4-6- محصول معماری OV-6C67
4-7- محصول معماری OV-267
4-8- محصول معماری OV-6B69
4-9- محصول معماری OV-771
4-10- نتیجه گیری72
5-نتیجه‌گیری و پیشنهادات74
5-1- خلاصه تحقیق75
5-2- محدودیت های تحقیق75
5-3- نتایج تحقیق75
5-4- پیشنهادات و کارهای آتی76
مراجع78

فهرست جداول
جدول ‏21- ماتریس چارچوب سازمان خزانه داری20
جدول ‏22- محصولات معماری در چارچوب C4ISR 26
جدول ‏23- تفاوت‌های معماری سازمانی چابک با معماری سازمانی کلاسیک34

فهرست شکل‌ها
شکل ‏21- جایگاه معماری سازمانی و ارتباط آن با سایر حوزه‌های سازمان11
شکل ‏22- وجه‌ها و دیدگاه‌های مختلف چارچوب معماری زکمن16
شکل ‏23- مؤلفه‌های چارچوب معماری سازمانی فدرال17
شکل ‏24- دیدگاه‌های چارچوب معماری c4isr 21
شکل ‏25- تعاملات دیدگاه‌های مختلف چارچوبC4ISR 24
شکل ‏26- پشته مدیریت چابک نیازمندی‌های کاربران36
شکل ‏31: فرآیند متدلوژی DSDM 43
شکل ‏32-چرخه حیات DSDM45
شکل ‏33- دیدگاه‌های چارچوب C4ISR46
شکل ‏34- برنامه ریزی ترخیص47
شکل ‏35- یک داستان کاربری ساده و اولیه48
شکل ‏36- برنامه ریزی تکرار51
شکل ‏37-نمونه‌ای از کارت CRC52
شکل ‏38-مدل چابک چارچوب C4ISR56
شکل ‏41- محصول معماری OV-1 از دید سطح بالا65
شکل ‏42- محصول معماری OV-1 از دید سناریوی AV- 165
شکل ‏43- فلوچارت حمله به هدف در قالب محصول معماری OV- 566
شکل ‏44-نمودار توالی فازها در محصول معماری OV-6c68
شکل ‏45- نمودار کلاس نودهای شرکت کننده در عملیات ارزیابی و اجرای حمله مطابق با محصول معماری OV- 2 69
شکل ‏46- نمودار ماشین حالت مطابق با محصول معماری OV-6b71
شکل ‏47- مدل منطقی داده مطابق با محصول معماری OV-772
1- فصل اول: کلیات تحقیق
1-1- مقدمه
یکی از مهمترین دلایل کندی و فرسایشی بودن فرآیند معماری سازمانی تغییرات مداوم در حوزه فناوری و یا ماموریت های یک سازمان است. یکی از پارادایم های مطرح شده در حوزه معماری سازمانی پارادایم چابکی است. چابکی به معنی تطبیق پذیر بودن در مقابل تغییرات مداوم کسب و کار است.
نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران، در راستای انجام ماموریتهای خود، نیازمند سیستمهائی یکپارچه و تعامل پذیر هستند. به منظور رسیدن به سیستمهای مطلوب ابتدا لازم است تا آنها را بصورتی علمی توصیف نمائیم. بهترین راه حل برای ایجاد توصیف های یکدست،‌ یکپارچه، و تعامل پذیر، استفاده از یک چارچوب معماری مناسب است. در صورتیکه هر سازمان، اقدام به توصیف سیستمهای خود نماید، به توصیفهائی ناسازگار و فاقد یکپاچگی و تعامل پذیری خواهیم رسید. با وجود اینکه در اکثر متون به چارچوب زکمن به عنوان اولین چارچوب معماری سامانه های اطلاعاتی اشاره می‌شود، ولی باید گفت که تلاشی که در وزارت دفاع آمریکا در جهت معماری سامانه های اطلاعاتی و ارتباطی صورت گرفت، مستقل از چارچوب زکمن و مسائل مطرح شده در آن بود. C4ISR که در ابتدا برای معماری سامانه های ارتباطی و اطلاعاتی در صحنه عملیات نظامی‌ تدوین شده بود، رفته رفته جای خود را به عنوان یک راه حل ممتاز برای پرداختن به معماری در حوزه های دیگر نیز باز کرد. چارچوب C4ISR بر خلاف زکمن که شامل شش دیدگاه می‌شد از سه دیدگاه تشکیل شده که با هم تفاوت عمده دارند، این سه دیدگاه عبارتند از :
دیدگاه عملیاتی(Operational View) : این دیدگاه توصیف کننده وظایف و عملکردهای گره های عملیاتی و گردش اطلاعات بین این گره ها در جهت انجام عملیات ‌است. با استفاده از نمادهای گرافیکی می‌توان گره ها و عناصر عملیاتی، چگونگی انجام و پشتیبانی عملیات، نحوه گردش و تبادل اطلاعات بین گره ها را مشخص نمود.
دیدگاه سیستمی(System View) : این دیدگاه توصیف کننده سیستمهای اطلاعاتی و چگونگی ارتباط بین آنها در جهت انجام یا پشتیبانی عملیات ‌است. آنچه که نشان دهنده نقش فناوری در کمک به انجام بهتر ماموریتهای سازمانی بوده، در اینجا توصیف می‌شود. از دیدگاه عملیاتی که به دیدگاه سیستمی ‌وارد شویم، گره های عملیاتی با سیستم های اطلاعاتی و فواصل با خطوط انتقال اطلاعات جایگزین می‌شوند.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

دیدگاه تکنیکی(Technical View) : این دیدگاه توصیف کننده قوانین، مشخصات و ملزومات تعیین شده برای هر سیستم در جهت نیل به اهداف و وظایف تعریف شده آن است. در حقیقت هدف از این دیدگاه، تضمین تطابق در عملکرد سیستم ها با انتظارات خواسته شده از آنهاست

هدف نهایی چارچوب معماری C4ISR، افزایش میزان تعامل در سطح سازمان می‌باشد. با توجه به سایر چارچوب های معماری، در چارچوب معماریC4ISR “استاندارد سازی” بطور کامل مورد توجه قرار می گیرد. یکی از مهمترین اهداف اصلی معماری عملیاتی در چارچوب C4ISR تعریف ملزومات تبادل اطلاعات می‌باشد.
از جمله ویژگی های چارچوب معماری C4ISR می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:
o محصول گرا
o نمایش اطلاعات و تعامل پذیری
o ایجاد کارایی و تعامل پذیری
o بیان چگونگی تشریح معماری
o پوشش به نیاز در تمام سطوح
o دارای سه دیدگاه معماری عملیاتی،سیستمی، تکنیکی
معماری سازمانی چابک یک پارادایم طراحی و مدلسازی برای معماری سازمانی است. بومی کردن چارچوب C4ISR از طریق بکارگیری تجارب عملی چابک1 در جهت پوشش کامل به آن یک روش مناسب معماری برای سازمان های چابک و متلاطم است. نوآوری این تحقیق چابک‌سازی چارچوب C4ISR در معماری سازمانی می‌باشد. این چابک‌سازی از طریق بکارگیری متدولوژی DSDM در چارچوب C4ISR و استفاده از تجارب عملی چابک خواهد بود.
1-2- تعریف مساله
در حال حاضر سازمان های متلاطم و پرتغییر به منظور برنامه ریزی و اجرای فرآیند معماری سازمانی دچارمشکلاتی هستند. فرآیند معماری سازمانی بسیار لخت، کند و فرسایشی بوده و گاهی اوقات به شکست منجر می شود. یکی از مهمترین دلایل کندی و فرسایشی بودن فرآیند معماری سازمانی تغییرات مداوم، گسترده و پیش بینی نشده (غیرقابل پیش بینی ) در حوزه فناوری و یا کسب و کار سازمان ها است. روش های جاری معماری سازمانی مبتنی بر پارادایم های قدیمی تر بوده و از ویژگی های خاصی بر خوردار هستند. امروزه سازمان ها با کمبود منابع و زمان مواجه بوده و از طرفی دیگر به دلیل گسترش بکارگیری فناوری های نوین مجبور به تولید کالاها و خدمات انعطاف پذیر برای جلب رضایت مشتریان هستند. تلاطم و تغییرات مکرر و غیر قابل پیش بینی سازمان ها ناشی از موارد فوق الذکر بوده و لذا نیازمند نگاهی جدید به معماری سازمانی می باشیم. در عصر چابکی دیگر نمی توان همه چیز را ازقبل پیش بینی و برنامه ریزی کرد، لذا استفاده از روش های کلاسیک معماری سازمانی نتیجه بخش نخواهد بود. با توجه به گسترش تغییرات و تلاطم دیگر نمی توان وضعیت موجود و وضعیت مطلوب را به شکل ایستا تعریف نموده و سپس برای حرکت از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب برنامه ریزی نمود. روش های کلاسیک معماری سازمانی به دلیل داشتن برخی از ویژگی ها در محیط های پرتلاطم دچار مشکلاتی هستند. برخی از این ویژگی ها عبارتند از :
o سخت بودن تولید محصولات و فرآورده های معماری سازمانی
o تولید حجم عظیمی از مستندات
o وجود افراد تطبیق ناپذیر در تیم معماری سازمانی و سایر تیم ها
o اصراربیش از حد داشتن به مسائل تکنیکی به جای همکاری و کارتیمی
o عدم بکارگیری مدیریت دانش محور
o استفاده از متدولوژی های نامناسب
o عدم وجود ابتکار وخلاقیت درافراد و تبعیت محض از برنامه ها و رعایت حداکثر بروکراسی
o وجود فازها و چرخه های طولانی
o برگزاری جلسات نامناسب کارشناسی و مدیریتی
o طولانی بودن زمان توسعه سیستم های کاربردی اثر بخش و تحول آفرین و…
روش‌های چابک معماری سازمانی سعی دارند تا از شکنندگی معماری سازمانی در سازمان‌های متلاطم و پرتغییر جلوگیری نمایند. بکارگیری بهترین تجارب چابک در جهت پوشش به زکمن و استفاده از آنها در متدولوژی های منطبق با آن یک روش مناسب جهت چابکی معماری سازمانی است.
1-3- اهداف تحقیق
اهداف اصلی که در پایان نامه مورد بحث قرار خواهند گرفت، به شرح زیر است :
چابک‌سازی چارچوب معماری سازمانی C4ISR با تزریق متدولوژی DSDM و استفاده از تجارب عملی چابک که براین اساس با استفاده از روش های تکاملی تدریجی و مدلسازی چابک، موارد غیر ضروری و برخی از جزئیات از مدل ها و مستندات کاسته شده و سرعت برنامه ریزی افزایش می یابد و سبب تزریق چابکی در روش ها و مدل ها می گردد.
به طور کلی استفاده از بهترین تجارب عملی چابک در جهت پوشش به چارچوب C4ISR برای برنامه ریزی و مدلسازی فرآیند معماری سازمانی
نشان دادن افزایش سرعت برنامه ریزی و سرعت انتقال معماری سازمانی و استفاده از ایده های معماری سازمانی چابک.
1-4- تحقیقات مرتبط
از آنجا که موضوع این تحقیق ترکیبی از مباحث مربوط به معماری سازمانی چابک، چارچوب زکمن و تجارب عملی چابک متاثر از روش های چابک توسعه نرم افزار است، تحقیق دقیقا” مشابهی شناسایی نگردیده اما مقالات، کتب و منابع متعددی درخصوص هر کدام از موارد مطرح شده بصورت جداگانه بحث نموده اند. نوآوری این تحقیق مربوط به بومی سازی چارچوب زکمن از طریق ادغام تجارب عملی چابک در آن است. چارچوب و متدولوژی چم، معماری معماری سازمانی مبتنی بر، Scrum سازمانی سرویس گرا [ 8]، معماری سازمانی مبتنی بر و RAD، AUP، Scrum، XP مدلسازی چابک و متدولوژی های چابک توسعه نرم افزار مثل…. هر کدام در مورد برخی از موارد این تحقیق (و نه کامل ) سخن گفته اند.
در حال حاضر معماری سازمانی یکی از عوامل مهم و کلیدی در انجام مأموریت‌های سازمانی محسوب می‌شود. آقای امبلر که یکی از نظریه پردازان مشهور معماری سازمانی چابک می‌باشد، معتقد است که معماری سازمانی چابک به معماری می‌گویند که مبتنی بر خدمات باشد و در فرآیند معماری سازمانی، مستند سازی و مدلسازی به شکل چابک صورت پذیرند که به عقیده آقای امبلر باید ابتدا از کوچک شروع کرده وسپس کار را توسعه داد [2, 3]. در[4] نیز با استفاده از تجارب عملی چابک به بررسی نحوه بکارگیری این تجارب در معماری سازمانی تحت چارچوب زکمن پرداخته است که برای مدل سازی سطرها و ستون‌های این چارچوب در جهت بهبود برنامه ریزی معماری سازمانی راهکارهایی را ارائه داده است. این در حالی است که در زمینه چابک‌سازی چارچوب‌ C4ISR در معماری سازمانی تاکنون پژوهشی صورت نگرفته است.

1-5- ساختار پایان نامه
درادامه ودر فصل های بعدی، مطالب زیررا مشاهده خواهیم نمود :
• فصل دوم در مورد ادبیات معماری سازمانی چابک بحث خواهیم نمود.
• فصل سوم در مورد چابک‌سازی چارچوب C4ISR در معماری سازمانی با استفاده از تجارب عملی چابک و متدلوژی DSDM بحث خواهیم نمود.
• فصل چهارم با ارائه یک مطالعه موردی به ارائه یک سناریو جهت چابک سازی محصولات معماری در چارچوب C4ISR می‌پردازیم.
2- فصل دوم:ادبیات تحقیق
2-1- تعریف معماری سازمانی
در سازمان‌های امروزی که اغلب دارای ابعاد و ساختارهای پیچیده و از نظر فیزیکی توزیع شده هستند تنها ذکر اینکه چه کارهایی باید توسط چه کسانی (شرح وظایف) انجام شود کافی نیست، بلکه فرآیندها، داده‌ها، اهداف و نقش افرادی که در سازمان انجام وظیفه می‌کنند باید با اهداف و راهبردهای سازمان که در قالب برنامه‌ریزی راهبردی ارائه می‌شوند، هم‌خوانی داشته باشد. چنین امری مستلزم آن است که سازمان دارای یک نقشه از تمام ابعاد خود باشد تا بتواند با استفاده از این نقشه، روابط بین ابعاد سازمان را درک نموده و در صورت نیاز با تغییرات هماهنگ نماید. این نقشه از سازمان، که حاوی اطلاعات افراد، فرآیندها، مکان‌ها و دیگر ابعاد و خصوصیات سازمان است، معماری سازمانی نامیده می‌شود.
معماری سازمانی چارچوبی برای تببین، هماهنگ‌سازی و همسوسازی کلیه فعالیت‌ها و عناصر سازمان در جهت نیل به اهداف راهبردی سازمان است. معمار سازمانی همانند دیگر معماران با بخش‌های مختلف سیستم درگیر می‏‏شود، اما برخلاف دیگر معماری‌ها، معمار با سیستمی مواجه است که اجزای آن اغلب غیر فیزیکی، غیرقابل لمس و مفهومی بوده و روابط حاکم بر آنها منبعث از روابط و فرهنگ کاری و (یا) انسانی است. جهت توصیف چنین سیستمی، او نمی‌تواند از روش‌های رایج برای دیگر معماری‌ها استفاده نماید و نیاز به استفاده از مدل‌های مختلف دارد. می‌توان معماری سازمانی را با مجموعه‌ای از مدل‌های بهم پیوسته و مرتبط نمایش داد که انتخاب بین انواع مدل‌های مناسب بر عهده معمار است. معماری سازمانی ریشه گرفته از بحث‏ «معماری سیستم‌های اطلاعاتی» و به خصوص «معماری اطلاعات» و ادامه این نوع از معماری‌ها به طور خاص در سازمان است. تفاوت معماری سازمانی و معماری سیستم‌های اطلاعاتی در این است که معماری سازمانی تمام جنبه‌های سازمان نظیر کاربران، موقعیت جغرافیایی سیستم‌ها، نحوه توزیع آنها، فرآیندهای حرفه، انگیزه کارها، راهبردها، مأموریت‌های سازمان و غیره را در نظر می‌گیرد، در حالیکه معماری اطلاعات، تنها بر اطلاعات متمرکز شده است. در واقع، در معماری سازمانی با یک نوع مهندسی مجدد در کل سازمان، از منظر سیستم‌های اطلاعاتی روبرو هستیم که سعی در بهبود فرآیندهای کاری سازمان از طریق به کارگیری فناوری اطلاعات دارد. این روش از لحاظ تاریخی پیشینه طولانی ندارد و در بین بقیه روش‌ها از تازه‌ترین‌هاست و در طبقه‌بندی آنها از گونه سازمان‌گرا و داده‌گراست و ناشی از گسترش به‌کارگیری فناوری اطلاعات در سازمان‌ها و افزایش تعاملات درون و برون سازمانی و همچنین شتاب روز افزون تغییرات است که بحران فناوری را ایجاد نموده است.
2-2- انواع معماری سازمانی
همان‌گونه که مشاهده می‌شود برای معماری سازمانی تعاریف مختلفی ارائه شده است این تعاریف مختلف به دلیل دیدگاه‌های مختلف به معماری سازمانی است در کل از این تعاریف این گونه برداشت می‌شود که سه نوع معماری سازمانی می‌تواند وجود داشته باشد که به طور مختصر توضیح داده می‌شود
– معماری سازمانی با محوریت فناوری اطلاعات
در معماری سازمانی با محوریت فناوری اطلاعات هدف از معماری سازمانی هم‌راستا نمودن فناوری اطلاعات با کسب و کار جهت بهبود کارائی و بازدهی است. یکپارچگی سیستم‌های اطلاعاتی و موثر بودن زیرساخت‌های فناوری در این رهیافت مورد تاکید قرار می‌گیرد. این رهیافت معمولاً با ساختاری چند لایه از زیر معماری‌های حرفه، اطلاعات، سیستم، داده و فناوری نمایش داده می‌شود. هر لایه نیازهای خود را به لایه پایین تر منتقل می‌کند و از طرفی دیگر مسئول برآورده سازی نیازهای لایه‌های بالاتر خود است.
– معماری سازمانی فرآیند محور
این نوع معماری سازمانی با هدف مدیریت و بهبود فرآیندها صورت می‌پذیرد. ابتدا فرآیندها بهینه سازی می‌شوند و سپس هر فعالیت به یک نقش یا سیستم اطلاعاتی اختصاص داده می‌شود. بهینه سازی فرآیندها بدون در نظر گرفتن فناوری اطلاعات انجام می‌شود، اما نتیجه کار در مرحله بعد به فناوری اطلاعات سازمان متصل می‌شود
– معماری سازمانی دولت محور
در این رهیافت که مخصوص سازمان‌های ستادی است، هماهنگی و هدایت بین اجزاء و حوزه هایی که خود نوعی سازمان محسوب می‌شوند، مورد توجه است. در این نوع معماری نتیجه فعالیت‌های داخلی هر حوزه در قالب شاخص‌های کارائی و جهت گیری‌های رقابتی با دیگر حوزه‌ها هماهنگ و هم‌راستا می‌شود لذا مدیریت و بهبود فرآیندهای داخلی هر حوزه یا طراحی و یکپارچه سازی سیستم‌های اطلاعاتی خارج از موضوع معماری سازمانی دولت محور بوده و مربوط به معماری داخلی هر حوزه می‌شود[15].
2-3- فرآیند معماری سازمانی 
هدف از فرآیند معماری سازمانی ایجاد و اجرای معماری و ارائه خروجی‌های معماری در سازمان است. این فرآیند در کنار دیگر فرآیندهای اصلی سازمان قرار گرفته و به صورت پیوسته اجرا می‌شود. به طور کلی، این فرآیند شامل سه مرحله اصلی است که عبارتند از: ۱) برنامه‌ریزی راهبردی فناوری اطلاعات، ۲) برنامه‌ریزی معماری سازمانی، ۳) اجرای معماری سازمانی. هر کدام از این سه مرحله اصلی، به زیر مراحلی تقسیم می‌شوند که بررسی هر یک از آنها خارج از حیطه این تحقیق است، به همین دلیل تنها به توضیح «فرآیند برنامه‌ریزی معماری سازمانی» خواهیم پرداخت. در واقع، برنامه‌ریزی راهبردی فناوری اطلاعات پایه‌ای برای برنامه‌ریزی معماری سازمانی است. برنامه‌ریزی معماری سازمانی، عبارتست از فرآیندی که به منظور تعریف معماری‌های لازم و برنامه‌ریزی جهت پیاده‌سازی معماری‌های فوق انجام شده و هدف از آن فراهم ساختن زمینه‌های استفاده موثر از اطلاعات جهت پشتیبانی از مأموریت‌های سازمانی است. این برنامه‌ریزی بر روی سه نوع زیر معماری انجام می‌شود که عبارتند از: معماری وضع موجود، معماری گذار و معماری وضع مطلوب. به همراه تعریف معماری‌ها، برنامه اجرایی نیز برای اجرای آن ارائه خواهد شد تا معماری را به شکل عملی تبدیل نماید. اولین کاری که باید قبل از شروع مراحل «برنامه‌ریزی معماری سازمانی» انجام شود، تعیین مواردی چون چشم‌انداز، اهداف و اصول معماری سازمانی است. به عبارت بهتر، باید منظور معماری سازمانی بیان شود که همان خروجی‌های مرحله برنامه‌ریزی راهبردی فناوری اطلاعات را تشکیل می‌دهند. همچنین، باید در نظر داشت که این فرآیند باید با همکاری تمام قسمت‌های سازمان انجام شود، بنابراین مستلزم حمایت مدیریت و اختصاص به موقع منابع و همکاری مدیران قسمت‌های مختلف سازمان است[16].
2-4- تفاوت محصولات معماری سازمانی با روش‌های دیگر
طراحی و تولید سیستم‌های اطلاعاتی کوچک و محلی دارای پیشینه و تجربه زیادی بوده و روش‌های بسیاری برای آن ارائه شده است که آخرین آنها طراحی و توسعه بر اساس روش‌های شی‌گرا و برپایه مولفه‌است که کمک بسیاری به انعطاف‌پذیری سیستم‌های اطلاعاتی نموده است. با این وجود روش‌های فوق نمی‌توانند در مورد سیستم‌های بزرگ‌تری که حاوی چندین زیر سیستم کوچک‌تر هستند مفید واقع شوند. نگرشی که در طراحی و تولید یک سیستم اطلاعاتی مستقل وجود دارد مبتنی بر شناخت نیازمندی‌ها و موجودیت‌های اطلاعاتی محلی بوده و در نهایت منجر به ایجاد سیستمی برای مدیریت اطلاعات فوق می‌شود. سیستم‌های اطلاعاتی بزرگ‌تر که خود از چندین زیر سیستم کوچک‌تر تشکیل می‌شوند، محتاج نگرشی کلی‌تر و همه جانبه‌تر به مسئله هستند تا بتوانند این جزایر اطلاعاتی را با هم مرتبط سازند. شباهت‌های زیادی که بین محصولات معماری سازمانی با خروجی‌های متدلوژی‌های تحلیل و طراحی سیستم‌ها نظیر SSADM و RUP و غیره دارد، اغلب گیج کننده بوده و این سوال را مطرح می‌سازد که اساساً چه تفاوتی بین معماری سازمانی با روش‌های فوق وجود دارد. نکته کلیدی در پاسخ به این سوال، توجه به مفهوم «عناصر پایه» است. همان‌طور که در بخش قبل نیز اشاره شد، هدف از معماری سازمانی ارائه توصیف‌هایی از جنبه‌های مختلف این عناصر پایه است. در این مورد معمولاً از تکنیک‌هایی استفاده می‌شود که در متدلوژی‌های تحلیل و طراحی نیز رایج است. به عنوان نمونه اغلب تکنیک‌های ساخت یافته‌ای که برای مدل‌های داده یا فرآیند معماری سازمانی به کار می‌روند، عیناً برداشت شده از تکنیک‌های تحلیل و طراحی ساخت‌یافته یا شی‌گراست. در واقع، می‌توان گفت تفاوت اساسی در محصولاتی است که در معماری سازمانی ایجاد می‌شود. محصولات معماری سازمانی کاملاً نرمال بوده و طراحی آنها به گونه‌ای صورت گرفته که قادر به ایجاد «زیر ساخت» باشند. مهم‌ترین نکته در رابطه با اجزائی که برای استفاده به عنوان زیر ساخت در نظر گرفته می‌شوند، قابلیت استفاده مجدد آن‌هاست. در صورتیکه این موضوع ممکن است در مورد محصولات متدلوژی‌های تحلیل و طراحی صادق نباشد. محصولات معماری سازمانی ابتدائی و ساده بوده و این قابلیت را دارند که به صورت دیگری ساخته شوند که این همان انعطاف‌پذیری است که به دنبال آن در معماری سازمانی هستیم. در مقایسه، سیستم‌های اطلاعاتی عموماً محصولاتی قابل انعطاف تولید نمی‌کنند و با هدف کاملاً روشنی تولید می‌شوند. به عبارت بهتر، با استفاده از توصیف‌های معماری سازمانی این امکان برای مدیران ارشد به وجود می‌آید که در صورت لزوم اقدام به ایجاد ترکیبی جدید از عناصر پایه و ارتباطات بین آنها نمایند.
2-5- کاربرد معماری سازمانی 
افراد مختلف سازمان می‌توانند کاربردهای مختلفی از معماری سازمانی داشته باشند. پس از تولید محصولات معماری، محصولات فوق در اختیار ذینفعان سازمان قرار داده می‌شوند. توصیف‌های موجود در محصولات فوق که عمدتاً به صورت گرافیکی ارائه می‌شوند کمک زیادی به تصمیم گیری‌ها، تحلیل‌های راهبردی، ارزیابی و اصلاح فرآیندهای حرفه، ارزیابی و سنجش کارائی، پیش بینی و برنامه‌ریزی تغییرات، ارزیابی هزینه‌ها و غیره می‌نماید. هر کدام از افراد فوق، بسته به جایگاه خودشان می‌توانند روی دیدگاه خاصی از معماری متمرکز شوند. به عنوان نمونه، دیدگاه‌های سطح بالایی چون «دیدگاه برنامه‌ریز» و «دیدگاه مالک» مناسب هیئت مدیره و مدیر ارشد سازمان است چرا که این دو دیدگاه توصیف کننده سرفصل‌های اطلاعاتی، مأموریت‌ها، فرآیندهای کاری، توزیع جغرافیایی مکان‌های سازمانی، ساختار سازمانی، رویدادهای مهم و راهبردهای مأموریتی سازمان هستند. از طرف دیگر، افرادی چون «کارشناسان فناوری اطلاعات»، «طراحان سیستم»، «تحلیل‌گران» و غیره می‌توانند توجه خود را روی محصولات «دیدگاه طراح» متمرکز کرده و به بررسی مواردی چون مدل مفهومی و منطقی داده‌ها، نمودارهای فعالیت، مدل مفهومی شبکه، سلسله مراتب سازمانی، نمودارهای ترتیبی و قواعد کار بپردازند. در هر صورت یکی از مواردی که لازم است قبل از شروع هر نوع معماری مشخص شود، هدف و منظور معماری است که نوع محصولات و چگونگی آنها را مشخص می‌نماید و کمک شایانی به همگرایی محصولات می‌کند. علاوه بر این‌ها، معماری سازمانی یک مخزن اطلاعاتی کامل از کل سازمان در اختیار می‌گذارد که مطالب آن به صورت اصولی طبقه بندی شده و قابل استفاده برای همه سازمان است. از لحاظ ماهیت، معماری سازمانی فرآیندی است که پیش از آنکه جنبه فنی داشته باشد، جنبه مدیریتی و عملیاتی دارد. این نسبت بعضاً ۸۰ به ۲۰ عنوان می‌شود[17].
2-6- جایگاه معماری سازمانی
در هر سازمانی ابتدا به مسائل استراتژیک و راهبردی سازمان توجه می‌شود. در این مرحله باید تعیین شود که سازمان برای چه به وجود آمده است؟ سیاست‌های حاکم بر آن چیست؟ جهت گیری کلی سازمان چیست؟ مأموریت و چشم انداز آن چیست؟ اهداف و مقاصد سازمان چه می‌باشد؟ به این سوالات در حوزه مدیریت استراتژیک پاسخ داده خواهد شد. این حوزه به عنوان پیش نیاز حوزه بعدی، حوزه معماری سازمانی است که بیشتر به این مطلب پاسخ می‌دهد که آیا فناوری اطلاعات موجود در سازمان می‌تواند ما را به اهداف تعریف شده در حوزه مدیریت استراتژیک برساند؟ در آخرین حوزه به کاربردها و سیستم‌های عملیاتی خواهیم رسید. این سه حوزه و ارتباط آنها با یکدیگر نشان داده شده است[9].

شکل ‏21- جایگاه معماری سازمانی و ارتباط آن با سایر حوزه‌های سازمان[9]

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

متأسفانه در اکثر سازمان‌ها به حوزه اول کم توجهی می‌گردد و حوزه مدیریت استراتژیک در ذهن مدیران سازمان شکل می‌گیرد و تنها محدود به انتظاراتی می‌گردد که آنها از سازمان خود دارند. در مورد حوزه دوم نیز از طرف سازمان‌ها بی توجهی بسیار صورت می‌گیرد و اندک سازمانی است که به حوزه مهندسی و معماری سازمان توجه داشته باشد. مدیران سازمان بیشتر به حوزه سوم توجه می‌نمایند و فکر می‌کنند در صورت تهیه مجموعه‌ای از تجهیزات کامپیوتری و برنامه‌های کاربردی برای سازمان می‌توانند سازمان را تجهیز و آماده ساخته و به اهداف خود برسند. با این تفکر اولین خواسته مدیران سازمان طراحی یکسری سیستم‌های اطلاعاتی است. اما این کافی نیست و قبل از آنکه بخواهیم به سراغ سیستم‌ها و کاربردها برویم، باید پیش نیازهایی را فراهم نماییم. قبل از آنکه بخواهیم سیستم‌ها را طراحی نماییم باید به معماری سازمان بپردازیم. در این حوزه باید معماری سازمانی تعیین شده و بر اساس آن و نگرش‌های حاصل، سیستم‌های اطلاعاتی سازمان طراحی و توسعه داده شود.
با اجرای معماری سازمانی مهم‌ترین نتایجی که بدست می‌آید عبارتند[13]:
بهبود روش‌ها و فرآیندها در مأموریت‌های سازمانی: یکی از دستاوردهای مهم معماری سیستم‌های بزرگ اطلاعاتی کشف و حذف فرآیندهای اضافی در جهت اجرای یک مأموریت است. در واقع معماری شامل بازمهندسی فرآیندهای کسب و کار 2 نیز می‌شود. اصلی‌ترین هدف از ایجاد معماری اطلاعاتی تمرکز بر داده‌ها، فرآیندها و تعاملات بین آنها است که به بهینه سازی فرآیندها می انجامد.
ایجاد نظامی یکدست و قابل مقایسه در توصیف سیستم‌ها: طراحی و پیاده سازی مأموریت‌ها، فرآیندها و سیستم‌ها اطلاعاتی که در سازمان‌های بزرگ به کار گرفته می‌شوند، نیازمند وجود الگوهای مناسب و استاندارد جهت توصیف آن‌هاست.در غیر این صورت امکان مقایسه خروجی‌های سازمان‌های مختلف با هم وجود نداشته و فرآیند یکپارچگی دچار چالش‌های اساسی خواهد شد.
یکپارچگی: ایجاد یکپارچگی اطلاعاتی با ادغام و به اشتراک گذاری اطلاعات، از نتایج به کارگیری معماری اطلاعاتی می‌باشد. معماری اطلاعاتی با ایجاد استانداردهای خاص قواعدی برای به اشتراک گذاری داده‌ها ایجاد می‌نماید. این قواعد امکان رد و بدل نمودن اطلاعات در سطوح مختلف از پایگاه‌های داده تا زیر سیستم‌ها و تغییرات فرا ساختاری برای اخذ نتیجه مطلوب را مهیا می‌نماید.
کاهش پیچیدگی در سیستم‌های اطلاعاتی: یکی از دستاوردهای مهم معماری سازمان، تعریف و حذف افزونگی داده‌ها و نرم افزارهای کاربردی است. این امر باعث کاهش پیچیدگی در سیستم‌های اطلاعاتی گردیده، و باعث کاهش افزونگی و بهینه سازی نرم افزارها، و پایگاه‌های داده و ارتباطات میان آنها می‌گردد. در نهایت می‌توان گفت که معماری سازمانی از طریق کاهش پیچیدگی، باعث کاهش هزینه‌های سازمان خواهد شد.
2-7- آشنائی با چارچوب‌های معماری سازمانی
همان‌گونه که قبلاً توضیح داده شد، یک معماری شامل تعداد زیادی مستندات می‌باشد که هر یک قسمتی از سازمان را توصیف نموده‌اند. مشکلی که در استفاده از این توصیفات به وجود می‌آید این است که چگونه می‌توان به همه آنها توجه داشت و بکار گرفت؟ بدین جهت و برای ایجاد نظم و سازماندهی توصیفات معماری سازمانی استفاده از یک چارچوب الزامی می‌باشد.
به طور کلی “چارچوب” وسیله‌ای برای طبقه بندی اشیاء است.چارچوب‌های معماری سازمانی مدل‌هایی هستند که در داخل این مدل‌ها جنبه‌ها و حوزه‌های سازمانی طبقه بندی می‌شود. برای هر سازمان حداقل دو چارچوب وجود دارد، یکی چارچوبی از مدل‌های پایه که توصیف کننده “وضعیت فعلی ” سازمان است و به آن چارچوب معماری موجود گویند و دیگری که “وضعیت آینده “(پس از اعمال معماری سازمانی) را مشخص می‌کند و آن را چارچوب معماری مطلوب می‌نامند. نکته مهم این است که اگر از “مدل‌های پایه ” برای توصیف یک سازمان استفاده شود، تا زمان یکه تغییری در حرفه سازمان به وجود نیامده، نیازی به تغییر مدل‌ها نیست
چارچوب‌های معماری روش‌هایی برای تفکر سازماندهی شده درباره سیستم‌های پیچیده ارائه
می‌کنند. چارچوب‌های معماری از این حقیقت منشاء گرفته‌اند که هر سیستم از دیدگاه مهندسی دارای جنبه‌های گوناگونی است. به عنوان مثال اگر یک ساختمان را در نظر بگیریم، کاربری، توزیع فضا، نحوه ارتباطِ فضاهای مختلف، نمای بیرونی، اسکلت بندی، معماری داخلی، نقشه تاسیسات و غیره جنبه‌های مختلفی هستند که یک معمار ساختمان می‌تواند به آنها توجه نماید. در سیستم‌های اطلاعاتی می‌توانیم به اجزاء سیستم، نحوه انجام فرآیندها، نحوه توزیع اجزاء، کاربران، ترتیب انجام کارها و غیره اشاره نماییم. به عبارت دیگر، معمار سیستم‌های اطلاعاتی برای حل یا تشریح راه حل مسئله می‌تواند به سوالاتی نظیر سیستم از چه چیزهایی تشکیل شده است؟ نحوه کار سیستم چگونه است؟ اجزاء تشکیل دهنده سیستم باید در کجا نصب شوند؟ ترتیب زمانی انجام کارها چگونه است؟ و دلیل و هدف از انجام فعالیت‌ها چیست و غیره توجه نماید.
همان‌طور که مشاهده می‌شود، در سوالات فوق به شش جنبه اصلی چه چیز، چگونه، کجا، چه کسی، کی و چرا توجه شده است که می‌توان گفت نگرشی جامع را فراهم می‌سازند.
از طرف دیگر، نگرش معمار به سیستم می‌تواند بعد دیگری نیز داشته باشد، و آن اینکه سوالات فوق از چه کسانی پرسیده شده یا از منظر چه کسانی پاسخ داده شود. به عنوان مثال در مورد یک ساختمان، صاحب ساختمان، طراح ساختمان و مهندسی که برای ساخت آن در نظر گرفته شده است، دیدگاه‌های مختلفی خواهند داشت. این موضوع در مورد سیستم‌های اطلاعاتی نیز صدق می‌کند. پاسخ افرادی نظیر صاحب سیستم، طراح سیستم، سازنده سیستم و غیره با هم متفاوت خواهند بود.
بنابراین یک چارچوب دو بعدی در ارتباط با مسئله مطرح می‌شود که شامل جنبه‌ها و دیدگاه‌های مختلفی است. هر چارچوب معماری شامل تعاریف مشخصی از جنبه‌ها و دیدگاه‌های فوق بوده و توصیه‌های لازم برای بیان هر کدام از آنها را نیز پیشنهاد می‌کند. به عنوان مثال در چارچوب زکمن از شش جنبه: چه چیز(داده)، چگونه(فرآیند)، کجا(شبکه)، چه کسی(کاربران)، کی (زمان) و چرا(انگیزه) و پنج دیدگاهِ طرح دهنده(توصیفی)، صاحب سیستم(مفهومی)، طراح سیستم(منطقی)، سازنده سیستم(فیزیکی) و شرکت همکار به مسئله نگاه می‌شود که در ادامه این فصل توضیح داده خواهند شد. در هر صورت اگر بخواهیم یک تعریف رسمی از چارچوب معماری ارائه کنیم می‌توان گفت: چارچوب ساختاریست منطقی برای طبقه بندی و سازماندهی اطلاعات پیچیده و درهم تنیده که به منظور طراحی یا توصیف سیستم‌ها به روشی علمی و مدون به کار می‌رود.
چارچوب معماری سازمانی قصد دارد امکان تمرکز بر روی یک جنبه از سازمان بدون از دست دادن دیدگاه کل نگر برای تمام ذینفعان را فراهم آورد. یک چارچوب خوب، تضمین کننده جامعیت محصولات نهایی تولید شده برای معماری می‌باشد. چارچوب‌های معماری سازمانی مانند قفسه‌های خالی یک کتابخانه هستند که در آن مشخص شده چه چیزهایی باید تهیه شده و جایگاه هر کدام کجاست. بدین شکل هم خروجی‌های که از معماری سازمانی مورد انتظار می‌باشد، تعیین شده و هم چگونگی مرتب سازی آنها بیان گردیده است. برخی چارچوب‌ها علاوه بر این موضوع توصیه‌هایی اجرائی نظیر نحوه تشکیل تیم معماری، فرآیند کلی معماری و حتی تکنیک‌هایی استفاده از مدل‌سازی بیان داشته‌اند. چارچوب‌های گوناگونی برای معماری سازمانی ارائه شده است، که مهم‌ترین آنها چارچوب زکمن می‌باشد. چند چارچوب معروف دیگر مانند چارچوب‌های TEAF، FEAFوC4ISR ارائه شده که نمونه‌های اجرا شده زیادی بر اساس آنها وجود دارد[10].
بعضی از آنها ابتدا برای مقاصد خاص ارائه گردیدند و به مرور به صورت همه منظوره درآمدند. در برخی از موارد سازمان‌ها بسته به نیاز و سلیقه خود یکی از چارچوب‌های معماری را به عنوان چارچوب پایه انتخاب نموده و در صورت لزوم به سفارشی سازی آن مطابق با نیازهای خود می‌نمایند. در حال حاضر اغلب سازمان‌های بزرگ دنیا دارای چارچوب اختصاصی خود هستند که اغلب با توجه به یک یا چند عدد از چارچوب‌های موجود تدوین شده‌اند.اگر چه چارچوب‌های فراوانی تا به حال جهت توصیف همه جانبه معماری سازمانی عرضه شده‌اند ولی متأسفانه در میان صاحب‌نظران اجماع نظر چندانی حتی بر سر تعاریف اولیه معماری سازمانی و چارچوب وجود ندارد، اما می‌توان گفت همه ساختارهایی که ارائه شده‌اند دست کم در یک مفهوم دارای اشتراک هستند و این همان مفهوم دیدگاه‌های چندگانه است. البته همین شباهت نیز در واقع ناشی از ذات سازمان بوده که متشکل از ذینفعان با دیدگاه‌های متفاوت می‌باشد.
2-7-1- چارچوب معماریِ زکمن
جان زکمن یکی از پیشگامان معماری سیستم‌های اطلاعاتی است که هم اکنون به عنوان راهبردستِ فن آوری اطلاعات و معماری سازمانی و مدرس معماری اطلاعات در شرکت زیفا فعالیت می‌نماید.وی به سال 1987 در کتاب ’چارچوب زکمن در معماری سازمانی‘ می‌گوید: « برای جلوگیری از فرو پاشیدگی مأموریت‌های سازمان، لازم است تا مفهوم معماری سازمانی از یک موجودیت غیرضروری به یک موجودیت ضروری و واجب تبدیل شود.»
زکمن با ارائه یک روش و الگوی جامع در زمینه معماری اطلاعات آن را تبدیل به یک چارچوب معماری اطلاعات نمود،که در این چارچوب یک سازمان از زوایای مختلف و در کلیه سطوح مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد. زکمن معتقد به تحلیل سازمان بر مبنای یک چارچوب معماری است و می‌گوید تزریق فن آوری اطلاعات به یک سازمان‏‎ْ‏ بدون به کارگیری چارچوب معماری، سازمان را در آینده با هزینه‌های متعدد نگهداری و توسعه سیستم‌ها، عدم کارائی در راستای مأموریت سازمان و عدم تطابق پذیری با فناوری‌های روز و هزینه‌های سنگین تبدیل سیستم‌ها و داده‌ها روبرو می‌سازد.
یکی از نکات کلیدی در چارچوب معماری زکمن توجه به دیدگاه‌های مختلفی است که در رابطه سازمان و سیستم‌های اطلاعاتی، از طرف اشخاصی با موقعیت‌های مختلف، وجود دارد. به عنوان مثال وقتی که از دیدگاه یک تحلیلگر سیستم به سازمان نگاه می‌کنیم، در واقع سازمان را از لحاظ « سرویس‌ها و فرآیندها » مدل می‌کنیم. وقتی از دیدگاه مهندس سیستم به سازمان نگاه می‌کنیم، به سیستم‌ها توجه می‌کنیم، و وقتی از دیدگاه یک طراح سیستم به فرآیندها نگاه می‌کنیم، مدلِ طراحی مد نظر ماست.
از طرف دیگر هر سیستم دارای جنبه‌های مختلفی است که به صورت کلی عبارتند از:
چه چیز ؟ چه چیز در سازمان جریان دارد ؟ چه چیز برای سازمان مهم، حیاتی و گلوگاهی است؟
چگونه ؟ نحوه انجام فرآیندهای کاری چگونه است؟ کدامیک از مأموریت‌های سازمان مهم‌تر است؟ این مأموریت‌ها چگونه انجام می‌شوند ؟ به طور مثال، وظایف، مأموریت‌ها، فرآیندها، جریان‌های کاری، حوزه‌های مسئولیت و سیستم‌های کاربردی.
کجا ؟ کجا همه این اتفاقات رخ می‌دهد ؟ موقعیت جغرافیایی، شعب سازمان، واحدهای سازمانی، چارت سازمانی، شبکه‌های کاری، شبکه‌های داده‌ها و اطلاعات، شبکه‌های کامپیوتری.
چه کسی ؟ چه کسی و یا کسانی در این رویدادها نقش دارند ؟ بازیگران چه کسانی هستند ؟ مدیران، کارکنان، نقش‌های سازمانی، نقش‌های فرآیندی، نقش‌های سیستمی، واسط‌های کاربر.
چه وقت ؟ کی و چه وقت این رویدادها اتفاق می‌افتد ؟ چرخه حیات مسئولیت‌ها، وظایف و مأموریت‌ها، رویدادهای مهم در کسب و کار، ساختار پردازش عملیات، زمان‌بندی عملیات.
چرا ؟ انگیزه اصلی در هر یک از این رویداد چه بوده است ؟ اهداف اصلی چیست ؟ اهداف، مأموریت‌‌ها، سیاست‌ها، راهبرد‌ها، نیازمندی‌ها، قواعد کسب و کار، قواعد فرآیندها[18].
دیدگاه‌ها و جنبه‌های مختلفی که در چارچوب زکمن مورد توجه واقع شده‌اند، به صورت یک ماتریس نشان داده می‌شود که به ماتریس زکمن معروف است(شکل 1-2).

شکل ‏22- وجه‌ها و دیدگاه‌های مختلف چارچوب معماری زکمن[19]

2-7-2- چارچوب معماریِ سازمانی فدرال3
چارچوب معماری FEAF Version 1.1 توسط شورای مدیران ارشد اطلاعاتی دولت فدرال ایالات متحده آمریکا تهیه و تنظیم شد. این معماری شامل رهنمودهایی برای معماران سیستم‌های اطلاعاتی در توصیف مأموریت‌های چند سازمانی در دولت فدرال می‌باشد.مأموریت چند سازمانی به مأموریت‌هایی اطلاق می شود که در اجرای آن چندین سازمان به صورت مشترک فعالیت می‌نماید.
چارچوب معماریِ سازمانی فدرال یک سازوکار سازماندهیِ مدیریتِ توسعه و نگهداریِ توصیفاتِ معماری است. همچنین ساختاری را برای سازماندهی منابع اطلاعاتی و تشریح و مدیریت فعالیت‌های معماریِ سازمانی فدرال ارائه می‌دهد. این مدل معماری شامل هشت مؤلفه اساسی است که متعاقباً شرح داده می‌شود.(شکل 1-3)

شکل ‏23- مؤلفه‌های چارچوب معماری سازمانی فدرال[20]
– پیشران های معماری
پیشران های معماری عبارتند از کلیه تهدیدها و فرصت‌هایی که سازمان از نظر سرویس‌ها و فناوری‌های اطلاعات در معرض آنها بوده، و شامل دو نوع پیشران تجاری (نگاه به بازار) و پیشران طراحی ( نگاه به فناوری) می‌گردد. این دو نوع پیشران یا محرک بیشترین فشار را به معماری فعلی فناوری اطلاعات ( اگر موجود باشد وگرنه تمام سازمان) وارد می‌کنند. پیشرانهای تجاری و طراحی به عنوان تنها محرک‌های بیرونی، درصدد به حرکت واداشتن معماری هستند، در حالی که سیستم‌های فعلی با اینرسی زیاد خود مانع این کار می‌شوند. البته سیستم‌های فعلی جزو لاینفک معماری فعلی است.
– جهت گیری راهبردی
هر سازمان دارای اهداف،رسالت‌ها،مأموریت‌ها و راهبرد‌های خاص خود است که دلیل اصلی شکل‌گیری آن نیز بوده است. پر واضح است که هرگونه تغییری باید در راستای این جهت‌گیری‌ها باشد.
– معماری فعلی فناوری اطلاعات سازمان
کلیه سیستم‌های اطلاعاتی فعلی، تجهیزات، سخت‌افزارها، شبکه‌ها و فرآیندها را شامل می‌گردد. به عبارت دیگر همه سیستم‌های فعلی (Legacy) جزو معماری فعلی هستند. هدف از معماری ایجاد انعطاف‌پذیری در مقابل تغییرات محیطی است : تعمیرات جزئی یا حتی بنیادی در اثر فرسودگی قطعات و زیرسیستمها کاملاً قابل توجیه بوده و در یک معماری پیش‌بینی‌های لازم صورت گرفته است. تنها تغییر عوامل و شرایط بیرونی است که معماری را از حالت بهینگی فعلی خارج می‌کند. تغییرات بیرونی می‌تواند جنبه مثبت و منفی داشته باشد ولی به هر صورت تغییر است و معماری باید بتواند خود را با آنها تطبیق دهد.
– معماری مطلوب
با انگیزشی که پیشرانه های طراحی و تجاری ایجاد کرده و بر اساس جهت‌گیری‌های راهبردی می‌توان معماری مطلوب را پیش‌بینی کرد. این معماری قطعاً به صورت مفهومی بوده و در این مرحله نمی‌تواند چندان جزئی باشد. هدف طراحی فرآیند رسیدن به این معماری و اصول فنی و تکنیکی آن است.


پاسخ دهید