چکیده
جنگلهای شمال ایران میراثی بهجا مانده از دوران سوم زمین شناسی است که به علت تخریب و تداخلات شدید، امروزه قسمت عظیمی از مناطق پست آن نابود شده و تنها لکههایی از این جنگلها باقی مانده است. این لکههای باقیمانده بهویژه در قسمتهای کم ارتفاع و پست جنگلی در جنوب دریای خزر دارای اهمیت فوق العاده بوده و از ارزش بالای حفاظتی و مدیریتی برخوردار است. نور و سیسنگان دو تکهی بزرگ از این جنگلهای پست هستند که مورد تحقیق فلوریستیکی و جامعهشناسی قرار گرفتند. گونههای گیاهی جمعآوری شده از این مناطق نشاندهندهی وجود 225 گونهی گیاهی متعلق به 178 جنس و 76 تیرهی گیاهی است. Poaceae با 28 گونه، Asteraceae با 18 گونه و Rosaceae با 9 گونه، به ترتیب بیشترین غنای گونهای را نشان میدهند. جنسهای دارای بیشترین تعداد گونه به ترتیب Carex (با 6 گونه)، Veronica (با 5 گونه) و Euphorbia و Solanum (هر کدام با 4 گونه) میباشند. به لحاظ طیف شکل زیستی، تروفیتها با 2/30%، اشکالزیستی غالب را تشکیل میدهند و به دنبال آن، ژئوفیتها (1/27%) و همیکریپتوفیتها (9/20%) قرار دارند. فلور این مناطق، عمدتاً از عناصر چندناحیهای با 60 تاکسون (3/27%) و سپس عناصر اروپا-سیبری/ایرانو-تورانی/مدیترانهای با 43 تاکسون (5/19%) تشکیل شده است. بر اساس شاخص تشابه سورنسن، برخی شباهتهای فلوریستیکی بین دو جنگل وجود دارد. با جمعآوری دادههای جامعهشناسی از 55 قطعه نمونه و آنالیز دادهها با استفاده از تکنیکهای TWINSPAN وDCA در نرمافزار JUICE، چهار واحد پوششی در این دو منطقه تشخیص داده شد که عبارتند از: Celtis australis-Buxus hyrcana، Fraxinus excelsior subsp. coriariifolia-Cardamine tenera، Populus caspica-Alnus subcordata و Parrotia persica-Carpinus betulus. جنگلهای پست نور و سیسنگان، بهعلت فشار فعالیتهای انسانی و چرای دام، در معرض خطر حذف گونههای گیاهی و یا تغییر جوامع طبیعی میباشند.
کلمات کلیدی:
فلور، جامعه شناسی گیاهی، جنگل پست هیرکانی، شکل زیستی، سیسنگان، نور.
فهرست مطالب
عنوان صفحه
مقدمه1
فصل اول- مروری بر منابع علمی
1-1- تعریف جامعه شناسی گیاهی و مروری بر تحقیقات جامعه شناسی در جهان4
1-2- مروری بر بررسیهای فلوریستیکی و جامعهشناسی پوششگیاهی در جنگلهای هیرکانی6
1-2-1- مروری بر مطالعات انجام گرفته در جنگلهای نور و سیسنگان13
1-3- اهداف مطالعه13
فصل دوم- مواد و روشها
2-1- ویژگیهای مناطق مورد مطالعه15
2-1-1- موقعیت پارک جنگلی نور15
2-1-1-1- هیدرولوژی منطقه 16
2-1-1-2- وضعیت زمینشناسی و خاک جنگل نور 16
2-1-2- موقعیت پارک جنگلی سیسنگان17
2-1-2-1- وضعیت زمین شناسی جنگل سیسنگان 18
2-1-2-2- وضعیت خاک جنگل سیسنگان 19
2-2- وضعیت اقلیمی جنگلهای نور و سیسنگان19
2-3- روش تحقیق20
2-3-1- شناسایی گونههای گیاهی22
2-3-2- نگهداری نمونهها 22
2-3-3- تعیین اشکال زیستی گونهها23
2-3-4- تعیین پراکنش جغرافیایی گونهها24
2-4- شباهت فلوریستیکی جنگلهای نور و سیسنگان25
2-5- تجزیه و تحلیل دادههای جامعهشناسی26
فصل سوم- نتایج
3-1- نتایج فلوریستیکی در مناطق مورد مطالعه28
3-2- اشکال زیستی47
3-3- پراکنش جغرافیایی48
3-4- نتایج حاصل از فرمول سورنسون50
3-5- نتایج جامعه شناسی50
فصل چهارم-بحث
4-1- فلور و تنوع زیستی75
4-2- بررسی اشکال زیستی78
4-3- بررسی پراکنش جغرافیایی79
4-4- بحث بر روی جوامع گیاهی موجود در مناطق مورد بررسی81
4-4-1- Celtis australis-Buxus hyrcana81
4-4-2- Fraxinus excelsior subsp. coriariifolia-Cardamine tenera82
4-4-3- Populus caspica-Alnus subcordata83
4-4-4- Parrotia persica-Carpinus betulus84
4-5- مروری بر سین تاکسونهای معرفی شده در مناطق پست هیرکانی85
4-6- پیشنهادات87
پیوستها90
منابع و مراجع111-95
فهرست شکلها
عنوانصفحه
شکل 2-1- موقعیت جغرافیایی جنگل نور و سیسنگان در زمینهای پست اطراف دریای خزر18
شکل 2-2- نمودار آمبروترمیک شهرستان نوشهر20
شکل 3-1- مهمترین تیرهها به لحاظ تعداد جنس45
شکل 3-2- مهمترین تیرهها به لحاظ تعداد گونه46
شکل 3-3- جنسهای دارای بیشترین تعداد گونه47
شکل 3-4- طیف شکل زیستی گیاهان جمع آوری شده در دو جنگل نور و سیسنگان48
شکل 3-5- کوروتیپهای غالب گیاهان در جنگلهای نور و سیسنگان49
شکل 3-6- Celtis australis-Buxus hyrcana52
شکل 3-7- درخت شمشاد (Buxus hyrcana Pojark.)53
شکل 3-8- گیاه داغداغان (Celtis australis L.)53
شکل 3-9- درخت زبانگنجشک (Fraxinus excelsior L. subsp. coriariifolia (Scheele) A.E. Murray)54
شکل 3-10- Cardamine tenera S.G.Gmel. ex C.A.Mey.55
شکل 3-11- Populus caspica-Alnus subcordata56
شکل 3-12- درخت سفیدپلت (Populus caspica Bornm.)57
شکل 3-13- توسکای ییلاقی (Alnus subcordata C.A.Mey.)58
شکل 3-14- Parrotia persica-Carpinus betulus59
شکل 3-15- درخت آهن (Parrotia persica (DC.) C.A.Mey.)59
شکل 3-16- درخت ممرز (Carpinus betulus L.)60
شکل 3-17- نمایش پخش قطعات نمونه در آنالیز رستهبندی DCA74
شکل 4-1- تراکم بالای درختان و درختچههای شمشاد در جنگل سیسنگان77
شکل 4-2- آتش زدن درختان در جنگل نور88
شکل 4-3- قطع درختان در جنگل نور88
شکل 4-4- چرای دام در عرصهی جنگل نور89
فهرست جدولها
عنوانصفحه
جدول 3-1- لیست گونههای گیاهی مناطق مورد مطالعه29
جدول 3-2- تعداد تیرهها، جنسها و گونهها در گروههای گیاهی42
جدول 3-3- تعداد جنسها و گونهها در هر تیره43
جدول 3-4- جدول قطعات نمونه از جنگلهای نور و سیسنگان61
جدول 3-5- جدول سینوپتیک68

لیست علایم و اختصارات
فهرست بین المللی اسامی گیاهان (International Plant Names Index)IPNI
گروه فیلوژنی نهاندانگان (Angiosperm Phylogeny Group)APG
چندناحیهای (Pluri-regional) PL
نیمه جهان وطنی (Sub-Cosmopolitan)SCOS
جهان وطنی (Cosmopolitan)COS
اروپا-سیبری (Euro-Siberian)ES
ایرانو-تورانی (Irano-Turanian)IT
مدیترانهای (Mediterranean)M
اندمیک (Endemic)Endem, En
رستهبندی غیرمحدودشده (Detrended Correspondence Analysis)DCA
کاموفیت (Chamaephyte)Ch
ژئوفیت پیازدار (Bulbose Geophyte)GB
ژئوفیت بنهدار (Corm Geophyte)GC
ژئوفیت ریزومدار (Rhizomatose Geophyte)GR
ژئوفیت استولوندار (Stoloniferous Geophyte)GS
ژئوفیت غدهدار (Tuber Geophyte)GT
همیکریپتوفیت (Hemicryptophyte)Hem
هلوفیت (Helophyte)Hel
هیدروفیت (Hydrophyte)Hyd
فانروفیت (Phanerophyte)Ph
تروفیت (Therophyte)Th
کائوکازین (Caucasian)Cau
اکسینو-هیرکانی (Euxino-Hyrcanian)Euxino-Hyr
هیرکانی (Hyrcanian)Hyr
ساحارا-سیندی (Saharo-Sindian)SS
شمال (North)N
جنوب (South)S
شرق (East)E
غرب (West)W
افغانستان (Afghanistan)Afgh
آذربایجان (Azerbaijan)Azer
هیمالیا (Himalaya)Him
خراسان (Khorasan)Khor
کوهها (Mountains)Mts
پاکستان (Pakistan)Pak
معتدله (Temperate)Temp
ترانس کائوکاسوس (Transcaucasus)Transcau
ترکمنستان (Turkmenistan)Turco
داخل جنگل نور (Inside of Noor forest)NI
حاشیه جنگل نور (Margin of Noor forest)NM
داخل جنگل سیسنگان (Inside of Sisangan forest)SI
حاشیه جنگل سیسنگان (Margin of Sisangan forest)SM
آنالیز دوطرفهی گونههای شاخص (Two Way Indicator Species Analysis)TWINSPAN
جامعه (association) asso.
مقدمه
گیاهان نقش پایهای در شکلگیری اکوسیستمهای طبیعی دارند. از اینرو شناخت دقیق گونههای گیاهی و اطلاع از تنوع زیستی گیاهی و جوامع گیاهی ما را برای مدیریت منابع طبیعی کشور یاری خواهد داد.
جنگلهای شمال ایران که به جنگلهای هیرکانی یا خزری معروفاند، با طول تقریبی 800 کیلومتر، عرض 110 کیلومتر و مساحت کلی 84/1 میلیون هکتار، از منطقهی تالش در جمهوری آذربایجان در غرب تا پارک ملی گلستان در شرق کشیده شده و پوشش سبزی را در شیبهای شمالی کوههای البرز ایجاد میکند [1، 2]. این جنگلها از سواحل جلگهای تا ارتفاع 2700 متر در شیبهای شمالی البرز گسترش یافتهاند و به اقلیم واحد با بارندگی سالیانه (از 600 تا 2000 میلی متر) وابستهاند و بهنظر میرسد که با ساختار جنگلهای اروپا-سیبری بسیار سازگار باشند [3، 4].
این ناحیهی رویشی یکی از اکوسیستمهای متنوع و جالب از اقلیمهای حیاتی معتدلهی نیمکرهی شمالی است. شرایط طبیعی و جغرافیایی این ناحیه، از جمله برخورداری از بارشهای فراوان و منظم و حرارت مناسب، نزدیکی به دریا، وجود کوهها، دامنههای پرشیب و کمشیب و اختلاف ارتفاع شدید در فواصل کوتاه، منجر به توسعه و آشیانگزینی اکولوژیک بسیاری از عناصر گیاهی در آن شده است که اجتماعات گیاهی مختلفی را تشکیل میدهد. در این خصوص تنها بخش کوچکی از ویژگیهای زیستی رویشگاهها، جوامع گیاهی و در نتیجه ترکیب فلوریستیکی هریک از آنها مطالعه شده و هنوز هم حضور تعدادی از گونهها در اجتماعات جنگلی و محدودهی انتشار جغرافیایی آنها ناشناخته مانده است [5].
در بین سه زون ارتفاعی تعریف شده از جنگلهای هیرکانی (پست، کوهپایهای و کوهستانی) [6، 4، 7، 8، 9]، جنگلهای مناطق پست از ارزش بالای حفاظتی و مدیریتی برخوردار بوده و بهنظر میرسد که برای مطالعات اکولوژیکی و پوشش گیاهی در اولویت باشند چرا که در این مناطق انسان با حذف عناصر طبیعی و جایگزینی عناصر دیگر جوامع آن را تا حد زیادی تغییر داده و یا در معرض نابودی قرار داده است [8]. به علت این تغییر، بسیاری از گونههای گیاهی به بقایایی از زیستگاههای مناطق پست، محدود شدهاند [10].
پارکهای جنگلی نور و سیسنگان که به ترتیب در شهرستانهای نور و نوشهر واقع میباشند،‏ اگرچه در سالهای اخیر مورد تخریب و آسیب شدید توسط دام و انسان قرار گرفتهاند، با این وجود، جزء تنها بقایای جنگلهای پست خزری هستند [11، 8]. با توجه به اهمیت این مناطق، شناخت و بررسی رویشهای طبیعی آن حائز اهمیت است.
تنوع زیستی تنها به مجموعهای از گونهها اشاره ندارد، بلکه به عنوان تغییرات میان ارگانیسمهای زنده در تمام منابع خشکی، دریایی و دیگر اکوسیستمهای آبی تعریف میشود. براساس تعریف دبیرخانهی کنوانسیون تنوعزیستی، تنوعزیستی به معنای قابلیت تمایز بین ارگانیسمهای زنده از هر منبع شامل اکوسیستمهای زمینی، دریایی و اکوسیستمهای آبزی، همچنین شامل ترکیبات اکولوژی که بخشی از اکوسیستمها را تشکیل میدهند، میباشد [12].
بحث تنوع زیستی از موضوعات بسیار مهم فعلی دنیا است. با تخریب منابع طبیعی و محیط زیست و کاهش مساحت آنها شاهد انقراض گونههای گیاهی و جانوری و در نتیجه کاهش تنوع زیستی در دنیا هستیم. هریک از گونهها آنچنان در اکوسیستمهای جنگلی نقش حیاتی و اساسی را در زنجیرههای غذایی بازی میکنند که نابودی یک گونه، تعادل حیات را در طبیعت برهم میزند. برنامههای زیست محیطی برای هر منطقه بدون شناخت وضعیت پوشش گیاهی آن منطقه و تنوع گونهای آن ممکن نیست [3].
شناسایی پوشش گیاهی و بررسی فرم زیستی و جغرافیای گیاهی منطقه، ضمن اینکه اساس بررسیها و تحقیقات بومشناختی در منطقه بوده و راهکاری مناسب برای تعیین ظرفیت بومشناختی منطقه از جنبههای مختلف است، در عین حال، عامل مؤثری در سنجش و ارزیابی وضعیت کنونی و پیشبینی وضعیت آیندهی منطقه به شمار میرود که برای اعمال مدیریت صحیح، نقش بسزایی دارد [13].
تنوع زیستی جنگل منبع بسیار مهم و با ارزشی است، زیرا گونههای موجود در جنگل و ذخایر ژنتیکی تشکیلدهندهی آن برای سلامتی و تأمین نیازهای بشر و سایر موجودات، حائز اهمیت بوده و قطعاً فقدان تنوع زیستی تهدید خطرناکی برای بقای انسان و سایر موجودات محسوب میشود [14].
تنوع زیستی در جنگلهای شمال ایران بالا است. در بین کشورهای همعرض ایران، جنگلهای شمال ایران و شمال ترکیه که از عصر یخبندان به سلامت گذشتهاند، دارای بهترین تنوع میباشند. پس از پایان عصر یخبندان، پیشروی جنگل به سمت اروپا از جنگلهای شمال ایران و ترکیه آغاز شد و همین قدمت بیشتر سبب شده است که تنوع ژنتیکی گونههای چوبی شمال ایران بیشتر از اروپا باشد [15].

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

فصل اول؛ مروری بر منابع علمی

تعریف جامعهشناسی گیاهی و مروری بر تحقیقات جامعهشناسی در جهان
جامعهشناسی گیاهی معروف به فیتوسوسیولوژی1 شاخهای از علم اکولوژی است که اجتماعات گیاهی را از نظر ترکیب گونهای2، اکولوژی، پراکنش جغرافیایی3 و دینامیک مورد مطالعه قرار میدهد [16]. جامعهی گیاهی4 که برای اولین بار در ابتدای قرن نوزدهم توسط همبولت5 تشریح شد [17]، اشاره به گونههای معینی مینماید که باهم در محلهای معین رشد کرده و وقوع آنها باهم چیزی بیش از شانس و تصادف است [18]. کلمنتز6 در سال 1916 با توسعهی نظریهی ارگانیسمی7، هر جامعهی گیاهی را به مثابه یک واحد زیستی (موجود زنده) معرفی کرده است که هر قسمتی از آن عضو یک پیکر بوده و با سایر قسمتها در ارتباط میباشد. هر جامعهی گیاهی به عنوان واحدی منسجم با سیمای ظاهری8 یکنواخت و ترکیب گونهای نسبتاً ثابت هر رویشگاه بوده [19]، مطالعهی آن میتواند مبنای مناسبی برای مدیریت، احیاء9 و توسعهی آن رویشگاه باشد. به دلیل تغییرات شدید در نوع پوششگیاهی، شرایط اقلیمی و چگونگی تأثیر انسان در پوشش گیاهی مناطق مختلف، مکاتب و روشهای مختلفی در دانش جامعهشناسی گیاهی مرسوم گردید [20]. از میان مکاتب موجود، مکتب زوریخ-مونپلیه که توسط براون-بلانکه در سال 1928 پیشنهاد شده است [21]، از اهمیت خاصی برخوردار میباشد [17]. ویژگی بارز این مکتب، انعطاف کافی آن جهت بررسی پوشش گیاهی از دیدگاههای مختلف بوده و علاوه بر این با قرار دادن جامعه10 بهعنوان واحد پایه، یک سلسلهی ردهبندی را ارائه میکند که دیگر واحدهای آن، اتحادیه11، رده12 و طبقه13 میباشد [22].
مطالعهی فیتوسوسیولوژی به روش براون-بلانکه توسط محققینی چون پور14 [23]، پاولوسکی15 [24]، بکینگ16 [25]، شیمول17 [26]، مولر-دومبویس18 و النبرگ19 [27]، واندرمارل20 [28] تشریح شده و روشهای اجرایی آن مورد بررسی قرار گرفت [17].
(1-2) مروری بر بررسیهای فلوریستیکی و جامعهشناسی پوششگیاهی در جنگلهای هیرکانی
بررسیهای جامعه‌شناسی گیاهی در ایران به صورت کلی با مطالعات زوهری [29] آغاز شده است. جزیره‌ای [30] عناصر فیتوژئوگرافیکی جنگلهای خزری را تشریح نموده است. تره‌گوبو [31]، مصدق [32] و درستکار [33] جامعه‌های گیاهی جنگلهای شمال ایران را بررسی نموده‌اند. ثابتی [34]، جامعه‌های گیاهی متعددی برای مناطق مختلف ایران ذکر کرده است. راستین [35] جامعه‌های جنگلی پست حوزهی هیرکانی و اسداللهی [36] جامعه‌های گیاهی راشستانهای اسالم را مورد مطالعه قرار داده‌اند و البرز مرکزی توسط کلن [37] مطالعه شده است.
حجازی و ثابتی21 در سال 1961 چندین جامعهی جنگلی از شمال ایران معرفی نمودند [38]. جزیرهای22 در سالهای 1964 و 1965 عناصر فیتوژئوگرافی جنگلهای هیرکانی را تشریح و جوامعی از این جنگلها را مورد مطالعه قرار داد [30، 39]. ثابتی در سال 1344 جوامع مختلف گیاهی جنگلهای شمال ایران را مطالعه کرده است[40]. خاورینژاد در سال 1345 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود جوامعگیاهی جنگلهای جنوب شرق چالوس را مورد مطالعه قرار داد[41]. ترگوبو23 در سال 1967 جوامع گیاهی منطقهی هیرکانی را معرفی کرد [31]. ترگوبو و مبین24 در سال 1970 نقشهی پوشش گیاهی ایران را با مقیاس 1:2500000 تهیه کردند [42]. زوهری25 در سالهای 1963 و 1973 پوشش گیاهی ایران، به ویژه جنگلهای هیرکانی را از جنبههای جغرافیایی و جامعهشناسی گیاهی بررسی کرده است [6، 29]. درستکار26 در سال 1974 در تز دکترای خود [43] و درستکار و نویرفالیس27 در سال 1976 [33] جنگلهای شرق دریای خزر را مورد مطالعه قرار دادهاند. ثابتی در سال 1355 درختان و درختچههای ایران را بررسی کرده است [34]. اسداللهی28 در سال 1980 در رسالهی دکترای خود، جوامعگیاهی راشستانهای حوزهی اسالم [44] و در سال 1366 جغرافیای گیاهی و جوامعگیاهی جنگلهای شمال غربی هیرکانی را در سمینار جنگل و جنگلداری گرگان ارائه نموده است [36]. در سال 1982 اسداللهی و همکاران، اکوسیستمهای جنگلی ایران را از دیدگاه جامعهشناسی مورد مطالعه قرار دادهاند [45]. مصدق29 در سال 1981 جوامعگیاهی جنگلهای شمال ایران را بررسی کرده است [46]. راستین30 در سالهای 1980 و 1983 جوامع جنگلی پست منطقهی هیرکانی را مورد مطالعه قرار داده است [35، 47]. فرای31 و همکاران در سال 1985 نقشهی پوشش گیاهی بخش مرکزی کوههای البرز را با مقیاس 1:500000 تهیه کردند [48]. فرای و پرابست32 در سال 1986 طرح طبقهبندی پوشش گیاهی ایران بر اساس معیارهای فیزیونومی-اکولوژی را ارائه کردند [4]. اسدی در سال 1364 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود، جوامع گیاهی سری پاتم خیرودکنار را بررسی نموده است [49]. طبری در سال 1371 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود، شرایط زیست و مختصات جنگلشناسی و جوامعگیاهی درخت زبانگنجشک را در جنگلهای شمال تشریح نموده است [50]. حمزۀ در سال 1373، جوامع گیاهی و عناصر تشکیلدهندهی جنگلهای لساکوتی در جنوب شرقی تنکابن را مورد بررسی قرار داده است [51]. سعیدیمهرورز در سال 1373 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود، فلور و پوششگیاهی مناطق ایسپیلی-دیلمان و نواحی اطراف آن را بررسی نموده است [52]. یزدیان در سال 1374 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود، مهمترین شرایط اکولوژیکی و تیپهای رویشی درخت آزاد را در جنگلهای شمال بررسی کرده است [53]. حسینی در سال 1375 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود، با عنوان تهیهی نقشهی فیزیونومیک – فلورستیک پوششگیاهی بخش نم‌خانهی جنگل خیرودکنار، جوامع جنگلی این بخش را با معرفی گونههای معرف هر جامعه، مشخص نموده است [54]. آخانی33 در سال 1998، تنوع زیستی پارک ملی گلستان [55] و آخانی و زیگلر34 در سال 2002 پوشش گیاهی صخرهای و جوامع علفی پارک ملی گلستان را بررسی کردند [56]. کلن35 در سال 1982 [57] و 1984 [58] و در سال 1991 [37] در تز دکترای خود جوامع گیاهی البرز مرکزی را مورد مطالعه قرار داده است. نظریان36 و همکاران در سال 2004 به معرفی جوامع جنگلی بخشی از شمال ایران پرداختند [59]. قهرمان37 و همکاران در سال 2006 به بررسی فلوریستیک جنگلهای توسکای قشلاقی در مناطق پست خزری پرداختهاند[60]. دانشور38 و همکاران در سال 2007 تنوع ساختاری در راشستان آمیخته (مطالعه موردی جنگل شصتکلاته، گرگان) را مورد بررسی قرار دادند [61]. حمزۀ39 و همکاران در سال 2008 به بررسی جوامع توسکای قشلاقی در شمال ایران پرداختهاند [8]. جعفری و آخانی40 در سال 2008 گیاهان منطقه حفاظت شده جهاننما در استان گلستان را مورد مطالعه قرار دادند [62]. نقینژاد41 و همکاران در سال 2008 ارتباط محیط و پوششگیاهی را در اجتماعات توسکای قشلاقی مناطق پست جنگلهای شمال بررسی نمودند [7]. رمضانی42 و همکاران در سال 2008، تاریخچهی پوشش گیاهی جنگلهای هیرکانی مرکزی را مورد بررسی قرار دادهاند [63]. سیادتی و مرادی در سال 1389 [64، 3] در پایاننامهی کارشناسی ارشد خود و همچنین سیادتی43 و همکاران در سال 2010 [9]، تغییرات فلوریستیکی را در طول شیب ارتفاعی در منطقه جنگلی خیرود بررسی کردند. آخانی44 و همکاران در سال 2010 فلور و پوشش گیاهی جنگلهای هیرکانی را مورد مطالعه قرار دادند [65]. زارع و همکاران در سال 1377 جامعهی داغداغان-شمشادستان را در جنگل مزگای نوشهر معرفی و بررسی کردند [66]. محمدی در سال 1377 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود تعدادی از تیپهای رویشی سفیدپلت را معرفی نموده است [67]. گلعلیزاده در سال 1378 در پایاننامهی کارشناسی ارشد خود جوامع سرخدار جنگلهای گرگان، قائمشهر و نور را معرفی کرده است [68]. اسداللهی در سال 1379 در همایش ملی مدیریت جنگلهای شمال و توسعه پایدار، جوامع گیاهی مناطق رویشی هیرکانی را مورد مطالعه قرار داده است [69]. درگاهی در سال 1379 در رسالهی دکترای خود، جوامع سرخدار جنگلهای شمال ایران را مورد بررسی قرار داده است [70]. یزدیان در سال 1379 در تز دکترای خود، تیپهای مختلف گیاهی بلوط و گسترشگاههای آن را در ایران تعیین کرده است [71]. کارگردهر در سال 1379 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود برخی از ویژگیهای اکولوژیک و برخی از تیپهای جنگلی توسکای قشلاقی را در جنگلهای حوزهی کلارآباد مطالعه و معرفی نموده است [72]. طاطیان در سال 1380 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود به مطالعهی جامعهشناسی گیاهی مراتع ییلاقی هزارجریب بهشهر پرداخته است [73]. مراقبی در سال 1380 در رسالهی دکترای خود اکولوژی و جوامع گیاهی گونهی فندق را در شمال ایران مطالعه نموده است [74]. شیخالاسلامی در سال 1380 در تز دکترای خود به بررسی برخی ویژگیهای اکولوژیک گونهی نمدار و برخی از تیپهای جنگلی آن در جنگلهای غرب مازندران پرداخته است [75]. ابراری و عزیزی در سال 1381 جوامع گیاهی راشستانهای منطقه خشکاب (سیاهکل-دیلمان) را بررسی کردهاند [76]. اسلامی در سال 1381 در رسالهی دکترای خود به بررسی جامعههای گیاهی منطقه گدوک پرداخته است [77]. روحیمقدم و همکاران در سال 1381 جوامع گیاهی جنگلهای چلا و آمل و تغییرات محیطی آن را مورد بررسی قرار دادهاند [78]. طبری و همکاران در سال 1381 اطلاعاتی در مورد توزیع و ساختار پوشش گیاهی زبانگنجشک در جنگلهای مناطق پست هیرکانی فراهم کردند [79]. تیمورزاده و همکاران در سال 1382 جنگلهای شرق اردبیل (اسیقران، فندقلو، حسنی و بوبینی) را مورد بررسی جامعهشناسی قرار دادند [80]. نقینژاد در سال 1382 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود جوامع گیاهی توسکای قشلاقی را در جنگلهای پست و کوهپایهای شمال ایران مورد مطالعه قرار داده است [81]. آخانی در سال 1383 فلور و پوشش گیاهی پارک ملی گلستان را تهیه کرده است [82]. اکبرینیا و همکاران در سال 1383 به بررسی فلور، ساختار رویشی و کوروتیپ عناصر گیاهی اجتماعات توس در سنگده ساری پرداختند [5]. قلیپور و همکاران در سال 1383 پوشش گیاهی پناهگاه حیاتوحش دودانگه و چهاردانگه را بررسی نمودند [83]. اجتهادی و همکاران در سال 1383 به مطالعه و ترسیم پروفیل پوشش جنگلی در طول درهی رودخانهی شیرینرود دودانگهی ساری پرداختند [84]. محمدپور در سال 1383 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود، جوامع جنگلی بخش گرازبن را با معرفی گونههای معرف هر جامعه مشخص نمود [85]. اسماعیلزاده و همکاران در سال 1384 به معرفی فلور، شکلزیستی و پراکنش جغرافیایی گیاهان رویشگاه سرخدار افراتخته پرداختند [86]. پوربابایی در سال 1384 تنوع گونهای گیاهان چوبی در جنگلهای سری یک کلاردشت در استان مازندران را مورد بررسی قرار داده است [87]. عصری و همکاران در سال 1384 جوامع گیاهی ذخیرهگاه بیوسفر میانکالهی استان مازندران را بررسی نمودند [88]. فلاحچای و مرویمهاجر در سال 1384 به بررسی نقش ارتفاع از سطح دریا در تنوع گونههای درختی جنگلهای سیاهکل در شمال ایران پرداختند [89]. روانبخش و همکاران در سال 1386 به بررسی تنوع گونههای گیاهی ذخیرهگاه جنگلی گیسوم تالش در استان گیلان پرداختند [90]. فریدیعباسآباد در سال 1385 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود به بررسی فلوریستیک خزههای جنگل خیرود پرداخت و 68 گونهی خزهای و یک واریته معرفی نمود [1]. قمیاویلی و همکاران در سال 1386 تنوع زیستی گونههای چوبی بر روی خاکهای مختلف در دو جامعهی گیاهی در سری نمخانهی جنگل خیرود را مطالعه نمودند [91]. نقینژاد و همکاران در سال 1385 رویشگاهها و پوشش گیاهی پارک ملی بوجاق را بررسی کردند [92]. اسماعیلزاده و همکاران در سال 1386 به بررسی جوامع جنگلی سرخدار ذخیرهگاه افراتخته پرداختند [93]. اکبرزاده در سال 1386 فلور، شکل زیستی و کوروتیپ گیاهان مراتع ییلاقی واز مازندران را مورد بررسی قرار داده است [94]. اکبریرئیسی در سال 1386 در پایاننامهی کارشناسی ارشد خود به مقایسهی تنوع زیستی گونههای چوبی در جوامع جنگلی بخش پاتم جنگل خیرود پرداخته است [95]. شیخالاسلامی و همکاران در سال 1386 پوشش گونههای درختی و درختچهای منطقه کجور نوشهر را بررسی کردهاند [96]. قلندرآیشی و همکاران در سال 1386 به بررسی و طبقهبندی پوششهای درختی و درختچهای شمشادستان چشمهبلبل پرداختند [97]. محمودی در سال 1386 به بررسی تنوع گونهای گیاهان جنگل حفاظت شدهی کلارآباد در سطح گروههای اکولوژیک پرداخته است [98]. خوشمو در سال 1387 به معرفی فلور، شکل زیستی و پراکنش جغرافیایی گیاهان منطقه اساس سوادکوه پرداخت [99]. رضوی در سال 1387 به بررسی شکلزیستی و پراکنش جغرافیایی فلور منطقه کوهمیان (آزادشهر-گلستان) پرداخته است [100]. فتحی واوسری و همکاران در سال 1387 جوامع گیاهی منطقهی واوسر چهاردانگه ساری را مورد بررسی قرار دادهاند [101]. نادری در سال 1387 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود به بررسی پوششگیاهی منطقهی امن گلستانک در البرز مرکزی پرداخته است [102]. آتشگاهی و همکاران در سال 1388، فلور، شکل زیستی و پراکنش جغرافیایی گیاهان جنگلهای شرق دودانگهی ساری را معرفی کردهاند [103]. رضوی و حسنعباسی در سال 1388 فلور و کوروتیپ گیاهان رویشگاه سرو خمرهای سورکش (فاضلآباد-گلستان) را مورد مطالعه قرار دادهاند [104]. فلاح و همکاران در سال 1388 فلور، شکل زیستی و ناحیهی رویشی گیاهان بخشی از شهرستان سوادکوه استان مازندران را بررسی کردهاند [105]. عاقلی در سال 1388 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود [106] و نیز قهرمانینژاد و عاقلی در سال 1388 به بررسی فلوریستیکی پارک ملی کیاسر پرداختهاند [107]. آزادبخت در سال 1389 به تعیین فلور منطقهی حفاظت شدهی هزارجریب بهشهر پرداخته است [108]. قلیزاده در سال 1389 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود به بررسی تغییرات فلور جنگلهای شمال ایران در طول شیب ارتفاعی با استفاده از ترانسکتهای اکولوژیک در چند نقطهی جنگلی در استانهای گیلان و مازندران پرداخته است [109]. حسینی در سال 1389 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود [110] و نقینژاد و همکاران در سال 1389 به بررسی فلوریستیک جنگلهای مازیبن و سیبن رامسر در طول یک ترانسکت اکولوژیک پرداختهاند [111]. بهاری در سال 1389 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود به بررسی فلوریستیکی و فیتوسوسیولوژیکی [14] و قهرمانینژاد و همکاران در سال 1390 به معرفی فلور، شکل زیستی و پراکنش جغرافیایی گیاهان دو منطقهی حفاظت شدهی جنگلی سمسکنده و دشتناز ساری پرداختهاند [112]. اسدی و همکاران در سال 1390 به بررسی فلور، شکل زیستی و کوروتیپ رویشگاههای شمشاد در جنگل حفاظتشدهی خیبوس مازندران پرداختهاند [113].

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

(1-2-1) مروری بر مطالعات انجام گرفته در جنگلهای نور و سیسنگان
برزهکار در سال 1374 در پایاننامهی کارشناسیارشد خود تحت عنوان “شناسایی گونهها و جوامع گیاهی پارک جنگلی نور و پراکنش آنها با توجه به نیازهای اکولوژیک (با تهیهی نقشهی پوشش گیاهی)”، به شناسایی گونهها و جوامع گیاهی پارک جنگلی نور پرداخته است. وی در این بررسی 88 گونهی علفی، 17 گونهی درختی و 12 گونهی درختچهای از این جنگل را شناسایی و جوامع ممرز-بلوط، توسکا، ممرز-انجیلی، ممرز-توسکا و لیلکی-توسکا را معرفی کرده است [11]. با این وجود، مطالعهی جزئیتر در این منطقه صورت نگرفته است.
اصغرزاده و همکاران در سال 1387 در مقالهای با عنوان “بررسی فلور، ساختار رویشی و کورولوژی عناصر گیاهی پارک جنگلی سیسنگان”، به بررسی فلوریستیک رویشهای جنگل سیسنگان پرداختهاند و در مجموع 73 گونهی گیاهی از 65 جنس و 39 تیره را از این منطقه معرفی کردهاند [114] ولی ضرورت مطالعات فلوریستیک بیشتر و همچنین مطالعات جامعهشناسی در این بخش احساس میشود.

(1-3) اهداف مطالعه
برخی از اهداف این مطالعه عبارتند از:
(1) ارائهی لیست کاملی از گونههای گیاهی این دو منطقه
(2) ارزیابی برخی مشخصههای وابسته به گونه نظیر شکل زیستی و کوروتیپ در این مناطق
(3) مقایسه فلور دو منطقهی جنگلی با همدیگر و با دیگر مناطق جنگلی مطالعه شده در ناحیهی هیرکانی
(4) مطالعهی تنوع زیستی به عنوان عامل مؤثری در ارزیابی وضعیت این دو منطقه به منظور اعمال مدیریت صحیح
(5) شناخت جوامع گیاهی موجود در منطقههای مورد مطالعه به عنوان بخشی از جنگلهای پست خزری با استفاده از روشهای استاندارد و جامعهشناسی گیاهی
(6) مقایسهی جوامع این دو منطقه با جوامع معرفی شده در ایران و در جنگلهای اروپا-سیبری و مرور تحقیقات انجام گرفته در جامعهشناسی جنگلهای پست خزری
فصل دوم؛ مواد و روشها

(2-1) ویژگیهای مناطق مورد مطالعه
(2-1-1) موقعیت پارک جنگلی نور
پارک جنگلی نور واقع در استان مازندران، با طول جغرافیایی ´00˚52 تا ´06˚52 و عرض جغرافیایی ´32˚36 تا ´34˚36، در حدود 50 کیلومتری غرب بابلسر و 50 کیلومتری شرق نوشهر قرار دارد (شکل 2-1). حد شمالی آن به جاده آسفالته، حدود غرب آن به جاده نور- چمستان و جنوب آن به اراضی شالیزاری روستاهای مجاور پارک میرسد و از شرق به رودخانه هاشمرود و جنگلهای ایزده ختم میشود. وسعت پارک بالغ بر 3600 هکتار میباشد.
به طور کلی، اراضی منطقه، جنگل جلگهای بوده و هیچگونه عوارض طبیعی از قبیل تپهماهور و دره در آن دیده نمیشود و از اینرو شیب عمومی وجود ندارد.

(2-1-1-1) هیدرولوژی منطقه
چندین نهر و رودخانهی نسبتاً کوچک که آب آنها دائمی است و از دامنههای شمالی سلسله جبال البرز سرچشمه گرفتهاند، از داخل و یا مرز شرقی و غربی منطقه میگذرد و سبب میگردند که موقعیت آن در مقابل سایر جنگلهای جلگهای که اکثراً فاقد آب جاری هستند کاملا متمایز گردد [11].

(2-1-1-2) وضعیت زمینشناسی و خاک جنگل نور
پارک جنگلی نور از نظر زمینشناسی مربوط به عهد کوارترنر45 بوده از نظر رخساره و ریخت جزء دشتهای آبرفتی (آبرفتهای جلگهای) محسوب میگردد. نوع سنگ مادر، رسوبات آبرفتی با منشاء آهکی میباشد. در لایههای تحتالارضی خاک آثار صدفهای دریایی آهکی بهفراوانی دیده میشود که ناشی از رسوبگذاری دریا است؛ تغییرات شدید بافت خاک مؤید این موضوع میباشد [11].
در عرصهی جنگل بیرونزدگی سنگی مشاهده نگردیده است.
عرصهی پارک بهصورت مسطح و تقریباً فاقد پستی و بلندی است، خاک آن آبرفتی و بهطور کلی جزء خاکهای هیدرومورف دائم (گلی)46 میباشد.
خاکهای هیدرومورف در هر شرایط آب و هوایی به وجود میآیند، لذا در طبقهبندی، جزء خاکهای درونمنطقهای47 قرار دارند، بهطور کلی خاکهای هیدرومورف از تشکیل یک سفرهی آب دائمی یا موقتی که در سطح یا عمق بهوجود میآید تحت تأثیر قرار میگیرند.
در خاکهای هیدرومورف دائم (گلی) سفرهی آبی، عمقی و دائمی است و در فصلهای مختلف سال سطح سفرهی آبی دارای نوساناتی میباشد، به طوری که در زمستان سطح سفرهی آبی بالا و در تابستان به علت تبخیر و تعرق و نزولات کم، سطح سفرهی آبی پایینتر میرود و کلاً سطح سفرهی آبی حرکات صعودی و نزولی در نیمرخ خاک دارد [11].
(2-1-2) موقعیت پارک جنگلی سیسنگان
جنگل سیسنگان با طول جغرافیایی ´47˚51 تا ´49˚51 و عرض جغرافیایی ´33˚36 تا ´34˚36، در حدود 27 کیلومتری جادهی نوشهر به نور قرار دارد (شکل 2-1). از شمال به جادهی آسفالته و دریای خزر، از غرب به روستای توسکاتک و از شرق و جنوب به روستای صلاح الدین کلا محدود میشود. مساحت این پارک در حدود 602 هکتار بوده و عمدهی سطح آن بدون جهت و شیب است.

شکل (2-1) موقعیت جغرافیایی جنگل نور و سیسنگان در زمینهای پست اطراف دریای خزر

(2-1-2-1) وضعیت زمین شناسی جنگل سیسنگان
از نظر وضعیت زمین شناسی این پارک متعلق به دورهی کواترنر است و وجود قطعات سنگی نسبتاً درشت از جنس آهک و دولومیت سازند الیکا مربوط به دوران دوم تریاس است که خود حاوی نکات مهم زمینساختی است و نکتهی جالب توجه در مطالعات انجام شده آهکی یا قلیایی بودن بیش از حد لایههای زیرین خاک در عرصه است که محدودیتی از نظر ریشهدوانی ایجاد مینماید [115].
(2-1-2-2) وضعیت خاک جنگل سیسنگان
قسمت غربی پارک از خاک عمیق با بافت متوسط لومی سیلتی و لومی- رسی- سیلتی با pH حدود 7/6 تا 5/7 و شرایط زهکشی خوب میباشد. اراضی ساحلی پارک دارای خاکهای با بافت شنی است و در بقیهی سطح که قسمت اعظم اراضی پارک را تشکیل میدهد، جنس خاک از تیپ قهوهای جنگلی آهکی تشکیل شده است به طور کلی این خاک خصوصیات خاکهای راندزین را دارا است. از نظر تفرجگاهی خاک منطقه خوب و مناسب میباشد و در قسمت غربی پارک محدودیتهای جزئی از نظر نفوذپذیری کم خاک وجود دارد [116].

(2-2) وضعیت اقلیمی جنگلهای نور و سیسنگان
اطلاعات و نمودارهای مربوط به دما، نزولات و رطوبت نسبی با استفاده از اطلاعات هواشناسی شهرستان نوشهر که نزدیکترین ایستگاه هواشناسی به جنگلهای نور و سیسنگان میباشد، محاسبه و ترسیم شده است. این اطلاعات در فاصلهی 28 سال گذشته یعنی از سال 1355 تا 1383 ثبت شدهاند.
میانگین دمای ماهیانه در اواخر دی و اوایل بهمن (ژانویه و فوریه) کمترین مقدار را داشته و در ماههای تیر و مرداد (جولای و آگوست) به حداکثر مقدار خود میرسد و سپس تا دیماه سیر نزولی طی میکند. میانگین حداقل دماها در هیچ ماهی از سال در طی 20 سال گذشته زیر صفر نبوده است. میانگین درجهی حرارت سالیانه 3/15 درجهی سانتیگراد بوده که گرمترین ماههای سال تیر و مرداد و سردترین ماه سال دی میباشد [3].
میزان بارندگی سالیانه 1300 میلیمتر و حداکثر بارندگی در ماه آبان به میزان 257 میلیمتر میباشد. میزان رطوبت در گرمترین ماه سال یعنی مرداد کمترین و در سردترین ماه سال یعنی اسفند بیشترین میزان را دارا بوده است [3].
تیر ماه حساس ترین زمان برای بروز خشکی بوده و هر چند سال یک بار به مدت کوتاهی دوره خشکی رخ میدهد، در نتیجه این منطقه فاقد فصل خشک است [3].

شکل (2-2) نمودار آمبروترمیک شهرستان نوشهر

(2-3) روش تحقیق
پس از تهیه نقشه و بازدید از منطقه، اقدام به جمعآوری نمونهها گردید. جمعآوری نمونهها در طی فصول بهار، تابستان و پاییز سال 1390 و نیز بهار سال 1391 انجام گرفت و اطلاعات، از 62 قطعهی نمونهبرداری48 با ابعاد 400 متر مربع در جنگل نور و 20 قطعهی نمونهبرداری با ابعاد 100 متر مربع در جنگل سیسنگان برداشت شدند. بر اساس تجربیاتی که در مورد سطح قطعهی نمونهبرداری صورت گرفته است، حداقل سطح برای منطقه جنگلی، 100 تا 400 مترمربع در نظر گرفته میشود [76، 18، 117]. اندازههای مختلف قطعات نمونهبرداری به علت تفاوت در غنا و تراکم گیاهان و تفاوت در پوششگیاهی میباشد. همچنین، جنگل سیسنگان عمدتاً از درختان و درختچههای شمشاد که بصورت غالب هستند تشکیل شده است و پوشش گیاهی کف آن نسبت به جنگل نور بسیار کمتر است. در جمعآوری نمونهها، گونههای گیاهی خارج از قطعات نمونهبرداری نیز جمعآوری شدند. لیست گیاهان موجود در هر قطعه به همراه اطلاعات مکانی از جمله طول و عرض جغرافیایی، تاریخ جمعآوری، رویشگاه و شکلزیستی یادداشت و ضرایب براون- بلانکه برای هر کدام اعمال شد:
ضریب r برای گیاهی که تنها یک بار در پلات دیده شده است،
+ برای گیاهانی که به تعداد کم در پلات وجود دارند،
1 برای گیاهانی با پوشش کمتر از 5 درصد،
2 برای گیاهانی با پوشش 5 تا 25 درصد،
3 برای گیاهانی با پوشش 25 تا 50 درصد،
4 برای گیاهانی با پوشش 50 تا 75 درصد،
و 5 برای گیاهانی که پوشش 75 تا 100 درصد دارند، استفاده شده است.
طی جمعآوری از گونههای گیاهی عکس نیز تهیه شده است. گیاهان موجود در هر پلات پس از جمعآوری، در کیسههای پلاستیکی قرار داده شده و پس از انتقال به آزمایشگاه توسط روزنامه و مقوا و تخته پرس، خشک و پرس میشدند.
(2-3-1) شناسایی گونههای گیاهی
شناسایی گونههای گیاهی بر اساس کتب فلورا ایرانیکا [117] و مجموعهی فلور ایران [118]، فلور رنگی ایران [119]، فلور عراق [120]، فلور شوروی [121] و فلور ترکیه [122] میباشد. شناسایی گیاهان نهانزاد آوندی با استفاده از نهانزادان آوندی ایران [123] انجام شد. اسامی تمامی گونهها و مؤلفان با استفاده از سایت IPNI [124] بررسی شده است و تیرهبندیها نیز بر اساس APG III میباشد [125، 126].

(2-3-2) نگهداری نمونهها
نمونههای گیاهی پس از شناسایی بر روی شیتهای مخصوص چسبانده شده و اطلاعات مربوط به آن یادداشت شدند. پس از نوشتن شمارههای هرباریومی مخصوص هر گونه، نمونهها به هرباریوم دانشگاه مازندران انتقال یافتند.
(2-3-3) تعیین اشکال زیستی گونهها
شکل زیستی هر گونه با استفاده از سیستم طبقهبندی رانکایر انجام گرفت [127]. در این سیستم، محل قرارگیری بافتهای پایا (تجدید حیاتکننده) تحت شرایط اقلیمی مختلف به عنوان معیار اصلی تقسیمبندی گیاهان انتخاب گردیده است. بر این اساس، پنج شکل زیستی اصلی تشخیص داده شده است:
فانروفیتها:
درختان و درختچههایی هستند که جوانههای احیا کنندهی آنها در رأس شاخهها و بالاتر از ارتفاع 25 سانتیمتری قرار میگیرند؛ این شکل زیستی در مناطق مرطوب گرمسیری که گیاهان در معرض یخبندان و خشکی قرار ندارند، چیرگی دارد.
کاموفیتها:
گیاهان بوتهای پاکوتاهی هستند که جوانههای مولد شاخ و برگ سال بعد آنها بین ارتفاع 25 سانتیمتری و سطح خاک قرار میگیرند؛ این شکل زیستی در مناطقی فراوان است که پوشش برف در طی ماههای سرد زمستان آنها را کم و بیش محافظت میکند.
همیکریپتوفیتها:
گیاهانی علفی هستند که جوانههای مولد شاخ و برگ سال بعد آنها در سطح زمین قرار میگیرند. اندامهای هوایی این گیاهان در انتهای فصل رشد خشک میشوند و بقایای آنها به همراه لایهی نازک خاک یا برف، جوانههای احیا کننده را در برابر عوامل نامساعد محیطی حفاظت میکنند؛ این شکل زیستی شاخص مناطق معتدل مرطوب است.
کریپتوفیتها:
گیاهانی هستند که با شرایط نامساعد سرد یا خشک به خوبی سازش یافتهاند و در این مناطق از طریق جوانهها، پیازها و ریزومها که کاملاً در زیر خاک یا آب قرار میگیرند تجدید حیات مییابند.
کریپتوفیتها به سه گروه تقسیم میشوند: الف- هلوفیتها، گیاهان آبزی هستند که جوانههای احیاکنندهی آنها درون آب غوطهور هستند، ولی ساقههای رویشی آنها بالاتر از سطح آب نیز قرار میگیرند. ب- هیدروفیتها، گیاهانی آبزی هستند که جوانهها و اندامهای حاصل از آنها به طور دائم درون آب غوطهور است. ج- ژئوفیتها، گیاهانی هستند که جوانههای احیاکنندهی آنها روی ریزوم یا درون پیاز یا غده و زیرخاک قرار دارند.
تروفیتها:


پاسخ دهید