1-5-4: مهرالسنه 26
1-5-5: مفوضه المهر 26
1-6: لزوم ذکر مهر در نکاح 27
1-6-1: اقسام نکاح 27
1-6-2: لزوم ذکر مهریه در نکاح دائم 27
1-6-3: لزوم ذکر مهریه در نکاح موقت 27
1-7: مدت مهریه 27
1-8: انواع مهر از لحاظ زمان پرداخت 28
1-8-1: مهریه حال 28
1-8-2: مهریه مؤجل 28
1-8-3: مهریه عندالمطالبه 29
1-8-4: مهریه عندالاستطاعه 29
1-9: حق امتناع یا حق حبس 29
1-9-1: حق امتناع در مهر حال 29
1-9-2: حق امتناع در مهر مؤجل 30
1-9-3: حق امتناع در نظر فقها 30
1-10: ارتباط تعیین مهر و صحت عقد 31
1-11: دین 31

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

1-11-1: مفهوم و سبب دین 31
1-11-2: اقسام دین از جهت وجود اجل در فقه 32
1-11-2-1: دین حال 32
1-11-2-2: دین مؤجل 32
1-11-3: ارکان دین 32
1-11-3-1: توجیهاتی در باب اثبات رکن نبودن اجل در دین 33
1-11-3-1-1: تاثیر رکن بودن اجل در دین حال 33
1-11-3-1-2: امکان اسقاط اجل از سوی دائن 33
1-11-3-1-3: اثر فوت مدیون در حال شدن دین 33
1-12: تاجیل در دین و مهریه 34
1-12-1: نظر فقها در مورد معلوم بودن اجل پرداخت در بیع با ثمن مؤجل 34
1-12-2: آیا شرط عندالاستطاعه بودن مهریه نیز به معنی تاجیل است؟ 34
1-12-2-1: مهریه مؤجل به اجل نامعلوم 35
1-12-2-2: جهل به شرط بر می گردد نه به مهر 35
1-12-2-3: مهلت متعارف برای تادیه مهر در شرط عندالاستطاعه 35
1-13: عندالاستطاعه و مهلت عرفی 36
1-13-1: معنای دین عندالاستطاعه 36
1-13-2: التزام شوهر به پرداخت مهر 36
1-13-3: احتمالاتی در تبیین مفهوم عندالاستطاعه 36
1-13-3-1: اعسار زوج 36
1-13-3-2: التزام به تادیه منوط به استطاعت زوج 37
1-14: عندالاستطاعه و تعلیق تحقق مهریه 37
1-14-1: معلق بودن اصل دین 37
1-14-2: معلق بودن التزام به تادیه 38
1-15: اعتبار مهریه عندالاستطاعه غیر متعارف 38
1-15-1: توافق زوج بر پرداخت مهریه غیر متعارف 38
1-15-2: عدم امکان اجراء تعهد نا متعارف 38
1-15-3: عدم قدرت بر تسلیم در تعهدات جزئی 38
1-15-4: عدم قدرت بر تسلیم در تعهدات کلی 39
1-15-5: نظر حقوقدانان درباره قدرت تسلیم به موضوع تعهد 39
1-15-6: قدرت بر انجام تعهدی که عرفاً قابل انجام باشد 40
1-15-7: اجرای تعهد بطور مطلق منتفی باشد 40
1-15-8: نداشتن قصد انشاء در تعهد 40
1-16: تاثیر فوت مدیون بر دین مؤجل و عندالاستطاعه 40
1-17: تنقیح مفهوم عندالاستطاعه 41
1-18: تاثیر مطالبه در لازم التادیه شدن دیون 42
1-18-1: از نظر فقه 42
1-18-2: از نظر قانون 44
1-18-3: عندالاستطاعه مانع اجرای مهریه 45
فصل دوم: آثار و نتایج شرط عندالمطالبه وعندالاستطاعه درمهریه 46
2-1: شروط ضمن عقد ازدواج 47
2-1-1: معنای شرط 47
2-1-2: معنای شرط ضمن عقد 47
2-1-3: اقسام شروط ضمن عقد 48
2-1-3-1: شروط صحیح در عقد نکاح 48
2-1-3-2: شروط باطل و غیر مبطل 48
2-1-3-3: شروط باطل و مبطل 49
2-2: رابطه و وابستگی شرط به عقد 50
2-3: شرط پرداخت مهریه عندالمطالبه 52
2-3-1: قدرت بر تسلیم مهر در مهریه حال یا عندالمطالبه 53
2-4: شرط پرداخت مهریه عندالاستطاعه 53
2-4-1: پرداخت مهریه در زمان استطاعت 53
2-4-2: عدم تعیین زمان استطاعت و پرداخت در شرط عندالاستطاعه 53
2-4-3: انواع شرط عندالاستطاعه در مهریه 54
2-4-4: عندالاستطاعه بعنوان شرط ضمن عقد 54
2-4-5: دلیل مخالفین طرح عندالاستطاعه بودن مهریه 55
2-4-6: دلیل موافقین طرح عندالاستطاعه بودن مهریه 55
2-5: تفاوت عندالمطالبه بودن پرداخت با عندالاستطاعه بودن آن 56
2-5-1: ماهیت عندالمطالبه و عندالاستطاعه بودن پرداخت 56
2-5-2: بار اثبات در شرط عندالمطالبه با شرط عندالاستطاعه 56
2-5-3: امکان بازداشت زوج در صورت امتناع از پرداخت 57
2-6: نحوه مطالبه مهریه در صورتی که مهریه عندالمطالبه باشد 57
2-6-1: ثبوت حکم اعسار زوج 58
2-6-2: اقسام اعسار و احکام آنها 58
2-6-3: معیار تقسیط مهریه در حکم اعسار نسبی 58

2-6-4: انتقادات وارد بر صدور حکم اعسار توسط دادگاه ها 58
2-6-5: انتقادات وارد بر قسط بندی حکم اعسار 58
2-6-6: نظر فقها در مورد اعسار 59
2-6-7: اعسار و مشکلات در پرداخت مهر 59
2-6-8: قدرت بر تسلیم مهر در مهریه های غیر عقلایی 60
2-7: مشکلات در وصول و اجراء مهریه در صورتی که عندالاستطاعه باشد 60
2-7-1: وصول مهریه عندالاستطاعه از طریق اداره اجرای اسناد رسمی 60
2-7-2: وصول مهریه عندالاستطاعه از طریق تقدیم دادخواست به محاکم قضایی 61
2-8: احتمالاتی در مورد موقعیت شرط «عندالاستطاعه» در توافق مربوط به مهریه و اشکالات وارد بر آنها 61
2-8-1: به تاخیرانداختن زمان مطالبه به موجب شرط عندالاستطاعه و اشکالات آن 61
2-8-1-1: غرری شدن توافق 61
2-8-1-2: جهالت در اجل از نظر فقها در شرط عندالاستطاعه 64
2-8-1-3: نامشخص بودن زمان اجرای تعهد در مهریه عندالاستطاعه 64
2-8-2: تاکیدی بودن شرط عندالاستطاعه 65
2-8-2-1: عدم استفاده زوجه از حق حبس در مهریه مؤجل و عندالاستطاعه 66
2-8-2-2: عدم وجود حق حبس در مهریه عندالاستطاعه بدلیل بطلان مهرالمسمی و مهرالمثل 66
2-8-3: اسقاط حق مطالبه بموجب شرط عندالاستطاعه 66
2-8-3-1: لزوم تعیین کردن وقت برای مطالبه مهریه 67
2-8-3-2: سقوط دائم مهریه 67
2-8-3-3: سقوط حق مطالبه ثمن از نظر آیت اله سیستانی 67
2-8-3-4: درج کردن قید عندالاستطاعه در عقد با توافق طرفین 67
2-8-3-5: زوال عنوان تعهد 68
2-9: مسائل مورد بررسی در پرداخت مهریه بصورت عندالمطالبه و عندالاستطاعه از دیدگاه فقه و حقوق موضوعه ایران 68
2-9-1: حق حبس در مهریه عندالمطالبه 68
2-9-1-1: حق حبس در مهریه عندالمطالبه از نظر قانونی 68
2-9-1-2: حال بودن مهریه در ماده 1085 قانون مدنی 68
2-9-1-3: حق یا حکم بودن ماده 1085 قانون مدنی 68
2-9-1-4: ماهیت حبس در عقد نکاح 69
2-9-2: حق حبس در مهریه عندالاستطاعه 69

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

2-9-2-1: حق حبس با مراجعه به آیات قرآن و احادیث و ادله فقهی 69
2-9-2-2: قاعده « تعجیل فی المؤجل قبیح » 70
2-9-2-3: توافق در نحوه پرداخت مهر به صورت عندالاستطاعه و فقدان حق حبس 70
2-9-3: درج شرط عندالاستطاعه در عقد نکاح برای پرداخت مهریه 71
2-9-3-1: شرط ممتنع در پرداخت مهریه عندالاستطاعه 71
2-9-3-2: شرط اجل بودن مهریه عندالاستطاعه 72
2-9-3-3: دلالت شرط پرداخت مهریه عندالاستطاعه ( تصریحی ، ضمنی ) 72
2-9-3-4: صحت شرط عندالاستطاعه در عقد نکاح 72
2-9-3-5: شرط عندالاستطاعه در عقد نکاح «شرط اجل مستقبل، ایجابی، سلبی» 73
2-9-4: پذیرش حق حبس در مهریه عندالاستطاعه نقض غرض قانونگذار 73
2-9-4-1: توافق در قوانین تکمیلی فراتر از قانون 74
2-9-5: دلایل عدم پذیرش حق حبس در مهریه عندالاستطاعه 74
2-9-5-1: مهریه عندالاستطاعه معلق مشروط 74
2-9-5-2: موافقت زوجه به تدریجی بودن وصول مهریه 74
2-9-5-3: قائده یوم الاستحقاق در مهریه عندالاستطاعه 74
2-9-5-4: قبول شرط عندالاستطاعه ، تسامح ، اعمال حق حبس دریغ 75
2-9-5-5: اساس و هدف درج شرط عندالاستطاعه در عقد 76
2-9-5-6: محدودیت دامنه اجرای حق حبس و التزام به عقد نکاح 76
2-9-5-7: موقوف بودن اجل در مهریه عندالاستطاعه 77
2-9-5-8: تعیین اجل در دین 77
2-9-5-9: ملاک حق حبس در عقود 77
2-9-5-10: اصل عدم امکان استفاده مجیر از اسبابی که با اجازه اعطاء شده منافات دارد 77
2-10: نظریه غلط باطل بودن شرط عندالاستطاعه در پرداخت مهریه 78
2-11: فتاوای مراجع عظام تقلید در مورد حق حبس در مهریه عندالاستطاعه 80
2-12: فتاوای مراجع عظام تقلید در مورد مهریه عندالمطالبه پس از تقسیط شدن 82
2-13: اختلاف دیدگاه بین حقوقدانان در مقتضای ذات بودن تمکین در عقد نکاح 83
2-14: تعدیل مهریه به نرخ روز وقتی که شرط عندالاستطاعه قید شده 83
2-14-1: رفع اختلاف بین استطاعت بالفعل واستطاعت بالقوه درمهریه عندالاستطاعه 84
2-14-2: تضییع مهریه به نرخ روز وقتی که شرط عندالاستطاعه قید شده 85
2-14-3: نحوه امکان مطالبه و وصول مهریه عندالاستطاعه ازمحل ترک زوج متوفی 85
2-14-4: وضعیت مهریه در صورت فوت زوجه قبل از زوج 86
2-14-5: مشکلات مهر عندالمطالبه پس از طلاق 87
2-15: قسیم بودن مهریه عندالمطالبه یا عندالاستطاعه 87
نتیجه گیری 90
ارائه پیشنهادات 92
فهرست منابع و مأخذ 94
چکیده :
مهریه در عین حال که از نظر شرعی و قانونی از ارکان عقد نکاح دائم محسوب نمی گردد، ولی در عرف کنونی یکی از اصلی ترین مباحث نکاح قرار گرفته و تاثیر آن در شروع زندگی و ادامه آن به حدی است که نگاه همه مردم به موضوع مهریه جنبه شخصی پیدا کرده، خواسته یا ناخواسته زوج به دنبال راهی است که در موقع لزوم بتواند به استناد آن از پرداخت مهریه فرار کند و زوجه به دنبال راهی است که در صورت نیاز در جهت وصول مهریه دچار مسائل و مشکلات دادگاهی نگردد به هر تقدیر این طرز نگاه مردم و مشکلاتی که در اثر مهریه های زیاد به زندگی ها وارد شده و آمار زیاد زندانیان مهریه، مسئولین سازمان ثبت را به تکاپو واداشت تا بتوانند قدمی در جهت جلوگیری از اثرات مهریه های زیاد و زندگی بهتر زوجین بردارند، در همین زمینه دستورالعمل شماره 53958/34/1 در تاریخ 7/11/1385 توسط ریاست محترم سازمان ثبت اسناد و املاک کل کشور صادر و به دفاتر ازدواج و طلاق ابلاغ گردید، متن بخشنامه بدین شرح است: سردفتران ازدواج مکلفند در موقع اجرای صیغه عقد و ثبت واقعه ازدواج درصورتیکه زوجین در نحوه پرداخت مهریه برعندالاستطاعه مالی زوج توافق نمایند بصورت شرط ضمن عقد درج و به امضای زوجین برسانند» بموجب این دستورالعمل سردفتران دفاتر رسمی ازدواج مکلف شدند، مفاد دو شرط 13و14مندرج در نکاح‌نامه را برای زوجین و خانواده‌ها تفهیم نموده تا طرفین عقد (زوجین) یکی از دو نوع مهریه یعنی عندالمطالبه یا عندالاستطاعه را بعنوان شرط ضمن عقد انتخاب نمایند و بدینوسیله فرض «ممتنع بودن زوج» موجود در ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیـت‌های مالی در خـصوص مهریه تغـییر کند و تعداد زندانیان مهریه کاهش یابد. ولی به نظر میرسد قراردادن شرط عندالاستطاعه در عقد نکاح اگر چه آمار زندانیان مهریه را کاهش می دهد اما وصول مهریه را از نظر حقوقی مشکل می نماید و همچنین امکان صدور اجرائیه و وصول مهریه از طریق اجرای ثبت به واسطه مشروط بودن مهریه به استطاعت، نیز وجود نخواهد داشت.
به هر حال ما در این رساله سعی داریم بعد از شناخت مهریه و کارکردهای آن، شروط عندالمطالبه و عندالاستطاعه را از نظر فقهی و حقوقی بررسی و به آثار و تبعات آنها در مهریه بپردازیم تا زوجین بتوانند با آگاهی بیشتر نسبت به فلسفه وجودی مهریه و شناخت این دو شروط دست به انتخاب صحیح بزنند .
واژگان کلیدی : مهریه، شرط ضمن عقد، عندالمطالبه، عندالاستطاعه، استطاعت، غرر

مقدمه :
خانواده بعنوان کوچکترین عضو و هسته مرکزی اجتماع بشمار می رود و قدرت و استحکام آن باعث استحکام ملت و سستی و تباهی در آن باعث انحطاط ملت خواهد شد، ازینرو قانونگذار توجه خاصی به مسائل مربوط به خانواده داشته و قوانین و مقررات مربوط به آن از اهمیت خاصی برخوردار بوده و تدوین قانون در این عرصه نیاز به دقت عمل زیادی دارد. از طرف دیگر هدف اصلی از عقد ازدواج و تشکیل خانواده آثار مالی آن نیست، گرچه آثار مالی را هم بدنبال دارد و یکی از مهمترین آثار مالی عقد ازدواج مهریه می باشد، مهریه در حقوق ایران برگرفته از مذهب و سنت است و علل مختلفی در تکلیف مرد به پرداخت مهر بیان شده‏ است ولی به تازگی مهریه از فلسفه اصلی خود فاصله گرفته و تعیین مهریه های سنگین بین مردم متداول گشته و ازدیاد آن وسیله ای برای فخر فروشی زن یا به اهرم فشاری از طرف زن به مرد هنگام بروز اختلاف تبدیل شده است. متاسفانه تعیین مهریه های سنگین بدون در نظر گرفتن توانایی مرد در پرداخت روابط مالی و غیرمالی خانواده را دچار مشکل می کند و رغبت جوانان را برای ازدواج کاهش می دهد و در نتیجه عواقب ناگواری برای اجتماع بدنبال دارد از طرفی به دلیل هنگفت بودن، مرد هرگز قادر به پرداخت آن نیست و یا قصد پرداخت آن را ندارد و اگر توان اداء دارد به نحوی طفره می رود. یکی از عوامل استقبال زوجین از تعیین مهریه های سنگین، فقدان دیدگاه درست درباره ماهیت و نقش مهر است. امید است رساله حاضر در شناخت درست از فلسفه وجودی مهر و استفاده صحیح از شروط ضمن عقد و آگاهی از شرط عندالمطالبه و عندالاستطاعه در مهریه و کاهش میزان مهر مؤثر افتد.
الف : بیان مساله
حساسیت اجتماعی راجع به مسائل مربوط به ازدواج و تحولات اندیشه‌های مربوط به حقوق خانواده، اهمیت پرداختن به موضوع «شرط عندالمطالبه و عندالاستطاعه در مهریه» و شناخت صحیح آنها را مضاعف می‌کند. از طرفی تعیین مهریه در حال حاضر دچار تغییرات زیادی شده و در عرف امروزی تعیین مهریه های سنگین معمول شده که به قصد سلب حق طلاق از جانب مرد یا تضمینی برای خوشبختی زوجه یا برای الزام مرد به طلاق تعیین می شوند که در نهایت بدلیل عدم قدرت پرداخت از جانب زوج، باعث بازداشت زوج و افزایش آمار زندانیان غیرمجرم گردیده و تبدیل به یک معضل اجتماعی شده است. در صورتی که بسیار دیده می شود مردی که قصد طلاق همسر خود را دارد با فشارهای روحی زن را وادار به بخشش مهریه نموده و در عمل نه تنها تعیین مهریه سنگین ضمانتی برای ادامه زندگی مشترک نبوده، بلکه خود باعث بروز اختلافاتی بین زوجین گشته است. از سوی دیگر مهر سنگین نمی تواند دلیلی برالزام مرد به طلاق باشد، چون پرداخت مهر قواعد خاص خود را دارد و طلاق هم از قوانین خاص خود پیروی می کند. شاید در اینجا بتوان گفت باید در قوانین راجع به ازدواج تغییراتی داده شود تا با روح زمانه سازگار باشد. ازاین‌رو بررسی همه جانبه این موضوع به منظور ریشه‌یابی مسأله و ارائه راه‌حل‌های ممکن جهت کنترل مهریه های سنگین ضروری است تا بتوانیم برخی معضلات مربوط به مهریه های سنگین و وصول آن در جامعه امروزی را حل کنیم.
ب : پیشینه تحقیق
تاریخچه مهر را نمی توان بطور کامل در ایران مورد مطالعه قرار داد چون منابعی که از دوران قدیم به دست ما رسیده محدود می باشد و در همان منابع هم بطور اجمالی در مورد مهریه و شرط ضمن عقد نکاح نوشته شده است ولی در سالهای اخیر نویسندگان بزرگی در مورد مهریه کتب و مقالات رسمی نوشته اند و از جهات و زوایای گوناگونِ مهریه تحلیلاتی صورت گرفته، از جمله مقاله ای با عنوان «مهریه عندالاستطاعه است» نوشته رضا تاجگر و مقالات دیگر با عناوین گوناگون که هر کدام به موضوعاتی از مهر پرداخته اند ولی تا آنجا که اینجانب جستجو نموده ام کار پایان نامه ای و دانشجویی در مورد مهریه و شروط ضمن عقد نکاح تحت عنوان «شرط عندالاستطاعه و مقایسه آن با شرط عندالمطالبه» صورت نگرفته است .
ج : سوالات تحقیق
1- مفهوم عندالمطالبه و عندالاستطاعه بودن دین یا مهریه چیست؟
2- چه تفاوتهایی بین شرط عندالمطالبه و عندالاستطاعه بودن مهریه وجود دارد؟
3- شرط عندالاستطاعه در مهریه تا چه حد توانسته در حل مشکلات ناشی از ازدیاد مهریه مؤثر باشد؟
د : فرضیه ها
1- ممکن است مطالبه دین به زمانی بعد از تحقق دین موکول شود یا استطاعت مدیون در هنگام عقد از نظر طرفین محرز نشود و تحقق آن موکول به آینده شود.
2- شرط عندالمطالبه با شرط عندالاستطاعه هم در ماهیت و هم در بار اثبات تفاوتهای عمده ای دارند.
3- شرط عندالاستطاعه در مهریه دارای مسائل و مشکلاتی است که در نهایت با استقبال خانواده ها و زوجین روبرو نشده است .
ذ : ضرورت، اهمیت و اهداف تحقیق
حساسیت اجتماعی راجع به مسائل مربوط به ازدواج و مهریه، اهمیت پرداختن به موضوع مهریه و شروط ضمن عقد نکاح را مضاعف می کند. محکومیت های مالی زوج ها بدلیل عدم پرداخت مهریه و به زندان افتادن آن ها به یک معضل اجتماعی تبدیل شده و همچنین گرانی مهریه باعث کاهش آمار ازدواج گشته؛ پس باید چاره ای اندیشید و به خانواده ها آموزش داد که گرانی مهریه ربطی به خوشبختی زوجه ندارد. این رساله هم اهدافی دارد که هدف اصلی آن پژوهش و بررسی فقهی، حقوقی شرط عندالمطالبه و عندالاستطاعه و همچنین کمک به اصلاح قوانین موجود در کشور در راستای ساماندهی خانواده و حاکمیت عدالت و کنترل بر مهریه های سنگین در جامعه می باشد .
ر : روش تحقیق
این پایان نامه یک تحقیق نظری مبنی بر روش کتابخانه ای است که با مطالعه کتب و منابع اصلی و فرعی از متقدمین و متاخرین و جستجوی مقالات درج شده از مجلات تخصصی و منابع فقهی و ماده قانونی آئین دادرسی مدنی و جستجو در سایت های اینترنتی و فیش برداری از آنها و جمع آوری مطالب و مرتب کردن و دسته بندی در هر فصل صورت گرفته است. این پژوهش از نظر هدف از نوع علمی، کاربردی و از لحاظ روش انجام تحقیق توصیفی، اصولی و منطقی است.
ز : ساختار تحقیق
با توجه به مسائل و مشکلات بوجود آمده در مورد موضوع تحقیق، این رساله مشتمل بر 2 فصل تنظیم گردیده که فصل اول آن با عنوان «شناخت مهریه و کارکردهای آن» بطور خلاصه شامل مباحثی از قبیل: کلیات و مفاهیم ، اقسام و شرایط مهریه و انواع مهر از نظر زمان پرداخت و تأجیل در دین و مهریه می باشد و فصل دوم آن با عنوان « آثار و نتایج شرط عندالمطالبه و عندالاستطاعه در مهریه » و شامل مباحثی از جمله: شروط ضمن عقد، رابطه عقد با شرط ، تفاوت شرط عندالاستطاعه با عندالمطالبه ، مسائل و مشکلات قابل بررسی در مهریه عندالاستطاعه و فتاوای مراجع عظام و غیره می باشد .
« اختصارها»
قانون مدنی ق.م
قانون آئین دادرسی مدنی ق.آ.د.م
قانون اساسی ق.ا
شمسی ش
قمری ق
میلادی م
صفحه ص
جلد ج
چاپ چ
بدون تاریخ بی تا
« فصل اول »
شناخت مهریه
و
کارکردهای آن
1-1 : کلیات
قبل از ورود به بحث مهر لازم است با مفهوم لغوی و اصطلاحی مهریه و تاریخچه آن و همچنین ماهیت و فلسفه وجودی مهر آشنا شویم، ما نیز به این مباحث در کلیات ، همان طور که از عنوانش بر می آید، می پردازیم :
1-1-1 : تبیین مفهوم مهر
مهر، مهریه یا صداق در قوانین موضوعه و فقه امامیه تعریف نشده است و فقط موضوع و شرایط صحت آن ذکر گردیده، شاید تصور شود که عدم تعریف مهر بدلیل معروفیت و شناخته شده بودن آن بین مردم باشد، ولی این دلیل کافی بنظر نمی رسد، چون با وجود معروف بودن، از دیرباز تعریف مهر مورد توجه و اختلاف نظر حقوقدانان بوده است؛ ما نیز در این مبحث ابتدا به معنای لغوی مهر و سپس به تعریف اصطلاحی آن از نظر فقها و حقوقدانان می پردازیم :
1-1-1-1 : مهر در لغت
مَهر کلمه ای عربی است که در فارسی به آن « کابین » گفته می شود1. مهر از مصدر ( مَهَرَ ) است و از لحاظ لغوی به معنای (صداق) بکار رفته و آن نقد و جنسی است که در وقت نکاح بر ذمه مرد مقرر می کنند2. در قرآن از واژه مهر عیناً استفاده نشده و لغات معادل آن بکار رفته، مانند: (صدقه) و (نحله) در آیه 4 سوره نساء یا (فریضه) در آیه 227 سوره بقره یا (أجر) در آیه 24 سوره نساء؛ در ضمن واژه صدقه به معنی صدق و راستی است چون مرد به رغبت و میل خود برای نکاح مالی را به زن تسلیم می کند و نحله به معنای بخشش و عطیه و اعطای تبرعی است که مهر را هدیه ای می داند از طرف مرد به زن و أجر هم به معنای اجرت می باشد. اما باید توجه داشت که در زمان قدیم معنی دو واژه « مهر و صداق » یکی نبوده چون مهر مالی بوده که به پدر زن یا خانواده او پرداخت می شده ، در صورتی که صداق بعنوان هبه فقط به خود زن داده می شد و در زمان بعد از اسلام این فرق برداشته شده و هر دو کلمه مترادف هم گشتند.
1-1-1-2 : تعریف مهر در فقه
در فقه نیز همانطور که گفته شد اغلب نویسندگان تنها به موضوع و شرایط مهر متذکر شده و متعرض تعریف آن نگردیده اند، بطور مثال صاحب مختصرالنافع می فرماید: « کل مایملک المسلم یکون مهراً، عیناً کان او دیناً او منفعه، کتعلیم الصنعه و السوره و یستوی فیه الزوج و الاجنبی ، لا تقدیر للمهر فی القله و لا فی الکثره علی الاشبه ، بل یتقدر بالتراضی »3.
در جای دیگر در مورد مهر باطل و استقرار مهر آمده است :
« لایجوز عقد المسلم علی الخمر ولو عقد صح و لها مع الدخول مهرالمثل و قیل یبطل العقد »4.
همچنین در تحریرالوسیله در مورد موضوع مهر بیان شده :
« هرآنچه را که مسلمان مالکش می شود، صحیح است که مهر قرار داده شود، عین باشد یا دین یا منفعت، عین مملوکی از خانه یا مزرعه یا حیوان باشد و . . . »5.
شهید نخست در شرح لمعه نیز به همین حد بسنده کرده است :
« کُل ما یصلح ان یملک، عیناً کان أو منفعه، کاتعلیم صنعه أو سورهٍ یصح امهاره لا تقدیر فی المهر قلهً و لا کثرهً علی المشهور »6.
علامه حلی نیز مهر را اینگونه تعریف نموده :
« مهر یا صداق مالی است که شوهر در مقابل حق تمتّع باید بدهد و در شرع اسلام نکاح بی مهر نیست، مگر آنکه زن به شوهر ببخشد…»7.
1-1-1-3 : تعریف مهر در قانون مدنی و دکترین
قانون مدنی به پیروی از اکثر فقهاء امامیه مهر را تعریف نکرده و آنرا به سکوت برگزار نموده است. بنابراین علمای حقوق برای رفع این نقیصه خود به تعریف مهر پرداختند :
مرحوم دکتر سیدحسن امامی در تعریف مهر گفته است : « قانون تعریفی از مهر ننموده است ولی از مواد مربوط به مهر معلوم می شود، مهر عبارت از مالی است که زوج برای نکاح ، بزوجه تملیک می نماید »8.
بنظر می رسد تعریف فوق خالی از اشکال نمی باشند، چون دادن مال اعم از تملیک می باشد و متبادر از آن صرف در اختیار قراردادن است نه به تملک درآوردن .
در ادامه دکتر جعفری لنگرودی در تعریف مهر چنین گفته اند: « مَهر (بروزن نَهر) مالی است که برابر رسوم و عادات در موقع عقد نکاح شوهر به زن می دهد یا تعهد به دادن آن می کند، مهر باید قابل تملک زوج و زوجه باشد»9. این تعریف نیز دارای اشکالاتی می باشد، مثلاً اینکه مهر را برابر رسوم و عادات می داند که این سخن به روشنی نادرست است. چون مهر و مبنای آن در درجه اول به حکم قانون می باشد و بعد از آن منابع معتبر اسلامی آن را تایید می نمایند یا اینکه «قابلیت تملک زوج بر مهریه» که امکان دارد زوج به خاطر داشتن وضع خاصی (مانند تابعیت خارجی) امکان مالکیت مال غیرمنقول را نداشته باشد.
یا تعریفی که دکتر حسین صفایی ارائه نمودند: « مهر یا صداق که به فارسی کابین گفته شده است، مالی است که زن بر اثر ازدواج مالک آن می گردد و مرد ملزم به دادن آن به زن می شود »10.
ولی دکتر ناصر کاتوزیان در مورد مهر تعریف ذیل را ارائه نموده است :
« مهر عبارت از مالی است که به مناسبت عقد نکاح ، مرد ملزم به دادن آن به زن می شود، الزام مربوط به تملیک نیز ناشی از حکم قانونگذار است و ریشه قراردادی ندارد »11.
1-1-2 : تاریخچه مهریه
اگر چه مهریه در زمان معاصر به مسلمانان اختصاص دارد، اما آن چه از مطالعات تاریخی حقوق زن و پژوهش های مردم شناختی در ادوار گذشته معلوم می‌شود، چنین فهمیده می‌شود که مهریه از ابداعات حقوق اسلام نیست و قبل از آن نیز وجود داشته است. سنت مهر، هر چند با نام‌های مختلف و ویژگی‌های متنوع در بسیاری از حوزه‌های فرهنگی و آئین‌های مذهبی رواج داشته است. به عنوان نمونه برخی شواهد و مدارک تاریخی در دوران قبل از اسلام و سایر ادیان وجود دارند که نشان‌دهنده سابقه پرداخت مبلغی پول از طرف داماد به پدر عروس (یا عروس) در زمان ازدواج تحت عناوین و شرایط خاص خود می باشند، بهرحال ما نیز در این مبحث 5 دوره تاریخی را انتخاب کرده و به بیان مختصری از سابقه تاریخی مهر در آنها می پردازیم :
1-1-2-1 : مهر در قانون حمورابی
قدیمی ترین قانونی که تاکنون شناخته شده، قانون حامورابی می باشد که در حدود 1700 سال قبل از میلاد مسیح تدوین شده است. بخش عمده ای از قانون حمورابی که مواد 127 الی 194 آن بوده به حقوق خانواده اختصاص داشته است. البته باید توجه داشت که در زمان تدوین این قانون هیچ تفاوتی و تمایزی بین شاخه های مختلف حقوق وجود نداشته و قوانین با ضمانت اجرای حقوقی و کیفری در کنار هم قرار داشتند و نکته جالب در این قانون تعدد حقوق مالی زوجه می باشد. که در موارد متعددی به مهریه، نفقه، هدیه ازدواج، شیربها و جهیزیه اشاره شده و همه اینها صرفنظر از حقوق راجع به ارثیه است12.
مثلاً : ماده 138 قانون حمورابی در مورد مهریه می گوید : « اگر شخصی قصد دارد همسر خود را که برای او فرزندانی به دنیا نیاورده است طلاق دهد، او باید مهریه کامل به او داده و هم چنین باید جهیزیه ای را که زن از خانه پدر آورده است پس بدهد و بعد می تواند او را طلاق دهد »13. و ماده 139 : « اگر مهریه ای نبود، مرد باید مقدار یک من نقره برای بهای طلاق به زن بدهد »14. البته نمی توان انتظار داشت که نهاد حقوقی که حدود 3700 سال پیش وجود داشته با مهریه امروزی تطابق کامل داشته باشد، لکن شباهت های موجود در آنها قابل کتمان نیست. از عبارات مرقوم اینطور برداشت می شود که در آن دوران زن تا پیش از طلاق استحقاق دریافت مهر را نداشت و طلاق منوط به تادیه مهریه به زن بوده است، هم چنین اگر میزان مهریه زن مشخص بود طبق (ماده 138حمورابی) باید به وی پرداخت می شد، (همانند مهرالمسمی) ولی اگر مهریه مشخص نبود طبق (ماده 139حمورابی) به زن یک من نقره به جای مهر پرداخت می شد، (همانند مهرالمثل). همچنین هرگاه زن مرتکب ترک خانواده یا اعمالی از قبیل آن شود، به لحاظ جرم ارتکابی، شوهر از تأدیه مهریه و جهیزیه معاف بوده است.
1-1-2-2 : مهریه در دوران مغول
شاید در وهله نخست غیر قابل پذیرش به نظر برسد، اما دوران مغول از نظر آزادی و قدر و منزلت بانوان در مقایسه با دوره‌های دیگر کاملاً استثنائی و بی‌نظیر بوده و تنها این دوران را می توان عصر برابری زن با مرد خواند؛ جریانی که با مغول به ایران آمد و با مغول از ایران رخت بربست15. در سنت مغولان و در دوران نخستین حکومت آنان، به رسم پرداخت مهریه بر می خوریم. مثلاً شوهر موظف بود مسکن و یورت16 و افراد جداگانه ای را در اختیار زنان خود بگذارد، که در تملک ایشان قرار می گرفت. در دوره ایلخانی و پس از رسمی شدن دین اسلام در نزد این سلسله مهریه نیز متداول گردید که در بین سلاطین و شاهزادگان و امرا مقدار آن بسیار زیاد بوده است. مثلاً اولجایتو مهر یکی از زنان خود به نام بیلغان خاتون را نهصد هزار دینار قرارداده بود. ولی در زمان غازان خان دست به اصلاحات اجتماعی همه جانبه ای در مملکت زد، یکی از موارد آن، اصلاح و کاهش مهر بود که گرفتاری های فراوانی را برای خانواده ها ایجاد کرده بود. وی مهر را “بر نوزده و نیم دینار” مقرر کرد17.
1-1-2-3 : مهریه در حقوق زرتشتی
از نوشته های زرتشتی چنین بر می آید که مرد هنگامی که می خواست با دختری ازدواج کند، مکلف بوده است که علاوه بر مالی که به دختر می بخشیده مالی را نیز به پدر او تسلیم کند. از حقوق زرتشتی در خصوص مهر می توان نکات ذیل را استنباط کرد: الف) اقوام دختر هنگام نکاح او مقداری از مال خود را که مساوی با سهم الارث دختر از مال آن ها بوده است، تسلیم وی می کردند. ب) شوهر یا اقوامش مقداری هدایا به دختر و نزدیکان او می دادند، اما معلوم نیست که آیا اهداء اموال مزبور برای عقد نکاح ضروری بوده است یا خیر. ولی مسلم است که هنگام انحلال نکاح زن نمی توانسته اموالی را که متعلق به او بوده قبل از پرداخت قروض و یا سایر تعهدات شوهر استرداد کند، یعنی در واقع تعهدات شوهر درباره زن نیز مؤثر بوده است. در حقوق زرتشتی زن می توانسته مهری را که شوهر به او داده یا تعهد به تسلیم آن کرده است به او ببخشد اما در صورتی که زن مهر را گرفته و بعداً عیبی از قبیل نازا بودن در او ملاحظه می شد، حق زن نسبت به مهر ساقط و شوهر مجاز در استرداد آن بوده است18.
1-1-2-4 : مهر در عربستان قبل از اسلام
در عربستان قبل از اسلام زن وضع خاصی داشت و نه تنها شخصیت و حقوقی برای او قائل نبودند بلکه اصولاً با وجودش مخالفت داشتند. به طوری که تاریخ حکایت دارد اعراب، داشتن دختر را ننگ تلقی می کردند و به وسایل مختلف او را از بین می بردند. در عربستان مهر متعلق به پدر بوده و دختر حقی به آن نداشته و چون پدر با تزویج دختر خود و گرفتن مهر او مال خود را زیاد می کرد، لذا دختر را نافجه می گفتند و تهنیت کسی که صاحب دختری می شد جمله (هنیئا لک النافجه) بود19.
اعراب در زمان جاهلیت از تزویج دختران خود به غیر از قبیله امتناع داشتند، مگر در صورتی که داماد به پرداخت مهر زیادتری حاضر می شد که در این حالت پدر دختر، با ازدواج او موافقت می نمود. حتی در خود قبیله هم حق تقدم برای ازدواج با کسی بود که مهر بیشتری تسلیم می کرد. در زمان جاهلیت رسم دیگری نیز بود که موجب محروم شدن زن از مهرش می شد. یکی از آن ها رسم ارث زوجیت و یا نکاح میراثی بود. بدین صورت که اگر کسی می مرد وارثان افراد از قبیل فرزندان و برادران همان طوری که ثروت او را به ارث می بردند، همسر او را نیز به ارث می بردند و پسر یا برادر میت این حق را داشت که آن زن شوهر مرده را به تزویج دیگری درآورد و مهریه را هم خودش بگیرد و یا او را بدون مهر جدیدی و به موجب همان مهری که میت قبلاً پرداخته زن خود قرار دهد. قرآن کریم رسماً ارث زوجیت را منسوخ کرد و فرمود: « یآ اَیُّهَا الَّذینَ ءامَنُوا لایَحِلُّ لَکُمْ اَن تَرِثُوا النِّسآءَ کَرْهًا…»20 یعنی: « ای کسانی که ایمان آورده اید بر شما روا نیست که زنان مورث خود را ارث ببرید در حالی که خود آن زنان تمایل ندارند که همسر شما باشند». دیگر از انواع نکاح عجیب زمان جاهلیت نکاح ثغار است در این نکاح مهر جنبه مالی ندارد و به ولی دختر نیز چیزی داده نمی شود بلکه پدر یا برادر دختر در قبال تمتعی که از دختری می بردند حاضر می شدند که دختر یا خواهر خود را به تزویج پدر یا برادر آن دختر در آورند. بنابراین نکاح ثغار از اقسام نکاح معاوضه به شمار می رفت. اسلام این رسم جاهلی را منسوخ کرد. رسول اکرم(ص) در این مورد فرموده اند: « لا ثغار فی الاسلام» نکاح ثغار در اسلام جایز نیست21.
1-1-2-5 : مهریه در حقوق اسلام
پس از ظهور اسلام نیز وضعیت زن در ردیف سایر امور اجتماعی کاملاً تغییر یافت. قرآن کریم هر رسمی را که موجب تضییع مهر زنان می شد منسوخ کرد، از جمله آن که وقتی مردی نسبت به زنش دل سرد می شد، او را در مضیقه و شکنجه قرار می داد و هدفش این بود که با سختی دادن وی او را به طلاق راضی گرداند و تمام یا قسمتی از آن چه را که به عنوان مهر به او داده از او پس بگیرد. قرآن کریم در این باره می فرماید: « … و نباید بر آنان فشار آورید که قسمتی از آنچه بعنوان مهریه به آنان داده اید را بگیرید،… »22.
چون حقوق اسلام اهمیت فراوانی برای نکاح قائل بوده، احکام خاصی برای آن وضع کرد که یکی از مهم ترین آن احکام مهر می باشد. قرآن کریم از مهریه زنان بعنوان صدقه یاد نمود و حکم به وجوب آن داد.
حکم به وجوب مهریه در اسلام نه یک حکم تاسیسی و اختصاصی بلکه یک حکم امضایی بوده یعنی قرآن مجید با مهر تایید زدن بر یک سنت اجتماعی ، آن را تحکیم بخشیده و تقویت نمود و در ضمن اسلام رسم غلط پرداخت مهریه بغیر از خود زن را برداشته است. بدین جهت خداوند در قرآن کریم می فرماید: «مهریه زنان را به خودشان بدهید»23. در اسلام مسئله مهریه و پرداخت آن به قدری اهمیت دارد که اگر شوهر زنی، کافرشود و مهر زنش را نپردازد، دولت اسلامی او را موظف به پرداخت آن می کند و در صورت عدم قدرت از محل بیت المال به او می پردازد و نیز حاکم اسلامی با استفاده از اختیارات خود می تواند به طلبکاری بگوید که از طلب خود صرف نظر نماید ولی نمی تواند زن را وادار کند که مهر خود را به شوهر خود ببخشد. در آداب و رسوم جاهلیت، مبلغی به عنوان شیربها به پدر دختر پرداخت می شد و تصوّر بر این بود که شوهر، آن دختر را خریداری می کند و مالک او می شود که نتیجه اش اسارت دائمی زن و بی حرمتی به او بود ولی اسلام مهریه را نوعی پیش کش و هدیه دانسته و بعنوان ابراز محبت و وفاداری مرد به زن معرفی کرده است.
1-1-3 : ماهیت مهریه


پاسخ دهید