2-16- عصاره‌های گیاهی17
2-17- حلال‌های استخراجی18
2-18- اسانس‌ها18
2-19- اثرات بیولوژیکی اسانس‌ها18
2-20- ترکیبات شیمیایی اسانس‌ها18
2-21- نقش اسانس های گیاهی در تغذیه دام19
2-22-خصوصیات افزودنی‌های خوراکی20
2-23- روغن های فرار21
2-24- تاثیر اسانس ها بر تخمیر میکروبی شکمبه21
2-25- تاثیر اسانس ها بر متابولیسم پروتئین24
2-26- تاثیر اسانس ها بر تولید اسیدهای چرب فرار30
2-27- تاثیر اسانس ها بر عملکرد حیوان33
فصل سوم36
مواد و روش ها36
3-1- مکان و زمان انجام آزمایش37
3-2- تهیه مواد آزمایشی37
3-3-جیره های آزمایشی38
3-4-دام های مورد آزمایش38
3-5-تجزیه شیمیایی اقلام جیره39
3-5- 1-اندازه گیری رطوبت و ماده خشک39
3-5-2 – اندازه گیری درصد پروتئین خام39
3-5-3- اندازه گیری ماده آلی وخاکستر40
3-5-3- اندازه گیری دیواره سلولی بدون همی سلولی (1ADF)40
3-5-4- اندازه گیری دیواره سلولی (NDF)140
3-6- بررسی عملکرد دام ها40
3-7- نمونه گیری41
3-8- تجزیه و تحلیل آماری41
فصل چهارم42
نتایج و بحث42
4-1- عملکرد43
4-2- تاثیر سطوح مختلف اسانس بر تخمیر شکمبه44
4-3- فراسنجه های خونی55
4-3 -1- تری گلیسیرید خون55
4-3-2- اسید های چرب غیر استریفه خون55
4-3-3 – بتاهیدروکسی بوتیریک اسید56
4-3-4 – کلسترول57
4-3-5- کراتینین57
4-3-6- لیپوپروتئین با چگالی کم57
4-3-7- لیپوپروتئین با چگالی زیاد58
4-3-8- لیپوپروتئین با چگالی خیلی کم58
4-3-9- اوره خون58
4-3-10- گلوکز خون59
4-3-11- پروتئین کل خون60
4-3-12-آلبومین خون60
نتیجه گیری61
و61
پیشنهادات61
نتیجه گیری62
پیشنهادات:63
منابع:64

فصل اول
مقدمه
1-1- مقدمه
امروزه جمعیت انسانها با رشد سریعی روبرو است که این پدیده در مقایسه با قرن نوزدهم یک انفجار محسوب می شود. این افزایش جمعیت از دو جنبه برای متخصصین علوم کشاورزی و منابع طبیعی دارای اهمیت است. هدف اول دستیابی به تکنولوژی تامین غذای بشر برای جمعیت دنیا و عوامل موثر میزان و عرضه آن ها تأثیر دارد و دوم مطالعه روند ازیاد جمعیت و اثرات آن بر عرضه فرآورده های کشاورزی برای نسل های آینده می باشد. در این رابطه مسایل مختلفی باید مورد توجه قرار گیرد برای مثال محدودیت زمین قابل کشت و مشکلات زیست محیطی و استفاده بیش از حد از منابع محدود از آن جمله هستند (تقی زاده، 1375). با توجه به پیچیدگی هضم و متابولیسم پروتئین در نشخوار کنندگان به علت وجود هضم میکروبی و تغییرات زیاد آن در دستگاه گوارش از پیچیدگی خاصی برخوردار است متخصصین تلاش می کنند تا حیوان با کمترین هزینه بیشترین پروتئین مورد نیاز خود را از لحاظ پروتئین میکروبی و حقیقی تولید ،وکند (کامرا و همکاران، 2008). آزمایش های اندازه گیری قابلیت هضم شامل آزمایش بر روی حیوان زنده1 و روش آزمایشگاهی2 است که هر کدام به نوبه ی خود دارای مزایا و معایبی هستند.
در تغذیه نشخوار کننده باید سیستم تولیدی متمرکزی به ویژه در مورد تولید شیر وسایر نیازهای حیوان توسط سطوح بالای اانرژی و پروتئین در نظر گرفته شود. بنابراین باید نسبت بالایی از نشاسته و پروتئین باکیفیت بالا در تغذیه حیوانات استفده گردد .که این مواد هم بسیار سریع تخمیر می شوند. تجزیه سریع نشاسته باعث اسیدوز و تجزیه سریع پروتئین باعث تولید آمونیاک شکمبه ای و در نهایت افزایش دفع ازت گردد که در گذشته به منظور تاخیر انداختن تجزیه پذیری پروتئین از آنتی بیوتیک ها ویونفرها برای کاهش جمعیت مسئول تخمیر سریع پروتئین استفاده می شد. ولی با توجه به باقی ماندن آنتی بیوتیک ها باقی ماندن این مواد در محصولات حیوان و در نهایت گسترش محدودیتهای ژنتیکی،استفاده از آنها مورد انتقاد قرار گرفته است (اوجاو، 2003). در نهایت مصرف آنتی بیوتیک ها به عنوان محرک رشد خوراک حیوان توسط انجمن کشاورزی اروپا در سال 2006 ممنوع اعلام شد. به همین علت دانشمندان تمایل به شدند. استفاده از سایر روش های کنترل جمعیت میکروبی را( به منظور متعادل سازی تخمیر شکمبه )پیدا کردند. عصاره و اسانس های گیاهی می توانند دارای اثر متقابلی بر غشای سلولی میکروبی و مانعی برای رشد برخی باکتریهای گرم مثبت و منفی باشند. در نتیجه اضافه کردن عصاره و اسانس برخی گیاهان به شکمبه منجر به مهار دآمیناسیون و تولید متان خواهد شد. این عمل میزان آمونیاک، متان و استات را کاهش و در مقابل میزان پروپیونات و بوتیرات افزایش می دهد. (کامرا و همکاران، 2008؛ پاترا وهمکاران، 2006). در سال های اخیر تحقیقات در مورد فعالیت ترکیب های ثانویه گیاهی به عنوان افزودنی های غذایی طبیعی مورد توجه بسیار ویژه متخصصین تغذیه و میکروبیولوژیست های شکمبه ای (با هدف دستکاری تخمیر شکمبه از طریق حذف پروتوزوئرها، باکتری های تولید کنند متان و بهبود متابولیسم پروتئین و در نهایت افزایش کارآیی حیوان نشخوار کننده)قرار گرفته است (Kamra et al, 2000; Hart et al 2008, Kalsamyglya et al, 2007; Penn Char et al 2007; Patra et al, 2006: Mkayntash et al, 2003)زمانی که «آزمایشات سنتی داروهای دامپزشکی»3 استفاده ازاسانس های گیاهی مورد نظر را بر بازگرداندن سلامت به حیوانات و بنابراین به طور غیرمستقیم بر بهبود بازده تولید مور توجه قرار داده بود. مسائل مورد توجه در صفات تولیدات حیوانی متمرکز بر بهبود بازده تولیدی حیواناتی بود که سالم بودند و علائمی از بیماری از خود نشان نمی دادند. در طول 60 سال گذشته، یکی از راه های بهبود عملکرد ، وارد کردن سطوح کم تراز دوز درمانی آنتی بیوتیک (5/2 تا 125 میلی گرم در هر کیلو گرم خوراک که 5 تا 10 برابر کمتر از دوز درمانی آنها است) در خوراک حیوانات بود که می توانست بازده رشد آنها را تا 10 درصد افزایش دهد (Russel and Hoilihan,2003) موننسین، لازولوسید ولیدومایسین پرویپونات، رایج ترین آنتی بیوتیک های مور استفاده در نشخوار کنندگان بودند و همگی به خانواده آنتی بیوتیک های یون دوست تعلق دارند. آنها به طور عمده در پرورش دام های گوشتی و به ویژه در پروار بندی دام ها کاربرد دارند. به دلیل احتمال وجود باقی مانده آنتی بیوتیک ها در شیر، استفاده از آنها در دام های شیری محدود شده است. نحوه عمل آنها مختل کردن شیب یون ها از غشای سلول باکتری های مستعد (یعنی باکتریهایی که این آنتی بیوتیک هابه صورت تخصصی علیه آنها عمل می کند) می باشد (خصوصاً باکتریهای گرم مثبت) و نتیجه آن تغییرات مفید در الگوی تخمیر شکمبه ای بوده است(Rosol, et al, 2003; Kalavy and Tdschy et al, (2003 نسبت پرویپونات به استات تولیدی افزایش یافته که خود همراه با کاهش تولید متان و کاهش تجزیه پذیری پروتئین خوراک در شکمبه می باشد و هر دو این ها باعث افزایش بازده غذایی می شوند هم چنین این مواد سبب کاهش بروز اسیدوز و نفخ نیز می شوند.
با این حال، به دلیل اهمیت موضوع مقاومت باکتریها به آنتی بیوتیک ها، استفاده از آنتی بیوتیک های محرک رشد در اتحادیه اروپا ممنوع شده است بنابراین اسانس های گیاهی به دلیل اثرات ضد میکروبی که دارند((Hu Lin, et al, 2004; Burt et al, 2000; Dorman and Deniz et al, 2000 می تواند یکی از مواد جایگزین باشد. به نظر می رسد تاثیر اسانس های مختلف بر روی دام ها بر اساس جیره های مختلف متفاوت می باشد. در تحقیقی بره های تغذیه شده با جیره بر پایه جو در مقایسه با جیره ی بر پایه ذرت تمایل به کاهش PH در شکمبه داشتند. که این متناسب با غلظت بالاتراسید های چرب فرار در بره های تغذیه شده با جیره بر اساس جو تغذیه شده بودند در مقایسه با بره هایی که با جیره بر پایه ذرت است..(Chaves et al; 2008) بر عکس بنجامین و همکاران گزارش کردند که PH و غلظت کل اسید های چرب فرار شکمبه در گاو های گوشتی تغذیه شده با جیره بر پایه ذرت به ترتیب پایین تر و بالاتر از تیمار تغذیه شده با جیره بر اساس جو بودند. که علت آن را احتمالا ناشی از بالاتر بودن ماده خشک مصرفی گاوهای تغذیه شده با جیره بر اساس ذرت بود.Beauchemin et al; 2005) (. چاوز و همکاران در سال 2008 گزارش کردند که نسبت مولار استات ، پروپیونات، والرات و بوتیرات در بره های در حال رشد تحت تاثیر نوع غله و اسانس کارواکرول و سینامالدئید قرار نگرفت. (Chaves et al; 2008). هدف این آزمایش بررسی تاثیراسانس مرزه بر پایه دوجیره دانه ذرت و دانه جو بر تخمیر شکمبه ،متابولیت های خونی و عملکرد بزغاله های ماده بومی آذربایجان غربی می باشد.

فصل دوم
بررسی منابع

(بررسی ادبیات موضوع و پیشینه تحقیق)
2-1-تاریخچه و معرفی گیاهان دارویی
قدمت شناخت خواص دارویی گیاهان، شاید خارج از حافظه تاریخ باشد. طبق برخی سنگ نوشته ها و شواهد دیگر، به نظر می رسد مصریها و چینی ها در زمره ی نخستین اقوام بشری بوده باشند که بیش از 27 قرن قبل از میلاد مسیح، ازگیاهان به عنوان دارو استفاده کرده و حتی برخی از گیاهان را برای درمان دردها کشت داده اند. مردم یونان باستان با خواص دارویی برخی از گیاهان به خوبیآشنا بودند.. بقراط حکیم ، ارسطو شاگرد وی و دیگران، برای استفاده از گیاهان در درمان بیماری ها ارزش زیادی قابل بوده اند. یکی از شاگردان ارسطو بنام تئوفرات مکتب درمان با گیاه را بنیاد نهاد. پس از آن، دیوسکورید در قرن اول میلادی، مجموعه ای از 600 گیاه دارویی با ذکر خواصی درمانی هر یک را تهیه و به صورت کتابی درآورد که این کتاب بعدها سرآغاز بسیاری از معاملات علمی در زمینه گیاهان مذکور گردید، به طوری که مثلاً جالینوس پزشک معروف یونانی در کارهای خود به کتاب دیوسکورید استناد کرده است. در قرن هشتم تا دهم میلادی، دانشمندان ایرانی نظیر ابوعلی سینا، محمد زکریای رازی و دیگران به دانش درمان با گیاه رونق زیادی دادند و گیاهان بیشتری را در این رابطه معرفی کردند و کتاب های معروفی چون قانون و الحاوی را به رشته تحریر درآوردند. پس از درمان با گیاه همچنان ادامه یافت. در قرن سیزدهم، این بیطار مطالعات فراوانی در مورد خواص دارویی گیاهان انجام داد و خصوصیات بیش از 1400 گیاه دارویی را در کتابی یادآور شد. پیشرفت اروپاییان در استفاده ی دارویی از گیاهان در قرن هفده و هجده ابعاد وسیعی یافت و از قرن نوزدهم کوششهایی همه جانبه برای استخراج مواد موثره از گیاهان دارویی و تعیین معیارهای معینی برای تجویز و مصرف آن ها شروع شد. کوششهای آن زمان تا به امروز هم تداوم یافته و درحال حاضر نیز با سرعت هرچه بیشتردر حال پیشرفت است. اکنون با در دست داشتن نتایج آزمایش ها و تحقیقات، با اطمینان به تشریح و تفصیل علمی مزایای موجود در مواد موثره گیاهان دارویی در رابطه با انسان و حیوانات پرداخت. امروزه رفته رفته برتعداد این گیاهان افزوده گشته و جنبه های مختلف استفاده از آنها نیز گسترش یافته است. باید دانست اگرچه برخی از گیاهان در زمانهای گذشته به عنوان گیاهان دارویی مورد استفاده قرار می گرفته اند ولی اکنون با توجه به بررسی های روز، به عنوان گیاهان دارویی شناخته نشده و تقریباً کنار گذاشته اند. امروزه گیاهان جدید زیادی جزءگیاهان دارویی شناخته می شوند و زمین های زراعی وسیعی نیز به کشت آنها اختصاص یافته است:در حقیقت چه گیاهانی دارویی هستند؟ امروزه گیاهانی به عنوان گیاه دارویی شناخته می شوند که دارای صفات زیر باشند:
– در پیکره این گیاهان مواد خاصی ساخته و ذخیره می شود به نام مواد موثره، موادفعال که این مواد تأثیر فیزیولوژیکی بر پیکر موجود زنده برجای می گذارد. این گیاهان برای مداوای برخی از بیماری ها مورد استفاده قرار می گیرند. مواد فعال مذکور در طی یک سلسله فرآیندهای ویژه و پیچیده ی بیوشیمیایی، به مقدار بسیار کم، معمولاً کمتر از وزن خشک گیاه ساخته می شوند و به متابولیت های ثانوی نیز معروف هستند:
کاشت، داشت و برداشت گیاهان دارویی، صرفاً به خاطر استفاده از مواد موثره آنها صورت می گیرد.
ممکن است اندام خاصی چون ریشه، ساقه، برگ ها، گل و … حاوی مواد موثره مورد نظر باشد. از این رو، نمی توان تمام اندام های گیاه مربوط را منبع ماده ی دارویی مورد نظر دانست:
معمولاً از اندام های مورد نظر به صورت تازه استفاده نمی شود (و بهتر است نشود) یعنی اندام های مورد نظر باید تحت تأثیر عملیات خاصی چون: تمیز شدن، هواخوردن، خشک شدن، پالودگی و … قرار گیرند و پس از آن مورد استفاده واقع شوند.
گیاهان دارویی حاوی مواد موثره، در مقایسه با عموم گیاهان موردعمل در کشاورزی چون غلات و سبزی ها که به طور عام مورد استفاده انسان، در موارد خاصی قابل استفاده اند (برای تولید آن ها سطوح زراعی نسبتاً محدودی نیز کفایت می کند (امیدبیگی، 1386).

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

2-2-ترکیب های ثانویه4
ترکیب ها با متابولیت های ثانویه ی موجود درگیاهان، ترکیب هایی هستند که نقش چندانی در فرآیندهای اصلی گیاه، مانند فتوسنتز و تنفس ندارند. این ترکیبات از متابولیت های اولیه، توسط مسیرهای خاصی به منظور اهدافی نظیر جذب حشرات گرده افشان، نقش تدافعی در برابر بیمارها، آفات و حیوانات چرا کننده ها، افزایش تحمل و سازگاری گیاه در برابر شرایط نامساعد محیطی (گرما، خشکی و …) افزایش توان رقابتی و غیره تولید می شوند تولید ترکیبهای ثانویه درگیاهان کمتر از یک درصد کربن حاصل از فتوسنتز را به خود اختصاص می دهد. اغلب این متابولیت ها در برخی از سلول ها (واکوئل) و بافت های گیاهی سنتز، ذخیره و در نهایت ترشح می شوند. از مهمترین ترکیب های ثانویه گیاهی می توان ساپونین ها، تانن ها و روغن های فرار را برشمرد (کامرا وهمکاران،2008، هارت وهمکاران، 2008، کالسامیگلا وهمکاران، 2007؛ والاس و همکاران، 2002)

2-3- تاریخچه کشف ترکیبات ثانویه گیاهان
حدود 200 سال است که نقش مهم ترکیب های اولیه (کلروفیل، اسیدهای آمینه، هیدروکربن های ساده، لیپیدها، نوکلئوتیدها و غیره) در اعمال حیاتی گیاهان مانند تقسیم و رشد سلول ها، تنفس، انتقال، ذخیره وتولید مثل مشخص شده است.
برای اولین بار کاسل در سال 1891 میلادی به یک سری ترکیبات متفاوت در گیاهان پی برد (گونتر، 1948). در چند دهه اخیر پژوهشگری به نام سزپاک مطالعات متعددی در زمینه ی ترکیبات ثانویه انجام داد. ایشان در کتابی تحت عنوان شیمی گیاهی (فیتوشیمی) این مواد را ترکیب نهایی نام گذاری کرد. پس از آن با پیشرفت فن آوری های جدید در زمینه ی تجزیه و جداسازی مواد شیمیایی مانند روش های کروماتوگرافی، اکثر محققان این ترکیبات آلی یا ملکول های درشت را که در اکثر گیاهان سنتزمی شوند، ترکیبات ثانویه (متابولیت های ثانویه) نامیدند. ترکیب های ثانویه برخلاف ترکیب های اولیه، نقش چندانی در فرآینده های اصلی گیاه ندارند. تنها کمتر از یک درصد کل کربن در سلول و بافت های گیاهی در مقایسه با ترکیب های اولیه، صرف سنتز و ذخیره ی ترکیبات ثانویه گیاهی می شود. البته این تصور که این مواد زاید و غیرمفید می باشند. کاملاً غلط است. برای سالیان دراز نقش این ترکیبات درگیاهان ناشناخته بود تا این که در اواخر دهه ی 1960 با پیشرفت فن آوری های جدید در زمینه کشت بافت و کشت سلول نقش مهم ترکیبات ثانویه در فرآیندهای اکوفیزیولوژیکی گیاهان و اثرهای متقابل بین عوامل بوم شناسی و گیاهان به اثبات رسیده است. بنابراین کاربرد و فواید این ترکیب ها، نیازمند شناخت آن ها است که اغلب ترکیبات و ژن های مسئول بیوسنتز آنها ناشناخته مانده است. تاکنون تنها درحدود 20 تا 30 درصد از ترکیب های ثانویه که درحدود 10 هزار نوع برآورد شده اند از گونه های مختلف گیاهان جداسازی و شناسایی شده اند (کالسامیگلیا وهمکاران، 2007). از مهم ترین وظایف ترکیبات ثانویه که برای گیاه گزارش شده اند عبارتند از دریافت و ارسال پیامها بین گیاهان و سایرموجودات زنده، نظیر گیاهان رقیب، میکروب ها، علف خواران، گرده افشان ها، حیوان ها و یا پرندگان انتقال دهنده ی میوه و بذر و سازگاری گیاهان با شرایط محیطی است (عبدالله قاسمی، 1388). نتایج اکثر تحقیق ها نشان داده است که گیاهان درواکنش به عوامل بیماری زا (پاتوژن ها)، گیاه خواران و عوامل تنش زا، بر اثر پدیده هایی نظیر جهش های توارثی، انتخاب طبیعی و تغییرات تکاملی به نوعی سازگاری ودر نهایت تکامل دست یافته اند که می توانند با تولید ترکیب های ثانویه اقدام به دفع و حفاظت گیاه در برابر آن ها نمایند بنابراین می توان چنین بیان نمود که گیاهان دارای این نوع ترکیب ها، نسبت به سایرگیاهان از سازگاری بیشتر و بقای طولانی تری برخوردار هستند (عبداله قاسمی، 1388)، فرآیندهای تولید، انتقال و ذخیره ترکیبات ثانویه در گیاهان، نیاز به انرژی زیادی دارد. به عبارتی تولید این مواد برای گیاه، گران وهزینه برهستند. نتایج مطالعات نشان می دهد که گیاهان فاقد توانایی تولید فرآورده های ثانویه با وجود رشد بیشتر سازگاری کمتری نسبت به شرایط نامساعد گیاهان تولید کننده این ترکیب هادارند ، بنابراین میتوان چنین نتیجه گرفت که گیاه هرگز بیهوده این ترکیبات را تولید نمی کند بلکه آنها را برای منظور اهداف خاصی تولید، ذخیره و ترشح می کند. تنوع در تولید و نگهداری این ترکیبات ، اهمیت آن ها را هر چند که عمل آنها روشن نباشد، مشخص می سازد (گونتر، 1948).

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-4- انواع ترکیبات ثانویه
2-4-1-ترکیب های ثانویه به 9 گروه مهم زیر تقسیم بندی می شوند:
فنل ها- پلی فنل ها، تانن ها وفلا ونوئیدها- گلیکوزیدها- ترپن ها- تری ترپنوئیدها و ساپونین ها- روغن های فرار- روغن های غیرفرار- پلی ساکاریدها- آلکالوئیدها وترکیب های فعال خیلی مهم به دو گروه شیمیایی تقسیم بندی می شوند: ترپنوئیدها (منوترپنوئیدها و سسکویی ترپنوئیدها) و فنیل پروپانوئیدها این دو گروه از مواد جدید گوناگون حاصل از متابولیسم اولیه سرچشمه می گیرند واز مسیر متابولیکی جداگانه ای سنتز می شوند. تعداد ترپنوئیدها بسیار زیاد است و از متابولیت های ثانویه مشتق شده اند و در حدود 15000 ترکیب مختلف در حال حاضر در توان علمی توصیف شده است. این ترکیب ها از ساختار پایه پنج کربنه مشتق شده اند که واحد ایزوپرن نامیده می شود و طبقه بندی آنها بستگی به تعداد این واحدها در ساختار ترکیبات دارد. در بین ترپنوئیدها، مهمترین ترکیب عصاره های گیاهی در اکثر گیاهان متعلق به خانواده منوترپنوئیدها و سسکوی ترپنوئیدها است. فنیل پروپانوییدها از ترکیب های مهم عصاره های گیاهی محسوب نمی شود ولی در برخی از گیاهان وجود دارند . واژه فنیل پروپانویید ترکیبات سه کربنه (که با حلقه آروماتیک شش کربنه باند شده اند)، برمی گردد. فنیل پروپانوئیدها (شکل 1و2) از فنیل آلانین ها (یک اسید آمینه آروماتیک) مشتق می شوند که به وسیله مسیرمتابولیکی شیکیمات5 که تنها در میکروارگانیسم ها و گیاهان وجود دارد سنتز می شوند.
شکل1: مسیر متابولیکی بیوسنتزترکیبات فعال گیاهان

2-5- ماده موثره6
به گروهی از مواد یا ترکیبهای ثانویه در گیاه که نقش موثری در بهبود، درمان، پیشگیری بیماری ها و در نهایت سلامت انسان و دام داشته باشد، ماده موثره گفته می شود. با استفاده از تکنیک های فیتوشیمیایی وحتی فن آوری زیستی میتوان اقدام به تجزیه،جداسازی، شناسایی و استخارج این مواد از گیاه کرد:

2-6- اسانس یا ترکیب های آروماتیک یا روغن های فرار 7
اسانس یا ترکیب های معطر یکی از بزرگترین و مهمترین ترکیبات ثانویه در گیاهان دارویی، ادویه ای و به ویژه معطر هستند. به ترکیبات ثانویه که در برخی گیاهان به دلیل مسیرهای بیوشیمیایی خاص تولید می شوند و به صورت معطر، روغنی (روغن دوست)، غلیظ، فرار، آب گریز یا غیرمحلول در آب هستند مواد معطر یا اسانس یا روغن قرار3 می گویند (کالسامیگلیا و همکاران، 2007، گونتر، 1948). اسانس ها یا روغن های فرار ترکیب های بسیار پیچیده ای هستند که شامل مخلوطی از استرها، الکل ها، ترپن ها، آلدییدها و استن ها هستند. در علم شیمی مفهوم آروماتیک به معنی معطر است و هر ماده ای که در ساختار ملکولی خود، دارای حلقه بنزنی باشد مواد آروماتیک ودر غیر این صورت آلیفاتیک گویند.
مهمترین ترکیب های موجود در انواع اسانس ها یا روغن های فرار موجود در گیاهان دارویی ادویه ای و معطر را می توان به طور تیتروار بیان کرد.
ترپنو ییدها: منتول موجود در نعناع و تیمول مونوترپن ها است که در این گروه قرار دارد.
فنیل پروپانوییدها: ایوگنول میخک و آنتول رازیانه در این گروه قرار دارد.

2-7- هیدروکربن های موتوترپنی
الکل ها: دارای گروه هیدروکسیل همراه با ساختمان هیدروکربنی هستند مثلاً لینالول در این گروه قرار می گیرد که در آویشن وجود دارد و دارای خاصیت ضدباکتری (گرم مثبت و منفی) و ضدقارچی موثری است. همچنین منتول، ژنرانیول، سیترونلول وبورنئول هم در این گروه قرار می گیرد.
آلدئیدها که از این گروه می توان به ژرانیال، سیترونلال و سیترال اشاره کرد که دارای خاصیت آارم بخشی، میکروب کشی و ضدقارچی هستند.

2-8- فنل ها
ترپنوییدها و فنیل پروپانوییدها فعالیت آنتی میکروبی شان را با تأثیر بر غشای سلولی انجام می دهند. حداقل بخشی از فعالیت آنها به علت طبیعت هیدروفوبیک (آب گریزی) هیدروکربن های حلقوی آنها است که به آنها اجازه می دهد با نفوذ به غشای سلولی بین فضای لیپیدی دیواره سلولی باکتری تجمع یابند. چنین تاثیر متقابلی سبب تغییراتی در ساختار غشای ، در نتیجه متحرک و منبسط شدن غشا می شود. عدم پایداری غشای با یون های غشای در ارتباط بوده و باعث کاهش گرادیان انتقال یونی در آنها می شود. در بسیاری از موارد، باکتریها با استفاده ازپمپ یونی این اثرات راخنثی می کنند و مرگ سلولی اتفاق نمی افتد اما انرژی بیشتری صرف این کار میشود و رشد باکتری، کند می گردد . درکل فعالیت آنتی میکروبی عصاره های گیاهانی به علت اکسید شدن گروه هیدر وکربنی آنها به هنگام نفوذ به درون دیواره ی باکتری است، به ویژه در ساختارهای فنلی مانند کارواکرول و تیمول به علت ایجاد پیوند هیدروژنی گروه هیدروکسیل با چربی درون سلولی باکتری باعث افزایش نفوذپذیری دیواره ی سلول باکتری و خروج یون ها واندامک های سلولی و نهایتاً مرگ سلول می شوند.
اولتی و همکاران (2002) پیشنهاد دادند در یک مکانیسم تناوبی گروه هیدروکسیل فنل ها به عنوان حامل غشایی یون های مثبت تک ظرفیتی وپروتون ها عمل می کند که این مکانیسم در آنتی بیوتیک های یونوفری نیز وجود دارد. اولتی وهمکاران (2002) همچنین مشاهده کردند که این فرضیه ها تنها در مورد گروههای هیدروکسیلی ترکیبات حلقوی مصداق می کند، زیرا ترکیباتی مانند منتول (دقیقا ًمشابه کارواکرول ولی غیرحلقوی) همان تأثیر را نشان نمی دهند. این امر ممکن است به علت وجود سیستم الکترون آزاد و اسیدیته بالای فنل ها و متعاقباً توانایی گروه هیدروکسیل آنها برای رهاسازی پروتون باشد. مکانیسم عمل روغن های فرار بیشمار بر باکتری های گرم مثبت تأثیر دارد و غشای سلولی مستقیماً با ترکیبات هیدروفوبیک عصاره های گیاهی در ارتباط است. درمقابل، دیواره خارجی سلول که غشای سلولی را پوشش می دهد در باکتری های گرم منفی هیدروفیلیک است و به مواد لیپوفیلیک اجازه ورود نمی دهد. مانند مونسنین بیشتر ترکیبات عصاره های گیاهی لیپوفیلیک (چربی دوست) هستند ونمی توانند به غشای باکتری گرم منفی نفوذ کنند.

شکل2: ترکیبات عصاره‌های گیاهی A: منوترپنوئید، B: سسکوترپنوئید، C: فنیل پروپانوئید

با این وجود، غشای خارجی باکتری های گرم منفی در مقابل مواد هیدروفوبیک کاملاً نفوذ ناپذیر و مولکول های با وزن ملکولی کم می تواند با آب اثر متقابل داشته باشد و از دیواره سلولی بین لایه لیپو ساکاریدی و یا از بین پروتین های غشا انتشار یابند و با دولایه لیپیدی سلول واکنش نشان می دهد.
این موارد برای هیدروکربن های حلقوی مانندکارواکرول وتیمول صادق است. از سوی دیگر هلاندرو همکاران (1998) از خاصیت کارواکرول وتیمول برای از بین بردن غشای خارجی باکتری های گرم منفی گزارش کردند ، مشاهده کردند که لیپوساکاریدهای غشایی آزاد شده ونفوذپذیری غشای سیتوپلاسمیک افزایش می یابد. بنابراین ملکول های با وزن کم این ترکیب ها را قادر می سازد در باکتری های گرم مثبت و گرم منفی فعال باشند. متاسفانه این خاصیت، انتخاب پذیری را بر علیه یک جمعیت خاص کاهش می دهند و تلفیق تکثیر میکروبی شکمبه را با مشکل مواجه می سازد. اگرچه خاصیت ضد میکروبی عمل اصلی عصاره های گیاهان به عنوان مواد ضد میکروبی به نظر می رسد و در فعالیت آنها بر دیواره ی سلولی متمرکز شده است. اما این تنها مکانیسم عمل نیست.
بوون و گاستافسون (1997) از پتانسیل عصاره و اسانس های های تعدادی از گیاهان برای لخته کردن برخی اجزای سلولی کرده اند و گزارش دادند که تایید آنها احتمالاً به وسیله ی دناتوره کردن پروتین انجام می شود. همچنین برخی از مطالعات، از توانایی واکنش ترکیبات فنلی و غیرفنلی عصاره های گیاهی با گروه های شیمایی پروتئین ها و سایر مولکول های فعال بیولوژیکی مانند آنزیم ها گزارش دادند. در کل فنل ها با پروتئین ها به واسطه سایر گروههای وابسته واکنش می دهند. در صورتی که ترکیبات غیرفنلی به واسطه سایر گروههای وابسته نشان می دهد مانند گروه کربونیل سینامالدئید و سایر ترکیبات آلدئیدی ممکن است با اسیدهای نوکلئیک و پروتئین ها واکنش نشان دهند (آماگاس وهمکاران، 2001)..
برای مثال ونداکون وساک گوچی (1995 و 1993) نشان دادند ترکیبات فعال عصاره های گیاهی میتواند با پروتئین های باند شده و از فعالیت آنزیم انتروباکتر جلوگیری کند. عصاره ی گیاهی سیر ترکیب خاصی است. چون که این روغن درهیچ گیاهی وجود ندارد، این عصاره حاوی تیو سولفات ها درحین بخار دادن گیاه تولید می شود . این مواد علیه دامنه وسیعی از باکتری های گرم مثبت و گرم منفی، قارچ ها، انگل ها و ویروس ها عمل می کند.
چندین مکانیسم عمل برای توضیح توانایی ضد میکروبی آنها پیشنهاد شده است که شامل مهار سنتز DNA , RNA و پروتئین های سلولی است. مکانیسم اصلی آنتی میکروبی آن مربوط به واکنش گروههای سولفید با سایر ترکیبات فعال است. در حقیقت بسیاری از مطالعات نشان می دهد که توانایی آنتی میکروبی ترکیبات گوگرد دار روغن سیر با اضافه شدن گوگرد افزایش می یابد و قابلیت ضدمیکروبی روغن سیر قوی تراز فعالیت ترکیبات اصلی اش به طور جداگانه است که علت این تأثیر اشتراک مساعی بین ترکیبات مختلف است. (آماگاس وهمکاران، 2001)

2-9- طبقه بندی خانواده نعناع
تیره نعناع، یکی از بزرگترین تیره های گیاهی است که دارای پراکنش جهانی است (تنها در مناطق قطبی شمالی و جنوبی یافت نمی شود). گیاهان متعلق به این تیره از نظر نیازهای اکولوژیکی و فرم حیات، بسیار متفاوت می باشند. وگیاهانی علفی، خشبی و یک ساله، دو ساله و یا چند ساله با ساقه ی چهارگوش، با برگ هایی متقابل و صلیبی شکل، گل های عموماً نامنظم و جام دارای دو لب پایین و بالا هستند . تعداد پرچم گیاهان تیره نعناع چهارعدد است. که دو عدد آنها کوتاه تر از بقیه است.گل ها به صورت خوشه هایی که درنواحی فوقانی ساقه هایی که از زاویه بین برگ ها با ساقه خارج می شوند، قرار گرفته اند. تخمدان چهار قسمتی است (امید بیگی، 1386) معمولاً گیاهان این تیره به واسطه ی داشتن اسانس از بوی مطبوع وگاهی تند برخوردار هستند. اسانس معمولاً در کرک های ترشحی یا در حجره های موجود در برگ ساخته و ذخیره می شود.

2-10- مرزه 1
مرزه8 به عنوان یکی از مطبوعترین ادویه ها معرفی شده و مدتها است که از آن به عنوان ادویه استفاده می شود. یکی از حکمای روم باستان به نام «ویرژیل»9 می گوید: «مرزه آنقدر مطبوع است که خداوند هم به این گیاه علاقه خاصی دارد» (امید بیگی، 1388) قبل از این که مردم روم فلفل را بشسناند، از مرزه به عنوان یکی از اصلی ترین ادویه بهره می بردند. آنها از این گیاه در نوشیدنیها نیز استفاده می کردند مردم برخی از کشورها معتقد بودند که خوردن این گیاه باعث ایجاد عشق و علاقه به یکدیگر می گردد.
در بسیاری از کشورها، از جمله انگلیس، از مرزه به عنوان یکی از گیاهان مهم ادویه ای استفاده می شود. در تعدادی از فارماکوپه ها، مرزه به عنوان یک گیاه دارویی معرفی شده است. پیکر رویشی مرزه،10حاوی مواد موثره ای است که باعث افزایش فشار خون و مداوای سرفه می گردد. (امید، بیگی، 1388) این گیاه ضدنفخ بوده و به هضم غذا نیز کمک می کند. مرزه کمی تند مزه (با طعمی شبیه به فلفل) است و از آن به عنوان طعم دهنده مواد غذایی استفاده می شود. (امیدبیگی، 1388). از اسانس مرزه در صنایع کنسرو سازی و نوشابه سازی استفاده می شود. اسانس این گیاه خاصیت ضدمیکروبی داشته و مانع رشد برخی از باکتریها می شود. (امید بیگی، 1388). همه ساله زمینهای زراعی وسیعی در کشورهای یوگسلاوی، فرانسه، اسپانیا، آمریکا (کالیفرنیا) و مجارستان، به کشت مرزه اختصاص می یابد. (امید بیگی، 1388)

2-11- مشخصات گیاه
مرزه گیاهی است علفی و یک ساله است که دارای گونه های متعددی است. گونه مونتانا گیاهی است چند ساله که در نقاط مختلف اروپا کشت می شود. (امیدبیگی، 1388).
ریشه مرزه مستقیم بوده و از انشعاب های فراوانی برخوردار است. در این گیاه، ساقه چهارگوش و مستقیم است و ارتفاع آن به شرایط اقلیمی محل رویش بستگی دارد و بین 30 تا 60 سانتیمتر است. قسمت تحتانی دارای انشعابهای بیشتری است: پای ساقه (قسمت تحتانی) چوبی و به ندرت کرکدار بوده و رنگ سبز تیره دارد (شکل 7-7). برگها نیزه ای شکل (باریک و بلند)، متقابل و دارای دمبرگ کوتاه می باشند. طول برگ 1 تا 3 سانتی متر و پهنای آن 1تا 4 میلی متر است. اسانس در حفره های مخصوص که دردو طرف برگ وجود تشکیل می شود (امیدبیگی، 1388).
گلها نامنظم، کوچک و دو جنسی اند که به رنگ بنفش یا صورتی وگاهی به رنگ سفید و در نواحی فوقانی ساقه ها به صورت خوشه روی چرخه های متعددی مشاهده می شوند. در هر چرخه، 1 تا 5 گل وجود دارد: (هورناک، 1992)
میوه کوچک، کروی شکل و از نوع کپسول است. رنگ دانه قهوه ای تیره و وزن هزار دانه 5/0 تا 6/0 گرم است. گلها و برگها معطر و حاوی اسانس می باشند. مقدار اسانس در اندام های هوایی مرزه مختلف است و به شرایط اقلیمی محل رویش گیاه بستگی دارد (امیدبیگی و حجازی، 2004) مقدار اسانس، بین 1 تا 2 درصد است. اسانس دارای ترکیبات متفاوتی است. از مهمترین ترکیبات تشکیل دهنده اسانس می توان از «کارواکرول» (30 تا 40%)، «تیمول» (20 تا 30% ) و ترکیبات فنلی دیگر نام برد. از مواد دیگر پیکر رویشی این گیاه می توان از ترکیبات آهن دار و ترکیبات قندی و تعدادی از اسیدهای آلی یاد کرد (فوریا و بالانسا، 1995).
مرزه، دوره رویشی متوسطی دارد. از بدو رویش بذر تا تشکیل میوه، 140 تا 160 روز به طول می انجامد. بذر مرزه1 الی 2 سال از قوه رویشی مناسبی برخوردار است. رویش بذر به شرایط آب و هوایی منطقه بستگی دارد.
در صورت نامساعد بودن شرایط اقلیمی، بذرها پس از 25 تا 30 روز سبز می شوند: گیاه پس از سبز شدن رشد و نمو سریعی به خود می گیرد، به طوری که 75 تا 80 روز پس از سبز شدن، گیاهان به گل می نشینند و اولین گلها اواخر بهار- اوایل تابستان (خرداد- تیر)، تشکیل می شوند. گلها بتدریج تشکیل می شوند. پس از 25 تا 30 روز، همه گلها پدیدار می شوند. میوه ها نیز بتدریج می رسند و پس از رسیدن آنها، بذرها به اطراف ریزش می کنند.

2-12-شیمی گیاه مرزه
جدول (2-1) : نوع ماده فعال کننده و درصد تقریبی آن در گیاه مرزه
گیاه مقدار ماده موثره (درصد) مرزه کارواکرول تیمول گاما ترپینن پارا سیمن بتاکاریوفیلن 5/48 2/19 9/1 5/31 5/0 اقتباس ازشهلا احمدی ، 1387

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید