2-2- 1 مصادیق حـقوق مـعنوی کودک……………………………………………………………………………………………….37
1-1-2-2 حق هویت…………………………………………………………………………………………………………………………..37
2-1-2-2 حق آموزش‌ و پرورش…………………………………………………………………………………………………………..42
3-1-2-2 حـق آزادی………………………………………………………………………………………………………………………….46
4-1-2-2 حق تمامت جسم و روان……………………………………………………………………………………………………….49
2-2-2 کودک آزاری……………………………………………………………………………………………………………………………50
1-2-2-2 : انواع کودک آزاری …………………………………………………………………………………………………………….51
2-2-2-2 علل کودک آزاری………………………………………………………………………………………………………………..54
3-2-2-2 نتایج کودک آزاری……………………………………………………………………………………………………………….57
فصل سوم: جبران خسارات معنوی
1-3 ادله فقهی جبران خسارات معنوی کودک…………………………………………………………………………………………60
1-1-3 قاعده لاضرر و جبران‌ خسارت معنوی کودک………………………………………………………………………………60
1-1-1-3 مستندات قاعده لاضرر………………………………………………………………………………………………………….60
2-1-1-3 انطباق عنوان ضرر با خسارت به حقوق معنوی کودک……………………………………………………………..62
3-1-1-3 انطباق‌ عنوان‌ ضرار با خسارت به حـقوق معنوی کودکان………………………………………………………….63
4-1-1-3 بررسی دلالت قاعده لاضرر بر اثبات جواز جبران خسارت به حقوق معنوی کودکان با عنایت به نظریات فقها در زمینه این قاعده ………………………………………………………………………………………………………………………..65
2-1-3 شمول قاعده نفی عسروحرج و جبران‌ خسارت به حقوق معنوی کودکان…………………………………………75
1-2-1-3 مفهوم حرج………………………………………………………………………………………………………………………….75
2-2-1-3 انطباق عنوان حرج‌ بر‌ خسارت به حقوق مـعنوی کودکان…………………………………………………………76
3-2-1-3 دلالت و شمول لفظی قاعده نـفی عـسروحرج بـر جبران خسارت به حقوق معنوی کودکان…………77
3-1-3 بنای عقلا و جبران خسارت به حقوق مـعنوی کودکان…………………………………………………………………79
1-3-1-3 مفهوم بـنای عقل………………………………………………………………………………………………………………..79
2-3-1-3 کیفیت استدلال به بـنای عـقلا در‌ جـبران‌ خسارت به حـقوق مـعنوی کودکان…………………………80
2-3 جبران خسارت معنوی کودک در حقوق موضوعه: ……………………………………………………………………………81
3-3 شیوه جبران خسارت معنوی…………………………………………………………………………………………………………..84
1-3-3 شیوه ی جبران خسارت معنوی در فقه………………………………………………………………………………………..84
2-3-3 شیوه جبران خسارت معنوی در حقوق…………………………………………………………………………………………86
3-3-3 تطابق شیوه ی جبران خسارت با وضعیت زیاندیده……………………………………………………………………….87
فصل چهارم : رویکرد حقوق و قوانین موضوع ایران نسبت به خسارات معنوی کودکان
1-4 رویکرد قانون اساسی…………………………………………………………………………………………………………………….91
2-4 رویکرد قوانین مدنی………………………………………………………………………………………………………………………93
1-2-4 همبستگی خانواده و حمایت از کودکان……………………………………………………………………………………….94
2-2-4 نگهداری و تربیت کودکان…………………………………………………………………………………………………………95
1-2-2-4حضانت………………………………………………………………………………………………………………………………..95
2-2-2-4 حضانت اطفال در معرض خطر………………………………………………………………………………………………97
3-2-4 حق بر نفقه………………………………………………………………………………………………………………………………99
4-2-4 حقوق کودکان نامشروع…………………………………………………………………………………………………………..100
5-2-4 حقوق کودکان بی سرپرست…………………………………………………………………………………………………….101
6-2-4 حقوق کودکان فرزند خوانده…………………………………………………………………………………………………….103
1-6-2-4شرایط فرزند خوانده…………………………………………………………………………………………………………….105
2-6-2-4 آثار فرزند خواندگی…………………………………………………………………………………………………………….105
3-4 رویکرد کیفری……………………………………………………………………………………………………………………………107
1-3-4 حمایت کیفری ویژه از کودکان………………………………………………………………………………………………..108
1-1-3-4 حمایت کیفری از سلامت جسمی کودکان…………………………………………………………………………….108
2-1-3-4 حمایت کیفری از سلامت روانی کودکان………………………………………………………………………………113
3-1-3-4 حمایت کیفری از سلامت جنسی کودکان…………………………………………………………………………….116
2-3-4 حمایت کیفری در برابر رفتارهای تهدید کننده سلامت و حقوق اجتماعی……………………………………..119
1-2-3-4 حق حضانت………………………………………………………………………………………………………………………119
2-2-3-4 حق بر آموزش و پرورش…………………………………………………………………………………………………….119
3-2-3-4 حق بر سلامت و بهداشت…………………………………………………………………………………………………..120
4-2-3-4 بهره برداری از کودکان برای تکدی گری…………………………………………………………………………….120
5-2-3-4 مصرف، خرید و فروش مواد مخدر……………………………………………………………………………………….120
نتیجه گیری و پیشنهادات……………………………………………………………………………….121
فهرست منابع………………………………………………………………………………………………122
چکیده انگلیسی…………………………………………………………………………………………….127

مقدمه
بیان مسأله
عدم رشد بدنی، عقلی و روانی کودک، ضریب آسیب پذیری او را بسیار بالا می برد. بدین جهت در تعالیم ادیان الهی، مکتب های تربیتی، نظام های حقوقی، حقوق بین الملل و قوانین کشورها برای مصونیت کودک از آسیب ها، و جبران خسارتهای مادی، عاطفی و اخلاقی او، روشهای حمایتی خاصی پیش بینی شده است.حمایت از حقوق مادی و معنوی کودک نیازمند شناسایی مصادیق آن می باشد. حقوق معنوی کودک به حقوقی گفته می شود که به نحوی با هویت و شکل گیری شخصیت عاطفی، عقلانی و فکری او مرتبط می باشد؛ حق تابعیت، حق نسب و حق آموزش و پرورش از جمله حقوق معنوی کودک به شمار می آیند. با شناسایی این حقوق در مجموعه تعالیم تربیتی و حقوقی اسلام، تجاوز و تخلف از حقوق معنوی کودک را منشأ مسؤولیت دنیوی و اخروی، اخلاقی، مدنی و کیفری دانسته است.استقراء مفاهیم تربیتی امکان و تأمل در سیاق ادله متضمن این مفاهیم، گذر از مسؤولیت اخلاقی به مسؤولیت مدنی را برای زیانکار میسر می سازد. همچنین با بهره گیری از روش اجتهادی به استناد قواعد فقهی لاضرر ، حرج و بنای عقلای مبانی فقهی نظریه جبران خسارت به حقوق معنوی کودک را ارائه می نماییم.
حقوق کودک یکی از زمینه های مهم حقوقی است که از دیدگاه های متفاوت و در رشته های مختلف حقوق مورد بحث و بررسی واقع شده و دارای ابعاد حقوقی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی داخلی و بین المللی است. این حقوق هم در سطح بین المللی(۱۹۸۹) و هم در سطح داخلی(۱۳۷۲) مورد توجه خاص قرار گرفته است، به طوریکه علاوه بر تاکیدی که در اسلام به حقوق کودک شده است، در قانون اساسی ایران(اصل ۲۱) و در قوانین مدنی و جزایی نیز پاره ای مقررات حمایتی در این زمینه آمده است. اما ، قوانین جایگاهش کجاست!!!! قوانین باید اجرا بشود نه اینکه مسکوت باشد.ایران باید الگوی رفتاری برای سایر ملل باشد. رسا ترین الگوهای رفتاری را از دین مبین اسلام استخراج و به منصه سیاست گزاری های تقنینی بکشاند از یافته های سایر ملل بهترین بهره برداری را بکند مشاهده کردیم همچنان کودکان بسیاری از نعمت آموزش محرومند، بسیاری از کودکان در ایران فاقد شناسنامه و در حقیقت فاقد هویت اند، بسیاری از آنان هنوز مورد تجاوز جنسی حتی از جانب پدران خود قرار می گیرند، فحشای کودکان در خانواده های بی سرپرست یا تک سرپرست بیداد می کند چه کسی این کودکان را از نگاه هرزه آلود جوانی که به سن بلوغ رسیده و امکان ازدواج را هم ندارد مصون نگاه می دارد نمونه های هولناک را طی نوشتار بیان خواهم داشت تا نظاره گر تجاوزات آشکار به کودکان بی سرپرست یا تک سرپرست باشیم. این ها جرایم سر بسته هستند! گزارش نمی شوند! علت شیوعش چیست! آسیب شناسی بشوند!!! بیکاری جوان امروزی؟ اوقات فرغت سازماندهی نشده جوانان؟ عدم توجه مساله ازدواج جوانان؟ عدم آموزش کنترل غرایز جنسی جوانان!! آموزش باید باشد! جوان امروز حقوق جنسیش نادیده گرفته شده! نادیده گرفته شده!!!!!!! کودکان در معرض خطر هستند!! کودکان امروز مردان و زنان جامعه ی فردای ما هستند!! که از طغیان غرایز اطرافیان ضربه های هولناک می بینند. آسیب را بشناسیم!! علت یابی بشود!! کودکان بسیاری به خاطر فقر و بدبختی همچنان زیر سن قانونی به سر کار می روند و حتی به کار های سخت و طاقت فرسا گماشته می شوند، همچنان کودکان بسیاری در خیابان های تهران و سایر شهرستان ها با گدایی روزگار می گذرانند و…که مهمترین دلایل این امر به دولت بر می گردد. زیرا:
اولا: دولت آموزش بدهد کدام خانواده صلاحیت دارا شدن فرزند را دارد! خانواده متزلزل امروز ما کودک به چه کارش می آید! اول آموزش در تمام ابعاد اخلاقی در خانواده لازم است ! خانواده منشاء قدرت ایران است نباید متزلزل بشود! که این عدم آموزش باعث می شود خانواده ها در بسیاری از موارد ساده ترین حقوق کودک را نادیده بگیرد. ثانیا:دولت به وظایف خود در همان حدی که خود پذیرفته و در قوانین داخلی اش آورده، عمل نمی کند، از جمله کارسخت برای کودک، پذیرفتن کودک به عنوان یک موجود مستقل، توجه به نهاد خانواده و پیشگیری بهتر از درمان است!!
آموزش را در تمام سطوح تربیتی و بهداشتی به خانوادها اعلام بدارید! قبل از ازدواج ! بعد از ازدواج!!! بعد از طلاق!!!
لذا این عوامل باعث شده که مسایل و مشکلات کودکان در ایران از حالت بهنجار خود خارج شده و نیازمند عزم و اراده ملی و همگانی برای جبران مافات خود باشد.
اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
با توجه به دغدغه ی کنونی بشر، کرامت انسانی و حفظ حقوق بشر می باشد، به نظر می رسد انجام این تحقیق بنیادین بتواند به یکی از مسایل پاسخ دهد و با توجه به خلاء ها و ضعف هایی که در این زمینه وجود دارد، بتوان با پیشنهاد راه حل های مختلف و استفاده از نظر قانونگذاران وحقوق دانان کشور های مختلف به پیشبرد این هدف کمک کرد. از طرف دیگر ارتباط بررسی آسیب های معنوی کودکان در حقوق ایران، جز مباحثی است که در حقوق کمتر به آن پرداخته شده است، به طوری که ادبیات حقوقی در این زمینه از غنای کافی برخوردار نمی باشد. مسأله ی حمایت از کودکان از طریق نگاه قانونگذار از مهمترین مباحث حقوقی یک کشور می تواند باشد، زیرا هر آنچه را که قانون تأیید کند به نوعی همگان مجبور به رعایت آن می شوند، از این رو باید به این مساله توجه کرد که توجه قانونگذار می تواند بسیاری از نیاز های کنونی جامعه را در این زمینه پاسخ دهد، پس برای توجه قانونگذار به این مساله، ضرورت انجام این تحقیق بیشتر نمود پیدا می کند.

اهداف تحقیق
1- استحکام بنیان خانواده
2- استحکام بنیان حکومتی کشور جمهوری اسلامی ایران
3- اجرای عدالت نه مکتوب کردن عدالت
4- پیشگیری از آسیب های معنوی کودکان از طریق ارایه ی الگوهای تربیتی

سؤالات و فرضیه‏های تحقیق
سوال های تحقیق
1- ارتباط آسیب های معنوی کودکان با سیاست گذاری های تقنینی به چه صورتی است؟
2- حمایت معنوی کودکان چه تأثیری بر رویکرد اجتماعی آنان می تواند داشته باشد؟
3- علل و عوامل موثر درگسترش آسیب های معنوی کودکان چیست؟
فرضیه های تحقیق
1-ارتباط آسیب های معنوی کودکان با سیاست گذاری های تقنینی رابطه مستقیم دارد.
2- کودکان به عنوان رکن مهم جامعه محسوب شوند و شان آن ها همانند انسان بالغ یکسان و محترم شمرده شود.
3-علل و عوامل موثر درگسترش آسیب های معنوی کودکان
1 . از هم گسیختگی بنیان خانواده
2 . بروز حوادث تاثیر گذار در روند زندگی
3 . طلاق یا مرگ یکی از والدین
4 . حضور افراد بیگانه در لباس ناپدری و نامادری
5 . فقر شدید مالی
6 . فقر فرهنگی
7 . نبود وضعیت شغلی مناسب
8 . نبود فرصت تحصیلی
9 . تعداد زیاد فرزندان خانواده
10 . سرگردانی یا آوارگی
11 . سرکوبی نیاز های اولیه ی کودکان
12 . سرکوبی آمال و آرزوهای کودک
فصل
اول

مفهوم شناسی

در این فصل و در ابتدای رساله پیش رو به بیان و بررسی مفاهیم اولیه مورد نیاز در پژوهش حاضر پرداخته و در ذیل مفاهیمی همچون کودک و ارکان کودک انگاری، بزه، حقوق، آسیب، آسیب شناسی و … را مورد بررسی و تبیین قرار می دهیم:

1-1 کودک
کودک به معنای انسانِ کم سِنی است که هنوز بزرگ و بالغ نشده است. واژه بچه (اگر به معنای فرزند نباشد) نیز بیش‌تر به همین معنا به کار می‌رود. واژه شیرخوار، معنایی خاص‌تر دارد و صرفاً به دوره شیرخوارگی کودک گفته می‌شود. نوزاد نیز به دوره شیرخوارگی و اندکی پس از آن اطلاق می‌شود. (دهخدا، 1375، یل واژه کودک) در عربی، واژه‌های طفل ( اسماعیل بن حماد جوهری، 1376، ذیل واژه طفل) و صغیر (همان، ذیل واژه “صغر” و محمدبن یعقوب فیروز آبادی، 1412ه.ق، ذیل واژه صغر)  مترادف کودک، واژه رضیع به معنای شیرخوار، ( خلیل بن احمد، 1409ه.ق، ذیل واژه “رضع” ) و واژه صبیّ نیز گاه به معنای کودک (همان ، ذیل واژه صیو)   و گاه به معنای شیرخوار است.  (محمد بن بعقوب فیروزآبادی، ذیل واژه “صبو” )
در نظام‌های حقوقی گوناگون، کودک با معیارهای متفاوتی تعریف شده است. در اغلب نظام‌های جدیدِ حقوقی، تعریف کودک ناظر بر سن انسان است و سن، تنها عامل تمایز دوره کودکی از بزرگسالی است؛ ولی در فقه و حقوق اسلامی، پایان کودکی، ناظر بر بلوغ فرد است که مراد از آن، آغاز مرحله‌ای از زندگی است که از یک‌سو، با پدیدآمدن برخی دگرگونی‌های جسمی، از جمله شکوفایی غریزه جنسی، آمادگی توالد و تناسل به وجود می‌آید و از سوی دیگر، قوای عقلی، ادراکی و روانی رشد می‌یابد. بالغ شدن، معیار ورود از دوره کودکی به بزرگسالی است و سن فقط یکی از اَماره‌های بلوغ است. (حسن امامی، 1368، 244-245)
تعیین تقنینی مرز میان بزرگسالی و کودکی در قلمرو حقوق از اهمیتی اساسی برخوردار است. امروزه به دلیل پذیرش جهانی اصل حمایت ویژه از کودکان در تمامی حوزه ها، نوع رویکرد قانونگذار به این تعریف، آثار و تبعات مثبت و منفی زیادی می تواند به دنبال داشته باشد. (سید محسن نجفی ابرندآبادی، 1382 ) به طوری که میتوان گفت در حوزه حقوق، تعیین سن طفولیت از سه جنبه مهم است:
الف- تعیین سن معینی به عنوان سن مسئولیت کیفری، سبب می گردد که افراد بعد از رسیدن و گذر از آن سن، جزو تابعان حقوق کیفری شناخته شده و در صورت عبور از محدوده های کیفری ممنوعه واثبات مجرمیت آنها مشمول مجازات ها و اقدامات تامینی و تربیتی قرار گیرند.
از سوی دیگر “اطفال بزهکار” به دلیل ویژگی های خاص روانی و اجتماعی، از طریق “دادرسی ویژه” و متفاوت با افراد بزرگسال محاکمه شده و متفاوت با افراد بزرگسال محاکمه شده و مشمول واکنش های اجتماعی خاص می گردند.
ب- در قلمروی “بزه دیدگی” اطفال نیز، تعیین سن طفولیت ضروری است، زیرا جرم انگاری های خاص در راستای حمایت از اطفال بزه دیده و تشدید مجازات افرادی که بر روی کودکان مرتکب جرم می شوند، مستلزم تمایز بزرگسالی از طفولیت و شناسایی افراد خاصی به عنوان کودک، توسط قانون گذار است. همچنین امروزه به دلیل پیش بینی مولفه های حمایتی در فرآیند کیفری برای اطفال بزه دیده به نوعی دادرسی ویژه اطفال بزه دیده نیز شکل گرفته است که بهره مندی کودکان بزه دیده از امتیازات آن مستلزم تعیین سن بزه دیدگی است.
ج- در عرصه حقوق مدنی نیز تعریف “طفل” و تفکیک او از فرد بزرگسال دارای آثار و تبعات گوناگونی است. فرد در دوران طفولیت از یکسری حمایت های خاص برخوردار است که بسیاری از آنها را بعد از پشت سرگذاشتن کودکی از دست می دهد، به عنوان مثال می توان از حضانت و نگاه داری اطفال نام برد که بعد از اتمام دوران کودکی، این تکلیف ساقط می گردد و والدین هیچ تکلیفی نسبت به نگاه داری و حضانت از اطفال ندارند. همچنین شخص بعد از رسیدن به سن بزرگسالی و گذراندن دوران طفولیت ، شایستگی پذیرش تکلیف و انجام دادن برخی اعمال حقوقی را بدست می آورد.
1-1-1ارکان کودک انگاری
1-1-1-1 آغاز کودکی
از مباحث مهم در زمینه حقوق کودک مسأله آغاز کودکی است. از قدیم الایام این سؤال برای فقهاء و حقوقدانان مطرح بوده است که با چه فرآیندی کودکی آغاز می گردد؟ به تعبیر دیگر از چه زمانی انسان از حقوق مدنی و سایر حقوق برخوردار می گردد؟ آیا شکل گیری نطفه برای آغاز کودکی کافی است؟ یا جنین وقتی صلاحیت دارد طرف حق قرا ر گیرد، که قابلیت زیست پیدا کند؛یعنی بتواند در خارج از رحم مادر زندگی کند؟ یا زنده متولد شدن جنین مبدأ کودکی است؟ حقوقدانان مسلمان در زمینه آغاز کودکی اتفاق نظر ندارند .
در یک جمع بندی نظریات ارایه شده را می توان در سه نظریه 1- زنده متولد شدن 2- قابلیت زیست مستقل 3- شکلگیری نطفه، جمعبندی کرد.
آغاز کودکی با زنده متولد شدن جنین
براساس این نظریه، اصولاً وجود کودک از لحاظ حقوقی با تولد او آغاز می گردد. از این تاریخ است که او طرف حق قرار می گیرد و از حقوق مدنی و سایر حقوق برخوردار می شود. چه بسا جنین از منظر زیست شناسی موجود مستقل به شمار آید، اما تا هنگامی که زنده متولد نگردد، شخص مستقل به شمار نمی آید و نمی تواند واجد حق و تکلیف باشد . با وجود این، با عنایت به مصلحت جنین ممکن است حتی قبل از تولد دارای حق گردد، مشروط بر اینکه زنده به دنیا آید . از این رو، اگر به نفع او وصیت شود، حقی برای او ایجاد میگردد و ارث می برد. البته این حق متزلزل است؛ و هنگامی مستقر و پایدار می شود که او زنده متولد گردد (صفایی، قاسمزاده، ص 39-40)
نظریه ارث بردن جنین در صورت زنده متولد شدن مبتنی بر روایات مأثوره از معصومین علیهم السلام است . صاحب جواهر معتقد است که اجمال منقول و محصل و نصوص مستفیض، که برخی از آنها صحیح هستند، بر آن دلالت دارد )نجفی، 17/ ص586)
امام باقر(ع) در پاسخ از سؤال حکم بن عتبه در زمینه جنینی که سقط شده و استهلالی هم نسبت به حیات او صورت نپذی رفته است، فرمود: “اگر تحرک بیّن و روشنی داشته باشد ارث می برد چه بسا عدم فریاد او به دلیل اخرس بودن او باشد” (حر عاملی، ص586) مفاد این روایت را ابوبصیر از امام صادق (ع) نیز نقل کرده است.
مرحوم حر عاملی در کتاب “الفرائض و المواریث” با جمع آوری یازده روایت بابی را با عنوان ” ان الحمل یرث و یورث اذا ولد حیاً و یعرف بان یصیح أو یتحرک حرکۀ اختیاریۀ و لما یرث من دون ذلک و حکم میراث الدیه ” گشوده است. فقهای امامیه برای احراز زنده متولد شدن جنین، ، علائمی مانند حرکت دادن اعضاء یا فریاد زدن را ذکر کرده اند، مع الوصف تصریح کرده اند که علائم حیات به این امور محدود نمی شود؛ چه بسا جنینی به دلیل لال بودن قادر به فریاد زدن نباشد یا جنینی به جهت فلج بودن قادر به حرکت دادن اعضای بدن نباشد. از این رو، باید زنده بودن جنین ثابت شود و صرف ارتعاش طبیعی نمی تواند دال بر حیات باشد (شهید ثانی، 8/ص210) فقهای امامیه با استناد به عمومات دال بر جواز وصیت معتقدند وصیت برای حمل و جنین موجود صحیح است (خوانساری، 4/ص59) که با زنده متولد شدن جنین مستقر می گردد(شهید ثانی6/ص236)؛ و دیگر فقهاء نیز هر یک بنحوی آن را پذیرفته اند. (حلی، ص115، خوانساری، 4/ص59، امام خمینی، 25/ص334)
در قانون مدنی، به تبعیت از فقه امامیه، در ماده 957ق.م مقرر کرده اند که “حمل از حقوق مدنی متمتع می گردد، مشروط بر این که زنده متولد شود”. دکتر حسن امامی در تبیین مبنای مذکور معتقد است جنین چون دارای وجود مستقلی نیست و در خارج با مادر متحد است، در عداد افراد انسان طبیعی به شمار نمی آید، مگر آنکه زنده متولد شود . (امامی، 4، ص152) همچنین قانونگار قانون مدنی در ماده 875 ق.م در مینه ارث می گوید ” شرط وراثت زنده بودن در حین فوت مورث است، و اگر حملی باشد در صورتی ارث می برد ک نطفه او حین الموت منعقد بوده و زنده هم متولد شود، هرچند فورا پس از تولد بمیرد”. براساس این ماده زنده متولد شدن، کاشف از داشتن اهلیت تمتع در زمان انعقاد نطفه (امتزاج اسپرم و اوول ) است. بنابراین چنانچه جنین مرده به دنیا آید، معلوم می شود که دارای اهلیت تمتع در هیچ زمان نبوده است. (همان) به تعبیر دیگر باید وجود جنین و زنده بدنیا آمدن او را احراز کرد . از ماده 875 ق. م. استفاده می شود که در صورت تردید در وجود جنین، اصل، عدم انعقاد نطفه است . از این رو، وجود او نیازمند به اثبات از طرقی چون اقرار و سایر ادله اثبات دعوی می باشد. به هرحال زنده متولد شدن، اگر چه برای مدت زمان بسیار کوتاهی باشد، ملاک آغاز کودکی و بهره مندی از حقوق مدنی تلقی شده است . همچنین چنانچه نسبت به حیات جنین بر زمان تولد تردید نمائیم، نمی توان با اصل استصحاب آغاز کودکی او را احرا ز نمود، زیرا مستصحب و متیقن حیات جنین وابسته به مادر است، درحالیکه مشکوک، حیات مستقل از مادر است . درصورتیکه حمل در دوران جنینی زنده باشد و در اثنای تولد بمیرد مانند اینکه پس از خروج سر و گردن و سینه و دستها و پیش از خروج از شکم و باسن و پاها بمیرد، نمی توان گفت که حمل زنده متولد شده است. از این رو، آغاز کودکی تحقق نیافته است، زیرا آنچه در ذهن از زنده متولد شدن متبادر می شود اینست که جنین با تمام اعضاء و جوارح با حرکت کاشف حیات خارج شده باشد. مؤلف ریاض المسائل در این زمینه ادعای عدم خلاف کرده است.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

نظریه آغاز کودکی با قابلیت زیست در خارج از رحم یا آزمایشگاه
در حقوق رم و فرانسه زنده به دنیا آمدن جنین برای دارا شدن شخصیت و حق کافی نیست، بلکه او باید قابل زنده ماندن نیز باشد . پس اگر جنین زنده به دنیا آید، اما به علتی قابل زنده ماندن نباشد و به فاصله کمی بمیرد، نمی تواند حقوقی داشته باشد ( به نقل از صفایی، قاسم زاده، ص140) ماده 30 قانون مدنی اسپانیا برای اهلیت تمتع حمل شرط نموده که طفل باید به صورت انسانی باشد و بیست و چهار ساعت تمام خارج از رحم بماند. (امامی، 4/ صص153-152) در حقوق آمریکا قابلیت زیست هنگامی تحقق می یابد که جنین بتواند در خارج از رحم مادر زندگی کند و کارشناسان طب نیز برآنند که این حالت در هفتمین ماه آبستنی پیش میآید (صفایی، قاسمزاده، ص 43).
آغاز کودکی، برای جنین آزمایشگاهی زمانی است که او بتواند به طور مستقل در خارج از محیط آزمایشگاه زنده بماند. براساس این نظریه شخصیت و اهلیت جنین آزمایشگاهی وقتی کامل است که پس از خارج کردن از محیط آزمایشگاهی قابلیت زیست داشته باشد.
دکتر شهیدی در زمینه جایگاه این نظریه در حقوق اسلامی می نویسد: “به نظر فقهای اهل تسنن و برخی از فقهای امامیه فقط زنده متولد شدن طفل شرط کافی برای وراثت او نیست، بلکه لازم است علاوه بر زنده متولد شدن استعداد باقی ماندن هم داشته باشد” (شهیدی، ص33).

آغاز کودکی با شکلگیری و انعقاد نطفه
از جمله نظریات آغاز کودکی، نظریه ای است که انعقاد نطفه را آغاز کودکی دانسته است. انعقاد نط فه عبارت است از قرار گرفتن سر اسپرماتوزوئید در اوول که در انسان پس از مدت کوتاهی از زمان ورود نطفه مرد در رحم زن تحقق می یابد، و از آن زمان به بعد تقسیم و تکثیر سلولی مراحل تکامل جنین شروع میشود.
برخی از فقهای معاصر بر این باورند که قرآن کریم در زمینه آغ از کودکی به صراحت سخنی به میان نیاورده، امّا در برخی از آیات لفظ طفل به صراحت آورده شده است(حج/ 15، مومنون/714-712، مومن/67) . توجه خاص قرآن به مراحل تکامل نطفه در رحم مبین پذیرش نظریه آغاز کودکی از زمان انعقاد نطفه است، هرچند هنوز روح در آن دمیده نشده باشد ؛ چه، نطفه در زمان انعقاد قابلیت دمیدن روح را پیدا کرده است، و می توان آن را انسان بالقوه به شمار آورد . بنابراین وضع احکام وضعی و تکلیفی مبنی بر حمایت از جنین در مراحل مختلف تنها از این طریق قابل پذیرش و توجیه است. به تصریح فقهاء در بحث ارث، چنانچه ب عد از زمان انعقاد نطفه مورث فوت کند، حملی که در زمان فوت مورث نطفه اش منعقد شده باشد، جزء وراث محسوب می شود . همچنین در باب وصیت تصریح کرده اند که وصیت بر حمل صحیح است، هرچند روح در آن دمیده نشده باشد، به شرط اینکه زنده متولد شود . بنابراین فقهاء حقوق مدنی ر ا بر انعقاد نطفه مترتب کرده اند نه دمیده شدن روح . بدین جهت نباید تصور کرد که آغاز کودکی با دمیدن روح است (موسوی بجنوردی، ص28). به تعبیر دیگر هر چند زنده متولد شدن حمل شرط وراثت اوست، امّا مبدأ وراثت حمل و جنین، زمان انعقاد نطفه اوست نه زمان پس از تولدش، یعنی مبدأ حقوقی کودک انعقاد نطفه است.
در تبیین نظریه مذکور چه بسا گفته شود متون و منابع روایی تربیتی برای دوره جنینی چنان جایگاهی قائل شده اند که سعادت و شقاوت انسان را به دوره جنینی منتسب کرده اند، چنان که می فرماید: ” السعید سعید فی بطن امه و الشقی شقی فی بطن امه” (حقس،1/ص104) بنابر این از نظر تربیتی جنین دارای وجود مستقل است. از منظر روانشناسی رشد حمل بیش از تولد سه مرحله را طی می کند: 1- مرحله نطفه ای که از زمان لقاح شروع می شود و تا 14روز طول می -کشد و حمل در این مرحله به شکل توده سلولی در می آید . 2- مرحلۀ رویانی که تا پایان هفته هشتم طول می کشد و توده سلولی به جنین رویانی تبدیل میشود. 3- مرحلۀ جنینی که از اواخر ماه دوّم تا لحظه تولّد را در برمی گیرد (هاشمیان، صص 18-11).م رحله نخستین جنین انسان بالقوه به شمار میآید.
خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: ” اوست خدایی که شما را از خاک (ناچیز) بیافرید و سپس از قطره آب (نطفه) و آنگاه از خون بسته (علقه) سپس شما را از رحم مادر طفل بیرون آورد تا آن که به سن رشد و کمال برسید و باز پیر و سالخورده شوید و برخی از شما پیش از سن پیری وفات کنید و همه به اجل معین خود، مگر قدرت خدا را تعقل کنید” (حج/5). مراحل رشد قبل از تولد عبارتست از 1- نطفه، 2- علقه، 3- مضغه 4- استخوان و گوشت، 5-دمیده شدن روح که آغاز و مبدأ وجود زیستی و حقوقی آدمی همان انعقاد است. کاربرد واژه طفل در قرآن کریم برای جنین از وجود نسبتاً مستقل جنین حکایت دارد.
اما ادله مذکور قابل تأمل است، زیرا چنانچه اطلاق طفل به معنای شخصیت مستقل حقوقی جنین می بود، حقوق پیش بینیشده متزلزل نبود . آموزه های تربیتی، مبنی بر اناطه سعادت و شقاوت به وضعیت دوره جنینی، از تأثیرپذیری تربیتی جنین حکایت دارد . حتی پذیرش وجود مستقل تربیتی برای جنین با وجود مستقل حقوقی او ملازمه ندارد . چنانچه برخی توصیه های تربیتی در زمینه گزینش همسر یا زمینه های روحی و ذهنی برای آمیزش، قبل از شکلگیری نطفه نوعی پیشگیری از آسیبهای جسمی، روانی و اخلاقی است. پیش بینی دیه برای سقط جنی ن قبل از دمیده شدن روح، خود بیانگر اهتمام شارع به حفظ وجود زیستی وابسته به مادر جنین است نه وجود انسانی او . از آنجائیکه جنین وجود مستقل از مادر ندارد و در خارج با او متحد است، وجود مستقل حقوقی به شمار نیامده، و واجد حق و تکلیف نیست . با وجود این، با عنایت ب ه مصلحت جنین، ممکن است حتی قبل از تولد حق متزلزلی داشته باشد، اما وقتی مستقر و پایدار می گردد، که او زنده متولد شود . وصیت و ارث نیز از این مقوله اند. از طرف دیگر فقهای امامیه وقف بر جنین را صحیح نمی دانند(نجفی، همان، ج28، ص27) ، هر چند برخی از فقهای معاصر بطلان وقف را قابل تأمل دانسته اند (خوئی، 2/ص235). مع الوصف نباید وقف بر جنین را همانند وصیت بر جنین دانست،چه، تملک جنین در وصیت برای آینده است، امّا وقف برای زمان حال صورت می پذیرد، و عدم قابلیت تملک بالفعل عین یا منفعت جنین یا در حکم معدوم تلقی نمودن او موجب شده است که فقهای امامیه وقف بر جنین را باطل بدانند . بطلان وقف بر جنین می تواند به عنوان مؤید نظریه آغاز کودکی از زمان تولّد مورد توجه قرار گیرد.

2-1-1-1 پایان کودکی
همچنانکه ذکر شد ناتوانیهای کودک ایجاب می نماید که از او مراقبت و حمایت شود .سؤال اساسی اینست که کودکی با چه فرایند جسمی، روانی و فکری به انجام می رسد .بدون تردید مرحله گذر کامل از کودکی در همۀ امور و زمینه ها، مرحله ای است که کودک با تحول کیفی روبروست . این تحول کیفی باید همه ابعاد وجودی او یعنی توانایی جسمی، جنسی و عقلی را شامل شود . عناوینی چون تمییز، بلوغ و رشد هر یک معرّف نوعی تحول کیفی به شمار میآیند. کدامیک از آنها مرحله خروج از کودکی هستند؟
تمییز، مرحله ای از کودکی
تمییز تحولی است کیفی در قوای ادراکی کودک که قبل از بلوغ و نزدیک آن پدید می آید. در این مرحله کود ک قدرت تشخیص نسبی را به دست می آورد (شهید ثانی، ص 243). هرچند تمییز یک تغییر کیفی محسوس را در کودک به دست می دهد، نمی توان آنرا فرآیند خارجکننده انسان از مرحله کودکی به شمار آورد . چه، با اینکه در این مرحله قوه عاقله و استعداد عقلانی کودک تا حدودی پرورش یا فته است، که سود و زیان را باز می شناسد و عقود و ایقاعات را نسبتاً تشخیص می دهد و تا حدودی آثار آنها را درک میکند، اما هنوز به کمال نهایی و شایسته خود نرسیده است، و همچنان نیازمند به پرورش، حمایت و مراقبت است. بدینجهت مشهور فقیهان کودک ممیز را از انجام معا ملات دارای اهمیت محجور دانسته اند.
انجام کودکی در امور غیر مالی
بلوغ مرحله ای از حیات زیستی است که در توانایی جنسی انسانی تحولی کیفی رخ میدهد بدینجهت لغت شناسان در تعریف بلوغ نوشته اند: « البلوغ نضج الوظائف الجنسیه» یعنی بلوغ شکوفایی و کمال اعضای تناسلی است (ابراهیم مصطفی، 1/ص70) بنابراین بلوغ عبارت است از شروع فعالیت جنسی که اعضای تناسلی بتوانند وظایف تولیدمثل خود را
انجام دهند . در آیات متعددی از قرآن کریم به مسأله بلوغ پرداخته شده است، چنانکه در سوره نورمی فرماید1 وقتی کودکان به حد حلم رسیدند، باید از شما ان بگیرند. لغتشناسان «حلم» و «احتلام» را به معنای جماع در حال خواب دانسته اند (مرتضی زبیدی، 8/ص355).
برخی از فقهاء استعداد و قابلیت جنسی برای خروج منی را حد حلم دانسته اند (نجفی،26/ص11). بنابراین کودکی که قوای جنسی او به حدی رسیده است که تحریک می شود، باید در هنگام ورود از شما اجازه بگیرد و بدون اجازه وارد نشود.
مفسران رسیدن به حد حلم را همان بلوغ دانسته اند. چنانکه در آیه “والین لم یبلغوا الحلم منکم ثلاث مرات…” (نور/89) مراد کودکانی هستند که هنو به حد بلوغ جنسی نرسیده اند و در آیه 6 سوره نساء خداوند متعال در مینه بلوغ می فرماید: یتیمان را تا سر حد بلوغ نکاح آزمایش کنید . اگر آنان را رشید یافتید، اموالشان را در اختیارشان قرار دهید2 . در این آیه، از بلوغ با عنوان بلوغ نکاح یاد شده است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شیخ طوسی در تفسیر تبیان معتقدند مراد از بلوغ نکاح توانایی بر مجامعت است نه احتلام فعلی، زیرا برخی از مردم محتلم نمی شوند یا با تأخیر محتلم میشوند(طوسی، 3/ص116). مؤلف مجمع البیان نیز به این معنی اشاره کرده است (طبرسی،3/ص9). امام فخر رازی آنرا به معنای احتلام دانسته است (فخر رازی،9/ص188). محقق خوانساری آنرا به معنای شأنیت نکاح نه فعلیت آن دانسته است (موسوی خوانساری،3/ص364). بنابراین مراد از بلوغ نکاح توانایی بر وطی و انزال و قابلیت تولیدمثل است نه نفس خروج منی از موضع آن و احتلام بالفعل، بلکه خروج منی علامت و نشانه وجود آن قابلیت است.
در آیۀ 152 سوره انعام نیز می فرماید3 : به مال یتیم نزدیک نشوید مگر به روشی که آن بهتر است تا به حد رشد و کمال برسد . برخی مفسران بر این باورند که بلوغ اشد رسیدن عمر انسان به مرحله ای است که از نظر بدنی نیرومند و استخوانبندی او کامل شود و آثار کودکی زایل گردد، که از سن 18 سالگی شروع میشود و تا سن کهولت ادامه دارد (طباطبایی، 11/ ص118).
مراد از بلوغ اشد همانا تکامل جسمی، جنسی و رشد است . از این رو، بلوغ اشد مرتبه اعم از بلوغ النکاح و بلوغ الحلم است، که در آیات ابتلاء و استیذان بر بلوغ جنسی دلالت داشتند. در برخی از آیات مرحله رسیدن به بلوغ اشد را پس از مرحله کودکی قرار داده است4 (مرعشی،ص16). بنابراین از نظر قرآن کریم بلوغ را باید خروج از کودکی و انجام آن تلقی کرد.
در روایات نیز به انقطاع یتم یا پایان کودکی تصریح شده است، چنانکه در روایت هشام از امام صادق (ع) آمده است که آن حضرت فرمود: 5پایان و انجام کودکی کودک با احتلام است که همان اشد او است و اگر محتلم گردید و ایناس رشد از او نگردید و سفیه و یا ضعیف بود، ولی او مالش را نگه می دارد و در اختیار او قرار نمی دهد. بنابراین فرآیند احتلام مرحله گذر از کودکی تلقی شده است . در روایت صحیح علی بن جعفر(ع) از امام موسی کاظم (ع) آمده است 6:
از امام موسی کاظم (ع) سؤال کردم که کودک در چه زمانی یتیم نیست؟ فرمود : وقتی که محتلم گردد و به گرفتن و عطاء آشنا شود . در این روایت مسأله بلوغ و رشد در نقل و انتقال دو ملاک خروج از کودکی در تمامی امور تلقی شده است . روایتی نیز از نبی اکرم(ص) نقل شده است که آن حضرت در وصیت به امام علی (ع) فرمود: “یاعلی لا یتم بعد الاحتلام” (حرعاملی، 1/ص32) بنابراین بلوغ جنسی و زیستی موجب خروج از کودکی کسی تلقی شده است که پدر خود را از دست داده است . معالوصف در برخی از روایات، سن اماره بلوغ تلقی گردیده است . چنانکه در صحیحه حمران (کلینی،7/ص197) سن 15 سالگی در
پسران و 9 سالگی در دختران و موثقه عبدالله بن سنان (حر عاملی،13/ص431) سن 13 سالگی در پسران و 9 سالگی در دختران، و موثقه عمار ساباطی (شیخ طوسی،2/ص381، شیخ طوسی، 1/ص408) سن 13 سالگی در پسران و دختران، و در روایت ابوحمزه ثمالی (حرعاملی، 13/ص43) 13 و 14 سال در پسران نشانه و اماره بلوغ به شمار آمده است. از مجموع روایات درمی یابیم بلوغ جنسی، که شرط خروج از کودکی است، در افراد مختلف متفاوت است.
از این رو، بلوغ را باید موضوعی خارجی و طبیعی دانست، که شارع آنرا ملاک خروج از کودکی به شمار آورده است . بدینجهت مرحوم محمد حسن نجفی در جواهر الکلام می نویسد: ” بلوغ عبارتست از انتقال کودکان از حالت کودکی به حد کمال و رسیدن به حد مردان و زنان” (نجفی، 26/ص4)

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید