانبی بصل النخاع اعمال می‌کند که فرکانس ایمپالس‌ها را در فیبرهای وابران کم کرده وگشادی عروق ایجاد می‌کند. بنابراین تنظیم عصبی گردش‌خون ‌محیطی توسط تغییر فرکانس ایمپالس‌های عصب سمپاتیک به عروق خونی صورت می‌گیرد. فیبرهای تنگ‌کننده عروق سیستم اعصاب سمپاتیک شریان‌ها، شریانچه‌ها و ورید‌ها را عصب دهی می‌کنند اثر عصبی آن‌ها روی عروق بزرگ کمتر از شریانچه‌ها و شریان‌های کوچک است. ورید‌ها نسبت به عروق مقاومتی، بیشتر به تحریک سمپاتیک پاسخ می‌دهند یعنی در فرکانس پایین‌تری از تحریک سمپاتیک، تنگ می‌شوند. نوراپی‌نفرین نوروترانسمیتر رها شده از پایانه سمپاتیک در عروق خونی است.
فیبرهای وابران بخش جمجمه‌ای سیستم عصب پاراسمپاتیک عروق خونی سر، در‌حالی‌که فیبر‌های بخش خاجی عروق خونی دستگاه تناسلی، مثانه و روده‌بزرگ را عصب دهی می‌کنند عضله اسکلتی و پوست هیچ‌گونه عصب دهی پاراسمپاتیکی دریافت نمی‌کنند. اثر فیبرهای کولینرژیک روی مقاومت کل عروقی ناچیز است.زیرا تنها بخش کوچکی از عروق مقاومتی بدن فیبرهای پاراسمپاتیک دریافت می‌کنند (6).
1-5- سیستم کولینرژیک در عروق :
علی‌رغم فقدان اعصاب کولینرژیک در اغلب عروق، تعداد قابل‌توجهی از رسپتورهای استیل‌کولینی در بسترهای عروقی قرار دارند. رهایش استیل‌کولین نشانه بارز فعالیت پاراسمپاتیکی بوده که نقطه مقابل فعالیت اپی‌نفرین و نور‌اپی‌نفرین می‌باشد. به طور‌کلی اثرات موسکارینی استیل‌کولین به لحاظ کیفیت مانند تحریک واگ است.
تحریک رسپتور‌های کولینرژیکی اندوتلیوم در پاسخ به استیل‌کولین با رهایش عوامل ریلکس‌کننده مشتق شده از اندوتلیوم(EDRF) موجب وازودیلاسیون می‌شود. نیتریک‌اکسید (NO) اولین فاکتور ریلکس‌کننده مشتق‌شده از اندوتلیوم(EDRF) شناخته شده که در ریلکس کردن سلولهای عضله صاف عروق در پاسخ به استیل‌کولین موثر است. بدین ترتیب، استیل‌کولین تقریباَ سبب گشاد‌کردن همه عروق در invivo می‌شود. درصورتیکه اندوتلیوم آسیب ببیند تحریک رسپتورها توسط استیل‌کولین سبب انقباض عروق می‌شود. مکانیسم دیگر برای ریلکس‌ شدن عروق توسط استیل‌کولین، مهار رهایش نوراپی‌نفرین از پایانه اعصاب ادرنرژیکی است (12).
برخی از عروق خونی به عنوان مثال عروق‌کرونری در بدن توسط فیبرهای کولینرژیک پاراسمپاتیکی عصب‌دهی شده‌اند این اعصاب استیل‌کولین رها می‌کنند که به گیرنده‌های موسکارینی روی عضله صاف و یا اندوتلیوم متصل می‌شود. در بسیاری از آرتریول‌ها نشان داده شده که رسپتورهای M3بر روی اندوتلیوم عروق سبب تشکیل نیتریک اکسید ((NO شده که عامل وازودیلاسیون است. هنگامی‌که تشکیل NOمتوقف می‌شود استیل‌کولین از طریق گیرنده‌های M3 (با کوپل‌شدن با پروتئین Gq و افزایش IP3) و گیرنده‌های M2(با کوپل شدن با پروتئینGi و افزایش cAMP) باعث انقباض عضله صاف می‌شوند. این یافته‌ها نشان داد که تولید NO در عروق ‌کرونری افراد بیمار کاهش یافته‌است (13).
دو سیستم کولینرژیک بیرونی و درونی مجزا در دیواره شریان‌ها وجود دارد. سلول‌های اندوتلیال به عنوان بخش‌ درونی‌ سیستم‌ کولینرژیک، از لایه اینتیما حاوی آنزیم سنتزکننده استیل‌کولین، استیل کولین‌ ترانسفراز، موجب رهایش کولین استر شده، و دارای گیرنده‌های موسکارینی فعال می‌باشد. فیبرهای عصبی اتونوم دور‌عروق در لایه ادونتیس به عنوان بخش بیرونی بوده. این آکسون‌ها در همه جای این لایه حضور ندارند، اما بسیار گزینشی در میان و حتی در درون اندام‌ها توزیع یافتند، و از واسطه‌گرهای همراه (NO، نوروپپتیدها) استفاده می‌کنند. فرض بر این است که سیستم اینتما (سیستم کولینرژیک درونی) به عنوان یک تنظیم کننده عمومی تون پایه عروق و ساختار دیواره در پاسخ به محرک‌های لوکالی و لومنی عمل می‌کند، درحالیکه فیبرهای عصب دور‌عروقی روی بیشترین تون پایه عروق عمل می‌کنند (14).
فیبرهای عصبی کولینرژیک در آئورت سگ، موش صحرایی و موش در شبکه‌ای منفرد واقع در لایه ادونتیس سازمان یافته‌است. این شبکه‌های عصبی از فیبرهای عصبی کولینرژیکی تشکیل شده که بیشتر در ناحیه vasa vasorum توزیع یافته و ماهیت آن پاراسمپاتیکی بوده است (15).
عملکرد عروقی استیل‌کولین پیچیده است و شامل وازودیلاسیون و وازوکانستریکشن در اندوتلیوم و سلول‌های عضله صاف عروق همچنین در پایانه اعصاب ادرنرژیکی مهار ترشح نوراپی‌نفرین می‌باشد. زمانیکه استیل‌کولین به صورت invivo اضافه شد، سبب وازودیلاسیون و هنگامیکه بصورت invitro افزوده شد، سبب وازوکانستریکشن ویا عدم تغییر شد تناقض بیان شده مورد بررسی قرار گرفت تا اینکه دریافتند اثر وازودیلیتوری استیل‌کولین با واسطه فاکتورهای ریلکس‌کننده مشتق از اندوتلیوم (EDRF) در اغلب عروق خونی بوده و اثر وازوکانستریکشن مستقل از حضور یا عدم حضور اندوتلیوم است (16).
هیچ شواهدی که نشان بدهد که سلول‌های اندوتلیال به طور مستقیم توسط نورون‌های کولینرژیک عصب دهی شده اند ارائه نشده‌است سنتز استیل‌کولین در آئورت رت به اعصاب کولینرژیک محدود نمی‌شود، اما انتقال‌دهنده استیل‌کولین به طور مستقیم از آئورت به صورت اتوکرین منتشر شده و موجب مدوله کردن جریان خون لوکالی می‌شود.(17)
1-5-1- گیرنده‌های کولینرژیک در عروق :
گیرنده‌های استیل‌کولین پروتئین‌های غشایی اینتگرال هستند که به اتصال استیل‌کولین به‌عنوان نروترانسمیتر پاسخ داده وعملکرد استیل‌کولین را واسطه می‌کنند. این گیرنده‌ها به لحاظ فارماکولوژی، تمایل و حساسیتشان به مولکول‌های مختلف به دو دسته تقسیم می‌شوند:
1- گیرنده‌های نیکوتینی : این گیرنده‌ها آینوتروپیک هستند که جزء کانال‌های کاتیونی وابسته به لیگاند در نظر‌گرفته می‌شوند. این گیرنده‌ها از 5 زیرواحد پروتئینی تشکیل شده‌اند: دو زیرواحد آلفا، یک زیرواحد بتا، یک زیرواحد گاما و یک زیرواحد دلتا. این گیرنده‌ها غالبا در فرایندهای آنژیوژنز شامل مهاجرت، تکثیر و حفاظت سلول‌های اندوتلیالی دخالت دارند (55).
2- گیرنده‌های موسکارینی : این گیرنده‌ها متابوتروپیک هستند وجزء گیرنده‌های متصل‌شونده با G‌ پروتئین‌ها هستند، شامل 5 زیر تیپ M2, M1 M4, M3, و M5می‌باشند که توانایی‌های متفاوتی در کوپل‌شدن با پیامبرهای ثانویه متفاوت دارند از این رو اثرات متفاوتی را اعمال می‌کنند.
هر دو نوع گیرنده‌های موسکارینی و نیکوتینی در سلولهای اندوتلیال دیواره عروق خونی حضور دارند.
گیرنده‌های M5, M3, M1 غالباَ به G(q/11) متصل شده و فسفولیپازC را فعال می‌کنند که آبشار فسفاتیدیل‌ اینوزیتول ‌تری فسفات را به‌راه می‌اندازد که منجر به افزایش کلسیم داخل سلولی و فعالسازی پروتئین کیناز C می‌شود. در‌حالیکه گیرنده‌های M4 و M2به (G(i/o متصل شده و سبب مهار فعالیت آدنیلیل ‌سیکلاز می‌گردند. همچنین سبب فعالسازی کانال پتاسیمی دریچه‌دار شده که منجر به‌هایپرپلاریزاسیون غشای پلاسمایی در سلولهای تحریک پذیر مختلف می‌شوند.
M1 عمدتاً در سیستم عصبیM2 , عمدتاً در قلب و بخش‌هایی از سیستم عصبی،M3 علاوه بر مغز، در غدد اگزوکرین،چشم و ماهیچه صاف، M4 در سیستم عصبی مرکزی توزیع یافته‌اند. گیرنده‌هایM5 بخوبی شناخته نشده‌اند.
همانگونه که بیان شد گیرنده‌هایM3 در عضله صاف عروق خون حضور دارند و از طریق مکانیسم بیان شده با افزایش کلسیم داخل سلولی سبب انقباض عضله صاف عروق می‌شود، از طرف دیگر فعال شدن این گیرنده‌ها در اندوتلیوم عروق سبب افزایش سنتز نیتریک‌اکسید شده که به سلول‌های عضله صاف عروق مجاور انتشار یافته و سبب ریلکس شدن عروق می‌گردد بنابراین استیل‌کولین دراندوتلیوم وعضله صاف عروق به صورت متناقص، وازودیلیتور و وازوکانستریکتور عمل می‌کند(18).
شکل1-6- گیرنده‌های کولینرژیکی و مکانیسم عمل آن‌ها
1-6- نیتریک‌اکسید در عروق :
در سال 1980 Furchgott و Zawadzki نیتریک‌اکسید را به عنوان فاکتور ریلکس‌کننده مشتق از اندوتلیوم EDRF)) کشف و معرفی کردند. نیتریک‌اکسید به لحاظ ساختاری مولکولی ساده با تنوع بسیار است. نیتریک‌اکسید در طیف وسیعی از انواع سلول‌ها و بافت‌های داخل عروقی شامل پلاکت‌ها، ماکروفاژها و اندوتلیوم عروق سنتز می‌شود که امروزه به عنوان معیار کلیدی برای تعیین سلامت عروق به رسمیت شناخته شده است. نیتریک اکسید مولکول رادیکالی بدون بار است که تقریبا 70 بار در محیط آبگریز نسبت به آب محلول‌تر بوده به همین دلیل میتواند به آسانی از عرض غشای سلولی انتشار یابد. نیتریک‌اکسید به‌عنوان عامل مهمی در تعیین هموستاز عروقی، تنظیم ویژگی‌های متعدد فیزیولوژیک عروق خون ازجمله وازودیلاسیون، نفوذپذیری رگ، خاصیت ضد‌‌ترومبوز، خاصیت ضد التهابی شناخته شده است. این مولکول نیمه عمر نسبتا کوتاهی دارد و بر سلول‌های عضله صاف عروق اثر مهاری اعمال می‌کند. همچنین از طریق مکانیسم‌های وابسته بهcGMP مانع تجمع پلاکت‌ها می‌شود(19).
1-6-1- اعمال عروقی نیتریک‌اکسید:
1) تنظیم تون عروقی :
نیتریک‌اکسید یک تنظیم‌کننده مهم هموستاز عروقی است که از طریق مسیرهای مختلفی تون عروقی را تنظیم می‌کند. نیتریک‌اکسید تولید شده در داخل سیتوزول سلول‌های اندوتلیال به سرعت بر سلول‌های عضله صاف عروق مجاور انتشار یافته و سبب فعال‌کردن گوانیلیل‌سیکلاز محلول می‌شود درنتیجه سنتز cGMP افزایش یافته، همچنین با مهار کانال‌های کلسیمی دریچه‌دار وابسته به ولتاژ، غلظت کلسیم سیتوزولی را کاهش داده. بنابراین باعث مهار تشکیل کمپلکس کیناز زنجیره سبک میوزین- کلسیم -کالمودولین در سلولهای عضله صاف عروق شده که در نهایت سبب وازودیلاسیون می‌شود.
سنتز نیتریک ‌اکسید در اندوتلیال در پاسخ به تحریکات بیوشیمیایی مانند :ترومبین، آدنوزین‌دی‌فسفات ADP))، سرتونین، استیل‌کولین، برادی‌کینین، و همچنین تحریکات مکانیکی مانند :استرس تماسی(shear stress) وکشیدگی(cyclic strain) افزایش می‌یابد.
شکل1-7-اعمال عروقی نیتریک‌اکسید
2) مهار فعالیت پلاکت‌ها :
پلاکت‌ها با تشکیل پلاک هموستاتیک نقش مهمی در بهبود زخم ایفا می‌کنند. پلاکت‌ها به طور نرمال به فرم غیرفعال در گردش‌اند و توسط سه سیستم بیوشیمیایی سرکوبگر به فرم غیرفعال می‌مانند : 1)NO 2) ecto-AD(T)Pase/CD39 3)پروستاسیکلین که محصول اصلی متابولیسم آراچیدونیک‌اسید در سلولهای اندوتلیالی است.