1ـ 3 .تبار شناسی مسأله29
1-3-1. چیستی احیاگری دینی30
1-3-2. ویژگی احیاگر تفکّر دینی31
1-3-3. احیاگری دینی در اسلام32
1-3-4. امام محمد غزالی و احیای علوم دین35
1-3-5. فیض کاشانی36
1-3-6. سید جمال اسد آبادی و عصر جدید37
1-3-6-1. دو امتیاز ویژه سید جمال40
1-3-6-2. دردهاى جامعه اسلامی در اندیشه سید جمال42
1-3-6-3. چاره دردها در نگرش سیدجمال42
1-3-7. اقبال لاهوری و احیاءِ تفّکر دینی دراسلام46
1-3-8. تلاش های اولیه برای احیاء و اصلاح اندیشه دینی در ایران48
1-3-9. رویکردهای احیاگرانه آیت الله طالقانی51
1-3-10. استاد مطهری در سلسله محییان52
1-3-10-1. رویکردهای احیاگرانه استاد مطهری53
1-3-10-2. خلاصه عملکردهای احیاگرانه استاد مطهری55
1-3-11. امام خمینی «ره» و شیوه احیای تفکر دینی55
1-3-11-1. علل انحطاط دینی در اندیشه امام خمینی«ره» 56
جمع بندی فصل اول 61

فصل دوم:مبانی معرفت شناختی دینی در اندیشه آیت الله طالقانی62
2 ـ 1 : روش های معرفت شناختی دینی63
مقدمه :63
2 ـ 1 ـ 1 : جایگاه معرفت علمی تجربی ایشان در معرفت دینی63
2-1-1-1. ماهیت مطالعه تجربی دین64
2-1-1-2. ویژگی های معرفتی مطالعه تجربی64
2-1-2. جایگاه روش عقلی ایشان در حوزه معرفت دینی70
2-1-3. جایگاه معرفت شهودی عرفانی ایشان در حوزه معرفت دینی74
2-1-4. جایگاه روش اجتهادی فقاهتی ایشاندر معرفت دینی76
2-1-5. جایگاه روش نقلی تفسیری ایشان در معرفت دینی78
2-1-5-1. ویژگی های تفسیر پرتو از قران79
2-1-6. جایگاه روش تاریخی تطبیقی ایشان در حوزه معرفت دینی79
2-2. بررسی با رویکرد رابطه شناختی در اندیشه آیت الله طالقانی 82
2-2-1. دین و سیاست82
2-2-2. دین و اقتصاد85
2-2-3. دین و اخلاق89
2-3. آسیب شناختی معرفت دینی دراندیشه آیت الله طالقانی91
جمع بندی فصل دوم:98
فصل سوم:مبانی معرفت شناختی دینی در اندیشه استاد مطهری99
3-1. بررسی با رویکرد روش های معرفت شناختی100
3-1-1. جایگاه معرفت علمی تجربی استاد در معرفت شناختی دینی100
3-1-2. روش معرفت عقلی فلسفی استاد در حوزه معرفت دینی105
3-1-2-1. عقل در نگاه استاد مطهری :106
3-1-2-2. رابطه عقل و دین در نگاه استاد مطهری107
3-1-2-3. اصالت معرفت‏ عقلى‏ در اسلام‏109
3-1-3. جایگاه معرفت شهودی عرفانی استاد در حوزه معرفت دینی111
3-1-3-1. نسبت عرفان با اسلام در اندیشه استاد مطهری114
3-1-4. جایگاه روش اجتهادی فقهی استاد در حوزه معرفت دینی115
3-1-4-1. اجتهادِ ممنوع‏116
3-1-4-2. اجتهادِ مشروع‏117
3-1-5. جایگاه روش نقلی روایی استاد در معرفت دینی120
3-1-5-1. ویژگی های روش تفسیری استاد مطهری 121
3-1-6. جایگاه روش تاریخی تطبیقی استاد در معرفت شناختی دینی123
3-2. بررسی مبانی استاد با رویکرد رابطه شناختی126
3-2-1. دین و سیاست126
3-2-1-1. نوع رابطه دین و سیاست از دیدگاه استاد مطهری127
3-2-1-2. الگوی حکومتی استاد مطهری130
3-2-2. دین و اقتصاد131
3-2-2-1. ویژگی های نظام اقتصاد اسلامی در اندیشه استاد مطهری134
3-2-2-2. اهداف نظام اقتصادی134
3-2-3. دین و اخلاق134

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3-2-3-1. تعریف فعل اخلاقی135
3-2-3-2. دین ، تنها ضامن اجرای اخلاق137
3-3. آسیب شناختی معرفت دینی در اندیشه استاد مطهری 138
جمع بندی فصل سوم :142
فصل چهارم : بررسی تطبیقی در مبانی معرفتی دو متفکّر143
4-1. تشابه های دو اندیشه :144
4-1-1. تفکر احیا گرایانه144
4-1-2. انقلاب محوری146
4-1-2-1. نقش آیت الله طالقانی در تثبیت نظام جمهوری اسلامی146
4-1-3. قرآن و سنت مداری148
4-1-4. ضد سکولاریستی بودن ( مخالف جدا انگاری دین و دنیا )149
4-1-5. زمان گروی و تحجّر ستیزی در حوزه معرفت دینی150
4-2. تمایز های دو اندیشه 153
4-2-1. تمایز در مبانی روش شناختی153
4-2-2. تمایز در مبانی آسیب شناختی156
خلاصه پایان نامه157
نتیجه گیری از موضوع بحث158
فهرست منابع :160

مقدمه و طرح تحقیق

1. تبیین موضوع و بیان قلمرو آن
قصه پر غصه ی « مهجوریت قرآن » و دوری امّت اسلام از تعالیم حیات بخش آن ، حکایت تلخی است از هشدار های مکرّر پیامبر گرامی اسلام «صلی الله علیه وآله وسلّم» و ناشنیدن بسیاری از مسلمانان در طیّ تاریخ و گرفتار آمدن امّت اسلام در گرفتاری ها و سختی های سیاسی ، اجتماعی و دینی . از این رو ، شاه بیت ندای رهایی بخش تمامی صالحان و مصلحان از پیشوایان معصوم «علیه السلام» گرفته تا عالمان و پویندگان حقیقی راهشان ،چنگ زدن به ریسمان محکم الاهی و گرد آمدن بر محور تعالیم زندگی ساز آن بوده است
خود آگاهی و نهضت بیداری در جهان اسلام در سده چهاردهم هجری قمری ، با طرح بازگشت به قرآن از سوی مصلحانی چون سید جمال الدین اسد آبادی از این منطقه آغاز شد . این صداها به گوش ایرانیان رسید و نوشته هایی از این دست به ویژه سخنان شخصیتی آشنا چون سید جمال الدین اسد آبادی و شاگردش محمد عبده در تفسیر المنار ، درمیان خواهان این جریان دست به دست می شد.

از سوی دیگر در ایران، کمونیسم و سوسیالیسم با تعرّض به آموزه های اسلامی و نقد وضعیت مسلمانان، زمینه جوانان را به اردوگاهی غیر دین سوق داده بود. سوسیالیسم که ادعای مساوات و دعوت به جمع گرایی، یا تعدیل بین منافع جمع و فرد، و کنترل دولت و توزیع عادلانه ثروت را مطرح کرده بود، زمینه کافی در بی اعتبار کردن اندیشه اسلامی را در نسل جدید و دانش آموخته دانشگاهی فراهم ساخته بود . از دیگر سو ، مشکلات اجتماعی و اقتصادی که گریبان کشور را گرفته بود ، به این شرائط افزوده بود ، و بستر بهتری برای پذیرش و رشد آن ادعاها و گرایش به این مکتب فراهم می ساخت . شعار های پر طمطراق رفع تضاد طبقاتی، با طرفداری از عدالت و اصلاح اجتماعی و همراه با دعوت به ستیزی آشتی ناپذیر با امپریالیسم ، شعارهای کوچکی نبود که بتوان حریف را از میدان بیرون برد و بیم آن می رفت که دامنه آن گسترش یابد و به اقشار و توده های مردم ، و به ویژه تحصیل کرده که با فقدان متون دینی مناسب و روحانیون مواجه بود ، آگاه ، و در معرض این هجوم قرار داشت ؛ و با آرمان ها و اندیشه های عدالت جویانه و مبارزه با رویارویی با وضع موجود به صحنه آمده بود تا آن را اصلاح کند ، و آن ها را به خود جذب نماید .
نکته دیگر، رشد برق آسای دانش تجربی و کشف راز و رمز طبیعت و چگونگی به خدمت گرفتن آن در آسایش انسان و رواج دموکراسی و آزادی ، جذّابیتی را ایجاد کرد و در میان نسل جدید این پرسش را به وجود آورد که با این همه پیشرفت و پاسخ به سوالات مجهول انسان ، دست یافتن به رفاه و امکانات و تسهیل در زندگی ، دیگر چه نیازی به دین و معنویت است ، دین چه نیازی از جامعه را پوشش می دهد که باید به آن اقبال نشان داد ؟
بدون شک برخوردهای تکفیرگرایانه و سلبی جریان سنّتی و طرح بدبینی و توطئه، پاسخ گوی این پرسش ها و شبهه ها نبود . متفکران و نو اندیشان اسلامی با دو مشکل مواجه بودند : از سویی سنّت گرایان هرگونه اندیشه اصلاحی را بر نمی تابیدند و حتی با خرافات و صورت سازی های دینی به گونه ای تقدیس آمیز و تردید ناپذیر برخورد می کردند و عطش دینی را که پس از استبداد رضاخانی به وجود آمده بود، در جهت درست سوق نمی داند، و از سویی دیگر ، روشنفکران غیر دینی ، تنها راه حلّ مشکلات ملت های شرق را کنار گذاردن دین می دانستند، و از این فرصت برای تحقیر دین و آموزهایش استفاده می بردند . و ابواب مختلف دین را در معرض تهاجم قرار داده و جوانان بسیاری را به سوی خود جذب می کردند . در این شرایط ، بهترین منبع اصلاح در نگرش ، و نشان دادن پویایی دین و ظرفیت پذیری، این کتاب وحی و منبع مورد قبول همه مسلمانان بود ، و همین هم موجب پاسخ گویی و کشانده شدن متفکران اسلامی به مباحث اجتماعی و اقتصادی در حوزه تفسیر شد .
اهمیت آشنایی با دین شناسان جریان احیایی که از سید جمال آغاز می شود و به امام خمینی «ره» و علامه طباطبایی«ره» و استاد مطهری ختم می شود بر کسی پوشیده نیست . مرحوم آیت الله طالقانی از بزرگانی است که ناشناخته مانده که از پدران انقلاب اسلامی به شمار می رود . از سوی دیگر مقایسه معرفت دینی ایشان با استاد مطهری که هر دو در یک عصر زندگی می کردند درس آموز است .
مرحوم طالقانی مانند استاد مطهری اهل فلسفه و عرفان نیست ولی قرآن مدار و نهج البلاغه محور بوده و حرکت انقلابی خویش را بر این محور استوار ساخته، ایشان اهل مبارزه و حماسه و عدالت گرا است در واقع بیشتر در جنبه ی سیاسی و اجتماعی فعالیت داشته و حتی تفسیر پرتو از قرآن ایشان نیز غالب رویکرد اجتماعی به خود گرفته است .
آیت الله طالقانی یکی از پیشگامان نهضت احیاگری و اصلاح دینی و از پیشگامان بازگشت به قرآن و از مروّجان تفسیر اجتماعی در ایران است . وی اندیشه اصلاحی خود را با قران آغاز کرد و گسترش پیامهای دینی و سیاسی خود را با تعلیمات اجتماعی قران عملی می دید . روش او موجی در میان نو اندیشان دینی افکند و درس ها و نوشته هایش درس آموز مصلحان و مبارزان فراوانی شد که براساس این شیوه به دنبال عرضه قران و ارائه آگاهی دینی و معنوی از بُعد اجتماعی بودند .
ایشان نخستین مفسّر فارسی نویسی است که با اهداف و نگاه جدید اجتماعی، نه از موضع تکلیف مدارانه فردی ، که از موضع آگاهی بخش و تحوّل آفرین، به آموزه های قران روی آورد و در پی ارائه پیامهای حیات بخش قرآن بر آمد و فصل جدیدی در دانش تفسیر برای نو اندیشان ایرانی باز کرد .
محورهای مهم آیتالله طالقانی از موضع اصلاحی و دگرگون کردن نگرشِ جامعه به قرآن و آموزهای قرآنی آن است که از سویی هویت بخشی دیگری به جامعه اسلامی بدهد، و از سویی سطح آگاهی جامعه را به وظایف دینی افزایش دهد . لازمه این هدف ، آن است که مسائل دینی را عینی کند و ارزشها، با آموزههای قرآنی تطابق پیدا کند و با ظرفیت اجتماعی و نیاز های انسان معاصر سنجیده شود.
البته نکته قابل توجه اینکه خلأ های موجود در فضای جامعه آیت الله طالقانی را از حیث ارائه ایدئولوژیک دین اسلام و و تبیین آسیب های تئوریک و نظری بنیادین دین و مبارزه با افکار و جریانات التقاطی را شهید استاد مطهری پر می کرد.
2. اهمیت موضوع
مبانی معرفت دینی یکی از مباحث مهم عصرما هست. به ویژه بررسی مبانی معرفتی چهره های ناشناخته ای چون آیت الله طالقانی که تقریبا یک قرن در حوزه معرفت دینی قلم زده و در مقام عمل نیز یکی از پایه گذاران انقلاب اسلامی در کنار امام خمینی «ره» به شمار می رود، از اهمیت بیشتری برخوردار است.
این پایان نامه در صدد است تا مبانی معرفت دینی مرحوم طالقانی را با مبانی استاد مطهری مقایسه کند و ابعاد ناشناخته فکری ایشان را معرفی کند.
3.اهداف تحقیق
یکی از مهم ترین اهداف این پایان نامه ،تبیین مبانی و اصول و روش های معرفت شناختی دین ، خصوصا بررسی اندیشه آیت الله طالقانی و استاد مطهری و مقایسه تطبیقی آن ها بوده و در راستای احیاگری معرفت دینی دنبال ارائه راهکار ها و روش های کارساز در عرصه احیاگری دینی هستیم.
4. پرسشهای پژوهش
سوال اصلی :
1. مبانی معرفت شناختی دین از دیدگاه آیت الله طالقانی برچه اصول وروش هایی مبتنی است ؟
2. مبانی معرفت شناختی آیت الله طالقانی با اندیشه ها و مبانی استاد مطهری چه تمایز ها و اشتراکاتی دارد ؟
سوال های فرعی :
3. علل انحطاط و آسیب شناختی دین در اندیشه آیت الله طالقانی و استاد مطهری چه بوده و درمان این آسیب ها را چگونه تبیین کرده اند؟
4. مبانی رابطه شناختی دینی چون دین و سیاست، دین و اقتصاد، دین و اخلاق از دیدگاه این دو اندیشمند چه هویتی پیدا می کند ؟
5. فرضیه های تحقیق
1. با توجه به آثار موجود ازآیت الله طالقانی خصوصا تفسیر پرتوی ازقرآن ایشان، چنین برداشت می شود که بیشتر متأثراز روش های نقلی، علمی و تاریخی بوده است البته از سایر روش های معرفتی نیز بهره چسته است. فلذا مبانی معرفتی ایشان بر این روش ها مترتب خواهد بود.
2. در مقابل استاد مطهری بخاطر این که بزرگ شده مکتب صدرایی «حکمت متعالیه» بود از بیشتر روش ها در تبیین گزاره های دینی بهره جسته، خصوصا از روش های عقلی فلسفی، عرفانی شهودی، نقلی و در مواردی هم از معرفت علمی به عنوان دفاع از کِیان اسلام استفاده کرده است . فلذا مباحث استاد مطهری به نسبت بنیادین و تئوریک خواهد بود.
3. به خاطر هم عصر بودن و دارای آرمان واحد بودنشان « حاکمیت اسلام » با آسیب های مشترکی نسبت به معرفت دینی مواجه بودند . مثل علل گرایش به مادیگری ، تحجّر و…
4. نسبت به مبانی رابطه شناختی دینی رکن مشترکی داشتند و آنهم «حاکمیت الله» بوده و دین را در سیاست و اقتصاد و اخلاق لازم و ضروری می دانستند.
6. روش و منابع تحقیق
تحقیق حاضر از روش تحلیلی ، تطبیقی و تاریخی تبیین شده و از مطالعه متون متعدد دینی و هم چنین مقالات موجود در این راستا شکل گرفته است .
عمده منابع پایان نامه : آثار آیت الله طالقانی و آثار استاد مطهری و آثار تاریخ انقلاب اسلامی می باشد.
7. پیشینه پژوهش
این موضوع تاکنون به صورت کتاب یا رساله و حتی مقاله مورد بحث جدی قرار نگرفته است ، هرچند معرفت دینی معاصر و شخصیت های دیگری هم چون مبانی معرفتی امام خمینی (ره) و استاد مطهری تا حدی مطرح بودند، حتی استاد مطهری کتابی با عنوان «احیای تفکر اسلامی» دارند و از اندیشمندان بزرگی نسبت به موضوع احیاگری دینی و معرفت دینی کتاب و مقاله موجود است ولی تا حال مبانی احیاگری گری و معرفت شناختی آیت الله طالقانی بصورت مستقل و تطبیقی بررسی نشده است.
8. ضرورت انجام تحقیق:
کشف و تبیین میراث فرهنگی به ویژه کشف پشت صحنه های معرفتی انقلاب اسلامی ایران و بیان چهره های ضرورتی انکار نا پذیر انقلاب و تبیین هویت معرفتی آن ها می طلبید تا در این راستا به تحقیق و مطالعه و تقریر در بیاییم.
9. سیر بحث:
بحث در این پایان نامه مربوط به « احیای تفکر دینی معاصر » بوده که شخصیت های بزرگی هم چون آیت الله طالقانی و استاد مطهری در به سامان رسیدن انقلاب اسلامی و احیای تفکر دینی در جامعه ایران زحمات زیادی متحمل شدند. حال در این نوشتار بر آنیم که مبانی معرفت شناختی این دو متفکّر را بررسی و به مشترکات و تمایزهای معرفتی آن دو اشاره کنیم .بنابراین پایان نامه موجود از چهار فصل تشکیل شده ، فصل اول: مفاهیم و کلیات بحث ، فصل دوم : مبانی معرفت شناختی دینی آیت الله طالقانی ، فصل سوم : مبانی معرفت شناختی دین از منظر استاد مطهری . ودر فصل نهایی به تمایزات و مشترکات این دومتفکّر اشاره می شود.

فصل اول : مفاهیم و کلیات

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

1- 1 . مفهوم شناسی مسأله :
1-1-1. معرفت :
واژه معرفت در لغت به معنای ادراک مطلب و مطلق آگاهی یافتن است. این واژه در اصطلاح اندیشمندان اسلامی به معنای مطلق علم و آگاهی تفسیر شده است، چه این آگاهی با واسطه باشد و چه بی واسطه و متعلق آن هم چه از امور حسی باشد و چه غیر حسی.1
البته برخی از فیلسوفان بر این نظرند که چون آدمی هر چیزی را با شناخت تعریف می کند، لذا خود شناخت یا معرفت قابل تعریف نیست. شناخت را فقط به صورت شرح الاسمی می توان تعریف کرد نه به صورت منطقی.2
استاد مطهری در این زمینه می گوید : تا موقعی که محتوای شناخت کاملا دانسته نشود نمی شود روی تعریفش بحث کرد. البته معرفت شناسان جدید در تعریف معرفت گفته اند: «باور صادق موجَّه» ؛بنابراین معرفت دینی حاصل کاوش موجه در مدارک حجت دین است.3
1-1-2. دین :
واژه دین در لغت به معنای انقیاد، فروتنی، فرمانبرداری،‌ جزا، حساب و تسلیم است4. این واژه در قرآن نیز در معانی بسیاری بکار رفته است، از جمله ؛ اطاعت ، جزا و پاداش ، ملک و سلطنت ، شریعت و قانون ، اعتقادات و… 5.
مفاهیم نظری به ویژه مفاهیمی که با انسان ارتباط دارند بطور عمده در معرکه ی آرا قرارمی گیرند؛ مفهوم دین نیز از این وضعیت استثنا نیست.به همین دلیل همواره در میدان نظرات مختلف قرار داشته است و تاکنون به توافق مشترک تحویل نیافت.

شهید مطهری دین را این گونه تعریف می کند:«دین عبارت است از اعتقاد و دل بستگی انسان به حقایقی که هم ما ورای فردی و هم ماورای مادی دارد؛ به طوری که این اعتقادات زیر بنای فکری و عقیدتی انسان و جهت گیری های زندگی دنیایی وی را فراهم می آورد.» 6
وی هم چنین به فطری بودن دین تأکید می ورزد و می گوید: نوع بشر به دین نیازمند است، دین جزء نهاد بشریت، و جزء خواسته های فطری و عاطفی و عقلانی بشر است.
علامه طباطبایی (ره) می فرمایند :«دین نظام عملی مبتنی براعتقادات است که مقصوداز اعتقاد، در این مورد تنها علم نظری نیست زیراعلم نظری به تنهایی مستلزم عمل نیست،بلکه مقصود از اعتقاد، علم به وجوب پیروی بر طبق مقتضای علم قطعی است.»7
ودر جای دیگر می فرمایند : مجموع این اعتقاد ( به خدا وزندگی جاودان ) و احساس و مقررات متناسب با آن که در مسیر زندگی مورد عمل قرار گیرد 8.
ایشان در جای دیگر دین را نوعی سلوک در دنیا که متضمن صلاح دنیا و کمال اخروی است ،می داند که در واقع این تعریف ها مکمل هم بوده وبا جمع این دو تعبیر دین اعم از باورها واحکام و رفتار می شود.
علّامه در جای دیگر می فرمایند: انسان باید در زندگی روشی را اتخاذ نماید که هم به درد این سرای گذران بخورد و هم به درد آن سرای جاویدان و راهی که وی را به سر منزل مقصود و سعادت دنیا وآخرت می رساند، دین است و چنین نهاد و دینی باید از جانب خدای تعالی فرستاده شده باشد تا کامل شود 9.
دین در اندیشه آیت الله جوادی آملی :«معنای اصطلاحی دین، مجموعه عقاید ، اخلاق ، قوانین و مقرراتی است که برای ادلره امور جامعه انسانی و پرورش انسان باشد. گاهی همه ی این مجموعه، حق و گاهی همه آن ها باطل و زمانی مخلوطی از حق وباطل است. اگر مجموعه حق باشد؛ آن را دین حق و در غیر این صورت آن را دین باطل و یا التقاطی از حق و باطل می نامند.» 10
تعریف استاد محمدتقی مصباح یزدی :«دین حق عبارت است از آیینی که دارای عقاید درست و مطابق با واقع است و رفتارهایی را درمورد توصیه و تاکید قرار دهد که از ضمانت کافی برای صحت و اعتبار برخوردار باشد.» 11
دکتر سروش می نویسد: «دین عبارت است از کتاب و سنت ؛…. دین ارکان و اصول و فروع دین نازل بر نبیّ (ص) است.دین عبارت است از متون دینی و احوال و رفتار پیشوایان دینی ؛… دین یعنی کتاب و سنت و تاریخ زندگی پیشوایان دینی.»12
استاد جعفر سبحانی قائل هستند:« دین یک معرفت و نهضت همه جانبه به سوی تکامل است که چهار بُعد دارد: 1. اصلاح فکر و عقیده 2 . پرورش اصول عالی اخلاق انسانی 3 . حسن روابط افراد جامعه 4 . حذف هر گونه تبعیض های ناروا .»13
آیت الله طالقانی می فرمایند که :«دین از عقیده به خدا شروع می شود و این عقیده مانند فطریات اولی پیش از منطق و دلیل جزء سرشت و فطرت است . به این جهت اگر بواسطه تشخیص غلط یا مصلحت موقت زندگانی، کسی بخواهد خدا شناس نباشد باید همیشه با فطرت خود بجنگد و برای بی عقیدگی خود دائما عذر بتراشد و خود را دچار اضطراب و تشویش نماید. عمده هدف دین،توجه دادن به فطرت است واساس آن بر فطرت نهاده است.»14
از مجموع تعریف ها بدست می آید که دین عبارت است از مجموعه ی حقایق و ارزش هایی که از طریق وحی (به وسیله کتاب و سنت ) ، عقل و فطرت جهت هدایت انسان ها به دست بشر می رسد.اعم از این که مضامین آن از راه های عادی نیز بدست آیند یا این که حس و عقل و شهود بشری از آن محروم باشند. از این روی ، تنها مصداق دین،همان دین اسلام است.
1-1-3. معرفت دینی :
نویسنده ی کتاب قبض و بسط تئوریک شریعت ، در عبارت مختلفی اصطلاح معرفت دینی را تعریف و تبیین نموده است ؛ گاهی از آن به فهم دینی یا شریعت و زمانی به فهم آدمیان از شریعت و بسیاری از مواقع به معرفت دینی یاد کرده است.15
در عبارت دیگری بیان داشته:معرفت دینی یعنی ، معارف حاصله از احوال فهم کتاب و سنت و تاریخ زندگی پیشوایان دینی فهم اصول و مبانی و ارکان و فروع دین ؛ یا مجموعه ای ازگزاره هایی که از راه خاصی به مدد ابزار خاصی با نظر کردن بر متون دینی و احوال و رفتار پیشوایان دینی حاصل آمده اند.16
مرحوم علامه طباطبایی «ره»از واژه ” تفکر مذهبی ” به معنای معرفت دینی بهره می گیرد که مراد همان معرفت مذهبی و دینی است . او درباره ماهیت تفکر مذهبی می گوید: تفکر مذهبی تفکر بحث و کنجکاوی را می گوییم که ماده ای از مواد مذهبی را که در تعالیم آن مذهب است نتیجه بدهد؛ چنان که تفکر ریاضی مثلا تفکری را می گویند که یک نظریه ریاضی را نتیجه بدهد یا یک مسأله ریاضی را حل کند.17
علامه معتقد است قرآن به عنوان وحی نامه الهی تنها منبع و مأخذ برای تفکر دینی است واین به معنای منحصر دانستن معرفت دینی به قران نیست بلکه خود قران در تعلیمات خود برای رسیدن ودرک مقاصد دینی و معارف اسلامی سه راه ظواهر دینی، حجت عقلی و درک معنوی از راه اخلاص و بندگی را به عنوان منبع تکوّن و تحقق معرفت دینی معرفی می کند.
«استاد مصباح یزدی» معتقد است معرفت دینی ، مجموعه ای از معارف گوناگون در زمینه عقاید ، ماورای طبیعی و نیز ارزش هایی است که عقل می تواند اثبات کند ،همچنین رفتار هایی که گاه باعقل اثبات می شود وگاهی نیزعقل وحس ازاثباتش عاجزهستند.
« آیت الله جوادی آملی» معتقد است معرفت دینی معرفتی منتسب به دین و محققانه است که مجتهدان متعهد عهده دار آن می باشند . در این نگاه که بیشتر روش شناسانه است معرفت عالمان دینی که با متد و روش صحیح از دین بدست می آوردند.18
«استاد ربانی گلپایگانی» بیان می دارند که معرفت دینی معرفتی است که انسان از طریق دین و درباره دین بدست می آورد؛ یعنی با شناخت دین و آگاهی ازآن می توان به نوعی شناخت درباره هستی ( انسان ، طبیعت و خداوند ) دست یافت. زیرا دین وحیانی مجموعه ای از تعالیم و احکام است که از جانب خداوند بر پیامبران الهی وحی شده و آنان به بشر ابلاغ کرده اند…؛ بنابراین در تحقق معرفت دینی؛ دین دو نقش را ایفا می کند : نخست اینکه خود موضوع معرفت انسان است و دیگر اینکه الهام بخش معرفت انسان درباره هستی وانسان وجهان است.19
یکی از تعاریفی که با دقت بیشتری به ماهیت و حقیقت معرفت دینی می پردازد ، تعریفی است که معرفت دینی را این گونه معرفی می کند : معرفت دینی عبارت است از محصَّل سعی موجَّه برای کشف گزاره ها و آموزه های دینی به تعبیر دیگر به دستگاه معرفتی بر آمده از کاربست روش شناسی معتبر و موجه ، برای اکتشاف قضایای دینی معرفت دینی اطلاق می شود.20
در این بیان ، گزاره ها و آموزه های دینی به عنوان موضوع معرفت دینی و کشف گزاره ها به عنوان غایت و هدف آن بوده و عبارت ” محصَّل سعی موجَّه ” مشعر به روش مندی ، فرایند مندی ، عقلانیت و اعتبار معرفت دینی می باشد. همان گونه که روش ها به دلیل تفاوت رویکردها و دیدگاه ها و مبانی متفاوت و بعضا متهافت می باشد ؛ البته یکی از عوامل تعدد روش تعدد منابع و ابزار معرفت دینی است؛ زیرا معرفت دینی دارای خاستگاه و منابع متفاوتی است و از راه ها و منابع گوناگونی نظیر متون دینی (کتاب و سنت ) عقل و فطرت و کشف و شهود حاصل می آید ؛ بنابراین معرفت دینی در این دیدگاه به معنای مطلق برداشت های منسوب به دین نیست ؛ بلکه مراد از معرفت دینی معرفتی است که از متدها و منطق های معتبر و موجه حاصل شده باشد و تحقق معارف از منطق صحیح به معنای اصابت صددرصدی و قطعی با واقع دین نیست و ممکن است برخی معارف با واقع دین اصابت نکند، از این رو مراد ما از معرفت دینی تنها معرفت دینی عالمانه ، روشمند و تخصصی می باشد؛ مراد ما از روش عالمانه ، اعم از روش متعارف و موجود ( روش نظری و متد های اجتهادی) و روش های عملی و شهودی ( روش های عاملانه ) است. اما معارفی که از راه های دیگری ( غیر روشمند ) نظیر حدس ، خیالات و گمانه های عامیانه یا از راه خواب ، رویا و بافته ها و یافته های خرافی و … حاصل شده باشد، در این تعریف جای ندارد.
برای شناخت دین ( معرفت دینی ) می توان از روش های متفاوت بهره برد . زیرا گزاره های دینی در منابع دین متفاوت است . بعضی از آن ها با روش عقلی ، بعضی با روش تاریخی ، بعضی با روش شهودی و عرفانی ، بعضی با روش تعبدی و بعضی از آن ها با روش علمی قابل ارزیابی است. فلذا در این تحقیق باید برای کشف مبانی معرفت شناختی دین از منظر این دو اندیشمند روش هایی کسب معرفتی ان ها را نیز مورد بحث و بررسی قرار دهیم .
1-1-4. معرفت شناسی دینی یا فلسفه معرفت دینی :
معرفت شناسی آن شاخه ای از فلسفه است که به ارزشیابی معرفت بشری ، حدود ، مبانی و ابزار ، مبادی دور و نزدیک آن و میزان اعتماد به ان می پردازد ، حاصل ان که معرفت شناسی به میزان توان عقل و دستگاه ادراکی بشر برای رسیدن به واقع می پردازد .21
معرفت شناسی بررسی فلسفی معرفت و شناخت آدمی است و فلسفه معرفت دینی ؛ تأمّل عقلی و برهانی در باب شناخت دینی خواهد بود . به عبارت دیگر ؛ معرفت شناسی درباره شناخت آدمی به طور کلی است ولی معرفت شناسی دینی درباره معرفت آدمی در قلمرو دین به طور عام یا ویژه است.
واین رساله در این قلمرو قرار دارد ؛ یعنی بحث ما در باب معرفت شناسی دینی است و یکی از مسائل آن، احیای معرفت دینی می باشد و ما در این پایان نامه به یکی از مصادیق احیای معرفت دینی که مبانی معرفت دینی آیت الله طالقانی واستاد مطهری باشدرسیدگی می کنیم.
1-1-5. مبانی :

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید